*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه, اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤٠٤٩٩٧ ١٢:٢٠ - 1397/10/24   مراقبت از رفتار و گفتار / حضرت‌آیةالله مظاهریدرس اخلاق شماره 578 ارسال به دوست نسخه چاپي


مراقبت از رفتار و گفتار / حضرت‌آیةالله مظاهریدرس اخلاق شماره 578

مراقبت از رفتار و گفتار / حضرت‌آیةالله مظاهری


حساب خواص غیر از حساب عموم مردم است ممکن است یک چیزی برای عموم مردم مباح باشد یا این‌که مکروه باشد اما به عنوان حکم ثانوی برای ما حرام باشد. برای این‌که ما منسوب به اسلام هستیم و خیلی کارها را باید انجام ندهیم، خیلی مواظبت‌ها را باید بکنیم. اگر مردم از افعال ما و کردار ما حکمی نادرست را برداشت بکنند یا ابهت گناه از دلشان برود، این گناه خیلی بزرگ است. بعضی اوقات چنین هم می‌شود انسان می‌بیند که یک جمله از یک عالم چه آتش‌ها بر افروخته و بر عکس آن یک جمله چه نشاط‌ها و کارهای خوبی حاصل شده است. این عمربن عبدالعزیز حدود پنج شش ماه بیشتر خلافت نکرد اما خیلی کارها کرد. در تاریخ نوشته است که این کارها و تحول حال او در اثر جرقه‌ای بود که یک معلم در او ایجاد کرد. می‌گفت معلم من پیش من مشغول نماز مستحبی بود، من و یک پسر دیگر که پیش او درس می‌خواندیم مشغول ناسزا گفتن به امیرالمؤمنین‌ علیه السلام شدیم. پس از آن‌که نماز معلم تمام شد رو کرد به من و گفت کسی که در زمان پیغمبر اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم بهشتی بوده و همه به آن اذعان داشتند به چه دلیل بعداز پیغمبر اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم کافر شد به‌طوری که بشود او را لعن کرد. عمربن عبدالعزیز می‌گوید: همین یک جرقه باعث شد که در همان وقت تصمیم گرفتم اگر قدرت پیدا کردم، امیرالمؤمنین‌ علیه السلام را بلند بدارم...

بالاخره آن عقل تبلیغ و عقل طلبگی را نداشتن گاهی اوقات خرابکاری به بار میآورد. ما طلبهها خیلی باید مواظب باشیم که یک دفعه از جملات ما، یک بدعت دینی درست نشود. یکی از نصیحتهایی که امام خمینی قدس سره پیوسته در درسهای خود به طلاب داشتند این بود که میفرمودند که اگر میخواهی مبلغ بلاد بشوی و مردم از رفتار و کردار شما، از گفتار شما، دین حقیقی را بفهمند، مواظب باشید که با دین مردم چه میکنید. بعد میفرمودند: اگر یک جملهای یا یک کاری از شما صادر بشود که موجبات وهن اسلام بشود و حتی موجب وهن روحانیت بشود، این «ذنب لا یغفر» است یعنی این گناه به اندازهای بزرگ است که شخص دیگر توفیق پیدا نمیکند که توبه کند و یا منظور این است که وقتی آب ریخت دیگر نمیشود آن را جمع کرد. گاهی انسان یک جملهای میگوید ولی دیگر نمیتواند بگوید اشتباه کردم و اینجور نبوده که من گفتم.

روایت دارد «من سنّ سنةً سیئةً فله وزرها و وزر من عمل بها و من سنّ سنةً حسنةً فله اجرها و اجر من عمل بها» آن کارهایی را که عمربن عبدالعزیز صورت داد، علاوه بر اینکه برای خودش ثواب داشت به همان اندازه برای آن معلم هم ثواب داشت. کتاب انحرافی آیات شیطانی را که سلمان رشدی نوشته به همان اندازهای که خودش گناه دارد، هر کس هم آنرا بخواند و منحرف شود و کار بیجایی انجام دهد، گناهش در نامه عمل نویسندهاش نوشته میشود.


 طلبه زیر ذرهبین است

مطلبی را که همه ما باید توجه کنیم این است که اگر مردم دو تا چشم دارند، چند تا چشم دیگر پیدا میکنند تا به حرفهای ما، به رفتار و منش ما و به رفتار زن و بچههای ما نگاه میکنند، همیشه تاریخ همچنین بوده و ما زیر ذرهبین عموم مردم بودهایم، اما بالاخره تشیع مرهون این روحانیت است، این را همه حتی دشمنان هم میدانند لذا ما باید احترام این لباس را پیش زن و بچهمان، پیش رفیقمان و در جامعه داشته باشیم.


 توجه به تهذیب نفس دوای دردها

رعایت این مسایل اخلاقی نیاز دارد که انسان با نفس خود کار کند و آنرا به آداب اخلاقی مزین کند. ما چارهای نداریم به جز اینکه به خداوند عرض کنیم که ما نمیتوانیم، ما لنگ هستیم باید تو یک لطفی بکنی اما شخص باید در مسیر خودسازی باشد، آنگاه عرضه دارد که خدایا خودت فرمودی: «و لولا فضل الله و رحمته ما زکی منکم من احد ابداً ولکنّ الله یزکی من یشاء» کسی که زبان حالش این است بالاخره باید بهطور جدی یک کاری برای خودش بکند و حقیقتاً معلم ما بشود خدا.

این مسئله خودسازی خیلی لازم است. عموم مردم که معمولاً کاری به این حرفها ندارند، ما طلبهها هم که باید کار به این امور داشته باشیم، به آن اهتمام جدی و مؤثر نمیدهیم و در اخلاق در خودسازی کار نمیکنیم. باید اقلاً یک ساعت، دو ساعت در روز صرف این حرفها بشود. قرآن کریم پس از یازده قسم میفرماید: «قد أفلح من زکیها و قد خاب من دسئها»

 گاهی تقوا خود حربه سقوط میشود

مطلب عمدهای که بزرگان هم میگویند این است که در حالت عادی صفت رذیله کاری با انسان ندارد و از طرفی ممکن است انسان برسد به آنجا که بهراستی متقی بشود و به واجبات اهمیت بدهد و از گناه واقعاً اجتناب داشته باشد، اما ناگهان همان تقوا حربه بشود. در روایت هم آمده که گاهی انسان صدیق و متقی وارد مسجد میشود و شیطان گولش میزند و از عبادتهایش مغرور میشود و لذا فاسق برمیگردد و برعکس انسان فاسق در مسجد دلش میشکند، حال خجالتزدگی پیدا میکند و بهصورت صدیق از مسجد بیرون میآید. گاهی اوقات آدم متقی است، اما حسادت یا ریاستطلبی او را زمین میزند و بد هم زمین میزند مثل مالکبن صور که خیلی متقی بود تا موقعی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به بصره و کوفه مشرف نشده بودند آدم وارستهای بود، اما وقتی با ورود حضرت، ریاستش را در معرض خطر دید، زمینه پیدا شد و طلحه و زبیر آمدند و او را گول زدند و او را از راه مستقیم خارج کردند. انسان از حوادث تاریخی درس میگیرد که نباید تقوا و دینداری را به خودمان نسبت دهیم بلکه آنرا یک توفیق الهی و عنایت او بدانیم تا انشاءالله به رستگاری واقعی برسیم.

تهیه و تنظیم: علیاکبر بخشی


 


خروج