*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخبار افق, اخبار افق شماره خبر: ٤٠٦١٧٩ ١٢:٣٠ - 1397/12/22   امام خامنه‌ای در جمع اساتید و مدیران مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی ارسال به دوست نسخه چاپي


امام خامنه‌ای در جمع اساتید و مدیران مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی

حوزه انقلابی شعار نیست


عالمی به درد کشور می‌خورد که معتقد به انقلاب باشد رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار طلاب، اساتید، مدیران و همسران طلاب مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی با تأکید بر انقلابی ماندن حوزه‌های علمیه، گفتند: طلبه، استاد و مرجع ما اگر معتقد به این تحول عظیم یعنی انقلاب بود، به درد کشور خواهد خورد...


به گزارش روابط عمومی مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی، در این دیدار رهبر معظم انقلاب در ضمن سخنان ارزشمندی در پاسخ به سؤالی بیان کردند: رابطه با سؤالی که در مورد خواندن فلسفه در مؤسسه مطرح شد، البته با فلسفه خواندن نه فقط مخالف نیستم بلکه کاملاً تأیید میکنم، فلسفه هم لازم است. حالا چطور داخل برنامههای شما بشود، آنها بستگی دارد به برنامهریزی مدیران محترم. لکن نه، فلسفه خوب است، لازم است؛ لازم است! نه اینکه خوب است، در این تردیدی نیست. لکن آنکه زندگی را اداره میکند عملاً آن فقه ماست. علت هم این است که فلسفه اسلامی امتداد عملی در طول زمان نداشته؛ یعنی این حکمت نظری ما امتداد پیدا نکرده به حکمت عملی. در حالیکه فلسفههای غربی که از لحاظ نفس فلسفه - فلسفه بودن - خیلی کممحتواتر و ضعیفتر از فلسفه اسلامی هستند امتداد عملیاتی دارند؛ یعنی اگر چنانچه شما مثلاً فرض کنید فلسفه کانت یا هگل یا فلان را معتقد باشید، یا مارکس را معتقد باشید در مورد حکومت یک نظر دارید، در مورد فرد یک نظر دارید، در مورد ارتباطات اجتماعی یک نظر دارید اما فلسفه ملاصدرا یا فلسفه [فرض بفرمایید که] ابن سینا یا دیگری اقتضائش در حکومت، در فلان چیست، چیزی برای ما روشن نشده. نه اینکه ندارد، قطعاً دارد، من سفارش هم به متفلسفین و فعالان فلسفه همیشه این بوده که این امتداد را پیدا کنند چون معتقدم اثر دارد، این امتداد وجود دارد، اما خب رویش کار نشده. بنابراین فعلاً آنکه میتواند جامعه را اداره کند فقه ماست.

حوزه علمیه یک ظرفیتهای بیشماری دارد؛ حقیقتاً ظرفیتهای بی شماری دارد. این دقتهایی که در مباحث فقهی انسان مشاهده میکند در بین فقها، در مسایل کم اهمیت از لحاظ عملی و از لحاظ جایگاهش در مجموعه احکام اسلامی خیلی چیز مهمی نیست اما میبینیم یک دقتهایی در این زمینهها میکنند که واقعاً شگفتآور است؛ خیلی عمیق، ریزبین و ژرفنگر در کارهای فقهی ما، در علمای ما وجود دارد. خب این خیلی ظرفیت مهمی ست و خیلی چیز مهمیست.

بنده یک مدتی بحث قصاص میکردم، نظرات حقوقدانهای غربی را کسانی که - دوستانی که - با ما همکاری میکردند، بلد بودند و اینها را برای بنده میآوردند و من نگاه میکردم که گاهی اوقات نظراتی که آنها داشتند در مسایل گوناگون. خب تعمقهای خوبی هست در کارهایشان، اما واقعاً خیلی فاصله دارد با آن دقتی که مثلا فرض کنید مرحوم صاحب جواهر یا دیگری در این زمینه داشتند؛ بهعنوان مثال آقای خوئی، فقیه معاصر خودمان. خیلی فاصله دارند، اینها خیلی عمیقترند، خیلی ژرفنگرترند، خیلی به لوازم فتوا از نظر خودشان متوجه ترند؛ اینها ظرفیت حوزه است.

این حوزه میتواند همه نیازهای یک نظام اسلامی را جامعه اسلامی را برآورده کند و همینطور که آقای صدر گفتند اگر چنانچه نهادسازها یعنی مثلاً بانک مرکزی که یک نهاد است فرض کنید یا دستگاه دانشگاه که یک نهاد است، اگر چنانچه برای مدیریت اسلامی خودش سؤالی پیدا کند به که باید مراجعه کند؟ باید به حوزه مراجعه کند. الآن این اتفاق نمیافتد، یعنی این کار الآن وجود ندارد. یک نمونهاش را حالا مثلاً ملاحظه کنید که غالباً خیلی خیلی نادر است شبیه این، مثلاً فرض کنید که یک روزی پاکستانیها درصدد برآمدند بانک اسلامی درست کنند و فراخوان دادند به دانشمندان و فقهای دانشمندان اسلامی؛ مرحوم صدر مرحوم شهید صدر کتاب «البنک لا الربوی» را نوشت و فرستاد. این یک نمونه است. حالا آن البنک لا الربوی چقدر جواب نهاد بانک را در دنیای امروز میدهد، آن بحث دیگریست که حالا ممکن است نواقصی داشته باشد اما بالاخره یک پاسخی داده شده است. شما چند نمونه از این پاسخها سراغ دارید؟ خیلی کم. خیلی کم، اگر دومی و سومی داشته باشد مسلماً دهمی ندارد؛


 برنامههای مؤسسه

در حالیکه حوزه این توان را دارد، حوزه و سبک کار در حوزه و سبک تحقیق در حوزه یک جوری بوده که دقتنظر و ژرفنگری و عمقیابی جزء طبیعت کار حوزه است و این جزء امتیازات ماست و حوزه میتواند این کار را انجام بدهد و حالا امروز با توجه به این نیازها این انگیزه بیشتر شده. پس حوزه باید این را تحقق ببخشد. این بود که ما به فکر افتادیم که این کار را حالا از یک گوشهای شروع کنیم. البته عرض کردم ادعا این نیست که فقط همین جاست؛ دیگران هم دارند میکنند، در مؤسسات خوب و مفیدی که بحمدلله در حوزه هست دارند کارهایی را انجام میدهند. این هم یک مجموعهای است به نظر من خوب برنامهریزی کردند آقای صدر، دوستانتان، همکارنتان خوب برنامهریزی کردند؛ این برنامهریزی، برنامهریزیِ خوبی ست. این تحت اشراف که گفته میشود این معنایش این نیست که بنده نسبت به برنامهها حالا نگاه میکنم، دقت میکنم، اظهار نظر میکنم؛ این را خود آقایان میکنند. حالا بالاخره به نحوی منتسب به ماست اما مربوط به خود آقایان است که دارند کار میکنند.

من عرضم این است؛ اولاً این سبکی که ذکر کردند در تدریس و تدرس که طلبه مشارکت میکند در پاسخیابی، این سبک خوبی ست، این سبک مفیدی ست. منتهی تسلط استاد و تصرف استاد نبایستی تحت شعاع قرار بگیرد؛ بالأخره استاد است که دارد هدایت میکند، دارد کار میکند، جمع وجور میکند و الا اگر چنانچه مطلب سپرده بشود به اذهان ده نفر، بیست نفر طلبهای که حالا در این کلاس هستند این معلوم نیست که به یک نظام و مجموعه درستی [برسد]. استاد باید هدایت کند، اگرچه اینها هم باید کمک کنند و همراهی کنند خوب است.

در مورد اصول که ایشان فرمودند متوسط اصول در حوزه ۱۵ سال است. خیلی برای من تعجبآور است، اصول لازم است، اصول ضروریست؛ برای تفقه بلاشک اصول لازم است. منتهی اصول یک... مرحوم آقای خویی رضوان الله تعالی علیه یک فقیه اصولی بود دیگر، از ایشان اصولیتر کیست. در فقهش هم کاملاً اصول واضح و آشکار است. ایشان دوره اصولش را من شنیدم ۵ سال بود. ایشان مثلاً چه کار میکرده؟ چه را از اصول میانداخته که میشده ۵ سال؟ بنابراین میشود اصول را ۵ سال خواند، میشود ۶ سال خواند. به نظر من یک مقداری در مورد اصول بایستی جمع وجورتر و به اصطلاح مضیقتر بایستی حرکت کرد، مواظبت کرد. غیر از فقه است؛ فقه باز است، هرچه میتوانید در زمینههای فقهی کار کنید به نظر ما خیلی خوب است.

و حالا از لحاظ کمیت که فراخوان دادند، من نمیدانم حالا چه تعدادی، چون شما ذکر نکردید که چه تعدادی میخواهید بالاخره طلاب در سطوح گوناگون بگیرید، من در این مورد نظری ندارم. بالأخره هرچه که کار با دقت و با ملاحظه انجام بگیرد و هر قدمی که میخواهید بردارید بدانید که این قدم را کجا میخواهید بگذارید، زیر پایمان محکم باشد این بهتر است. ممکن است یک مقداری با بطء همراه باشد، اما عیبی ندارد؛ کار بطیء و محکم بهتر از کار سریع و متزلزل و نامحکم است.

مدرک تحصیلی دانش آموختگان مؤسسه

یک نکته دیگری که من به ذهنم هست، البته این را در مورد کل حوزه علمیه بنده عقیده داشتم که تا حالا هم نشده، بارها هم با مسئولان حوزه بهخصوص حوزه قم مطرح کردیم. ظاهراً برایشان سخت است. کسی که یک درسی را میخواند و به یک جایی میرسد، این احتیاج به مدرک دارد. این احتیاج به شهادت دارد. اشتباه بزرگ این بود که آمدند این شهادت را با شهادتهای دانشگاهی مخلوط کردند، حالا اول که میخواستند اسمش را دکتری بگذارند و آن که غلط بود، بعد معادل دکتری؛ این هیچ لزومی ندارد.

شما بیایید مشخص کنید که کسی این مثلاً فرض کنید سه سال اول عمومی را میگذراند یک سه سال عمومی دارید دیگر! این چیست؟ طلبهای که محصول سه سال درس خواندن در این مؤسسه است که لزوماً مطابق با سه سال درس خواندن در حوزه آزاد نیست، یک خصوصیات بیشتری دارد. این اسمش چیست؟ یک اسمی برایش معین کنید. بعد شما یک سه سال دیگر دارید که در آن کار تخصصی میکنید. آن کسی که آن سه سال را گذراند یک صلاحیتهایی پیدا میکند، برای آن هم یک اسمی مشخص کنید و مؤسسه شهادت بدهد که این به این حد رسیده است. بعد یک دو سال داریم که آن دو سال دو سالِ تحقیق و پژوهش و اینهاست؛ آن دو سال را وقتی گذراندید دیگر صلاحیتهای جدیدی پیدا میکنید؛ شما بدون اینکه از آنها تقلید بکنید و بخواهید با آنها انطباق بدهید، مطلقاً به نظر من این کار جایز نیست که ما بیاییم کار خودمان را با آنها منطبق کنیم، بگوییم مثلاً این برابر دکتریست، این برابر مثلاً ارشد است، این برابر… این اصلاً معنی ندارد. نوع کار آنها با نوع کار ما متفاوت است.

اما شما شهادتهایتان را مشخص کنید. وقتی آن دو سال آخر هشتسال را شما انجام دادید، یک صلاحیتی پیدا میکنید. این صلاحیت را مشخص کنید، و شهادت بدهید. به نظر من این کار خیلی خوب است. فرض کنید حالا… البته ما از قدیم یک چنین چیزی داشتیم، این اجازه اجتهادی که رایج بوده، این همین است دیگر! یعنی طلبه به یک نقطهای میرسد که مجتهد میشود، اجازه اجتهاد به او میدادند، قدیم معمول بود اجازه اجتهاد میدادند. یا آنکه در باب مثلاً در حدیث پیشرفت میکرد و اهل حدیث بود به او اجازه روایت حدیث میدادند، اجازه نقل حدیث میدادند؛ این کار معمول بود. حالا متأسفانه این نیست، حالا واقعاً متأسفانه؛ چون خیلی خوب بود اگر چنانچه بود. آقایان ملاحظه میکنند، اجازه اجتهاد نمیدهند بهخاطر اینکه مبادا یک تبعهای بر آن مترتب بشود؛ در حالیکه نه! میشود طوری هم عمل کرد که تبعهای هم مترتب نشود. اما حالا شما خودتان این کار را انجام بدهید؛ یعنی اجازه، یک شهادتی برای فلان مرحله از درس (این هم یک نکته).


 انس با قرآن و حدیث

نکته دیگر؛ سؤال شد که برای ورود در حدیث و قرآن، یعنی انس با قرآن و انس با حدیث، حقیر چه چیزی پیشنهاد میکنم. من حالا البته در برنامههای درسی نمیتوانم؛ یعنی واقعاً چون نمیتوانم، بالاخره آقایان زحمت کشیدند، نشستند برنامهریزی کردند، نمیشود بنده از کمر کار وارد بشوم بگویم تفسیر این است. اما معتقدم از تفسیر جدا نشوید؛ یعنی حتماً تفسیر را حالا ممکن است جزء برنامه درسیتان نباشد، شاید احتیاج هم نداشته باشید برای اینکه برنامه درسی باشد، اما حتماً… مثلاً فرض کنید یک دوره تفسیر مجمعالبیان بسیار تفسیر خوبی است. مجمعالبیان بسیار تفسیر عالمانه است؛ یعنی مرحوم طبرسی در یک جاهایی، در ذیل یک آیاتی ملایی خودش و تبحر خودش را در استدلال و استنباط نشان داده است. گاهی اوقات اینطور است، یک جاهایی هم البته احتیاج نبوده، نه. مثلاً فرض کنید تفسیر و انس با قرآن جداگانه، و انس با تفسیر جداگانه؛ این تذکر لازم است؛ و همینطور البته حدیث که احتیاج هم دارید شما، یعنی شما برای فقاهت چون به منابع حدیثی نیاز دارید، طبعاً به رجال، حدیث و علم حدیث و به این چیزها طبعاً احتیاج دارید. لابد در برنامههایتان هم علیالقاعده باید باشد و آن راهش این است که باید انجام بگیرد.

 جهتگیری انقلابی در مؤسسه

و نکته آخری که میخواهم عرض کنم، جهتگیری انقلابی را مواظب باشید مقهور هیچ کدام از این شاخصها و مهمات کار این مؤسسه قرار نگیرد -جهتگیری انقلابی- طلبه ما، استاد ما، فاضل ما، عالم ما، مرجع ما، اگر چنانچه معتقد به این تحول عظیمی که اسمش انقلاب است بود، به درد این کشور خواهد خورد. اگر معتقد به این نبود، به درد کشور نمیخورد، به درد جمهوری اسلامی نمیخورد، باید معتقد باشد. این است که بنده میگویم حوزه انقلابی؛ حوزه انقلابی معنایش این نیست که حالا حتماً در مثلاً فلان جا شعار بدهد یکوقت لازم باشد شعار هم باید داد، بنده هم گاهی لازم است شعار میدهم لکن مهم این است که عمیقاً از بن دندان معتقد باشد که این تحولی که در این کشور اتفاق افتاده، این تحول همچنان باید ادامه پیدا کند. تحول یک چیز متوقف شدنی نیست. تحول یعنی یک دگرگونی که هر روز کاملتر، بهتر، قویتر و عمیقتر میشود؛ این باید ادامه داشته باشد، ما باید معتقدم باشیم. دشمنانمان را بشناسیم، دشمنان این نظام را بشناسیم، دشمنان این حرکت تحولی را بشناسیم. اگر نه، کشور به رکود خواهد انجامید و مغلوب سیاستها و گرایشهای دشمنان این ملت و دشمنان اسلام خواهد شد. امروز اسلام نگاهش به مجموعه جمهوری اسلامیست؛

من به شما عرض بکنم، الآن در دنیای اسلام گرایش به احیای اسلام و زندگی اسلامی به معنای واقعی خیلی زیاد است. ملتهایی که سرخورده شدند از این تمدنهای مادی غربی و شرقی، به اسلام گرایش دارند. منتهی ملجأی، مرجعی، شاخصی، ستونی که به آن تکیه کنند، کسی که به آن مراجعه کنند ندارند. لذا نگاهشان به جمهوری اسلامی یک نگاه واقعی ست، این وجود دارد؛ البته دشمنان نمیگذارند و نمیخواهند این معلوم بشود اما وجود دارد. امروز در هرکدام از این کشورهای اسلامی عربی که سرانش به خون ما تشنه هستند اگر چنانچه از جمهوری اسلامی یک نشانی، اثری، برگهای در آنجا پیدا بشود، شخصی برود، شخصیتی برود، افرادی بروند، کتابی برود و مانع از طرف سرانشان نباشد، مردم به آن اقبال میکنند. الآن همه این کشورهای اسلامی تقریباً همه کشورهای اسلامی از شرق تا غرب؛ از اندونزی و مالزی و اینها بگیرید تا آفریقا، این است، مردم چشمشان به اینجاست. این دنیای اسلام امروز نیاز دارد به این حرکت انقلابی ما. آن کسانی که در داخل حرف میزنند، کار میکنند، اظهاراتی میکنند که با گرایش انقلابی مغایر است ولو متضاد هم نباشد، اما همینقدر که مغایر با گرایش انقلابیست اینها به امید امت اسلامی ضربه میزنند، این ضربه به آنهاست، خیانت به آنهاست؛ بنابراین حرکت تان حرکت انقلابی باشد و کار انقلابی.


 توجهات معنوی طلاب

و توجهات معنوی؛ یعنی واقعاً بدون توجهات معنوی نمیشود، بدون توسل، بدون دعا، بدون نماز شب، بدون مراجعه و خواندن صحیفه سجادیه نمیشود؛ اگر چنانچه آدم بخواهد ارتباط قلبی خودش را، ارتباط معنوی خودش را با خدا حفظ نکند و مراقبت نکند از آن، کار پیش نمیرود. خدا رحمت کند مرحوم حاج احمدآقا میگفت که امام حالا امام پیرمردی در آن وقتی که ایشان میگفت قریب ۹۰ سال مثلاً، هشتاد و چند سال سنش بود میگفت شبها که امام پا میشود و گریه میکند در نیمه شب، دستمالهای معمولی کفایت نمیکند که اشکهایش را پاک کند؛ حوله! حوله دست و رو خشک کنی، میگفت برای امام، امام دم دستش میگذارد که اشکهایش را با آنها پاک کند. خدا هم به او توفیق داد، کمک کرد، به خاطر همین معنویت، به خاطر همین استغاثه به خدای متعال، توکل به خدا و درخواست از خدا.

شماها جوانید، دلهایتان پاک است، پاکیزه است، گرفتاریتان کمتر است و خیلی خوب میتوانید این دلها را متوجه خدا کنید. نمازها را خوب بخوانید، با دعا و توسلات انس داشته باشید، با ذکر ائمه علیهم السلام انس داشته باشید و به خصوص من توصیه میکنم نماز شب را تا آنجایی که میتوانید؛ ولو نتوانستید هم یک وقتی، قضایش را! ترک نشود، یعنی دنبال کنید. اینها خیلی اثر میگذارد، نورانیت میدهد به شما و این نورانیت آن وقت به شما کمک میکند در پیدا کردن راه. یک چیزهایی را انسان از این و آن هم هرچه سؤال کند به درد نمیخورد؛ یعنی گاهی از کسی هم چیزی میشنود اما در انسان اثری نمیگذارد. اگر آن نورانیت پیدا شد، آن دلها را باز میکند، انفتاح میدهد، بهجت معنوی به انسان میدهد و شماها جوانید، شما از این جهت از ما جلوترید، بهترید، کار برای شما آسانتر است تا ما.

إنشاءالله که خداوند شما را موفق بدارد. بله ما که شما را دعا میکنیم، شما هم ما را دعا کنید.

والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته

 


خروج