*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه, اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤٠٦٠٩١ ١٢:٥٨ - 1397/12/20   سر سلسله شرارت‌ها / آیت‌الله مجتبی تهرانی رحمه الله علیهدرس اخلاق شماره 583 ارسال به دوست نسخه چاپي


سر سلسله شرارت‌ها / آیت‌الله مجتبی تهرانی رحمه الله علیهدرس اخلاق شماره 583

سر سلسله شرارت‌ها / آیت‌الله مجتبی تهرانی رحمه الله علیه


بحث ما پیرامون «حیا» است، نه بی‌حیایی، ولی از آن‌جا که به قول علما «یعرف الاشیاء بأضدادها»؛ تعریف به ضد، مطلب را خوب تفهیم می‌کند، لذا مجبوریم رذیله بی‌حیایی را مطرح و سپس به فضیلت «حیا» بپردازیم. در محاورات عرفی گفته می‌شود که فلانی بی‌حیا است و این همان وقاحت است که در فارسی از آن به «بی شرمی» تعبیر می‌شود...


علمای اخلاق وقتی وقاحت و بیشرمی را تعریف میکنند، میگویند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتکاب محرمات شرعیه». به تعبیر عرفی یعنی پررویی. اگر انسان کاری که از نظر عقل و شرع زشت است را انجام دهد و اصلاً به روی خودش هم نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، چنین فردی انسان پررو و بیحیایی است. برای چنین شخصی از نظر دورن ذرهای ناراحتی ایجاد نمیشود.

بنابراین یک نفر که میگوید: من معتقد به معاد و نبوت و توحید هستم، در عین حال گناه میکند و از درون هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمیشود، منشأ آن، عدم مبادلات نفس و بیحیایی است. حالا چه شده که او بیحیا شده، بحث مفصلی است.


 بیحیایی سر سلسله شرارتها

روایات مختلفی در جوامع روایی ما آمده که بیحیایی را ریشه گناهان و بیبند و باریها عنوان کرده است. روایتی میفرماید: «القحة عنوان الشرّ»؛ روایت میفرماید: اگر بخواهی برای شرور، یک تیتر و به تعبیری یک اسم بگذاری، آن بیحیایی است. بنابراین همه شرور زیرمجموعه بیحیایی است.

روایت دیگری که خیلی روشنتر است، میفرماید: «رأس کلّ شرّ القحة»؛ یعنی سرآمد هر شری بیحیایی است.

روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند: «الحیاء هو الدین کلّه»؛ با این سخن پیامبر بحث ما کامل میشود که اساساً شاکله دین را حیا تشکیل میدهد. اگر حیاء باشد، انسان در جهت صلاح و دینداری گام برمیدارد وگرنه شخص بیحیا نه انسان است و نه متدین. دست او از هر دو خالی است. تمام گناهان از همین بیحیایی نشأت میگیرد.


 تسامح در مورد بیحیایی

ممکن است برخی بخواهند اعمال وقیح خودشان را توجیه کنند، ولی شما فریب این حرفها را نخورید و بدانید که این کارها از عدم تعادل قوای نفسانی نشأت میگیرد. من میشنوم که درباره شخصی که فحاشی میکند یا دروغ به مردم میگوید، میگویند: او ادبیاتش خوب نیست! آن شخص دارد فحش میدهد، ولی دیگران میگویند: چیز مهمی نیست، ادبیاتش خوب نیست! این گفتمان در گذشته نبود و ما این روزها داریم میشنویم.

یک نفر، آدم بیحیا و بیشرمی است و حتی آدم بیدینی است؛ چون بسیاری از این بیحیایی خلاف شرع است، اما میگویند: «مهم نیست ادبیاتش خوب نیست یا بدسلیقه است!!» روایتی منقول است که میفرماید: «لا ایمان لمن لا حیاء له»؛ و از طرفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده که فرمود: «لا دین لمن لا حیاء له».

امروزه یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما مسئله بیحیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است.


تهیه و تنظیم: علیاکبر بخشی

 


خروج