*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤٠٤٥٧٣ ١٢:٤٤ - 1397/10/03   علائم محبت به خدا / آیةالله شیخ محمدتقی آملیدرس اخلاق شماره 575 ارسال به دوست نسخه چاپي


علائم محبت به خدا / آیةالله شیخ محمدتقی آملیدرس اخلاق شماره 575

علائم محبت به خدا / آیةالله شیخ محمدتقی آملی


برای شخص محب علامات و نشانه‌هایی است که اگر واجد آن‌ها بود محبتش، حقیقی است و الا دروغ می‌گوید. از علائم محبت این است که نزد محب هدایا و تحف و وسایلی است که باید از جانب دوست به او برسد، یکی از آن هدایا و عطایای حق نسبت به او لذت بردن او از بلایایی است که از طرف حق به او می‌رسد. شاعر گوید...


برای شخص محب علامات و نشانههایی است که اگر واجد آنها بود محبتش، حقیقی است و الا دروغ میگوید. از علائم محبت این است که نزد محب هدایا و تحف و وسایلی است که باید از جانب دوست به او برسد، یکی از آن هدایا و عطایای حق نسبت به او لذت بردن او از بلایایی است که از طرف حق به او میرسد.


شاعر گوید:

عاشقم بر لطف و قهرش به جد

این عجب، من عاشق این هر دو ضد

دیگر از علائم محبت، پرهیزگاری و زهد او در نعمتهای زائله دنیا است؛ یعنی به اندازه ضرورت بهرهبرداری میکند و از تصرف بسیار در آنها اجتناب میورزد و این میسر نمیشود، مگر به اینکه در دلش غیر از خیال محبوب چیزی نباشد.

از علائم محبت آن است که دیده شود محب، در اطاعت دوستش عزم ثابت و تصمیم راسخی دارد؛ چنانچه اگر افرادی به اصرار او را از اطاعت منع کنند، هر آینه او از اطاعتش دست برنمیدارد و اینها در فرمانبرداری محبوبشان، کالجبل الراسخند که «لا یخافون فی الله لومة لائم».

از علامات دیگر محبت آن است که از شدت انس به محبوب، از غیر محبوبش متنفر و فراری است؛ به حدی که اگر صدهزار چیز به او بدهند تا محبوبش را از او بستانند، راضی نباشد، و اگر همه چیز را بگیرند و محبوبش را از او باز ندارند، راضی باشد.

از علائم دیگر آن است که چون به روی شخص نظر کنی خندان و متبسم است، ولی چون به دلش نظر کنی میبینی که مانند بلبل نالههایی دارد. در میان مردم خندان و گشادهرو است، ولی قلبش مانند زن بچه مرده محزون است. حزن او گریه و زاری اوست در تاریکیهای شب.

از علامات و نشانههای دیگر این است که شخص محب برای اعمال قبیحی که از او صادر شده، گریان است و پیوسته در توبه و انابه است؛ چنانچه نقل میکنند کسی نسبت به شخصی، علاقه داشت پس به یک زحمتی خود را به محبوبش رسانید. محبوب گفت: چگونه میخواهی مرا ببینی با چشمی که به غیر من نظر افکنده است؟ چون این سخن شنید فوراً به گریه افتاد و توبه کرد و گفت: راست میگویی، چشمی که به غیر جمال محبوبش نظر افکنده قابلیت رؤیت محبوب را ندارد.

 مفاسد اظهار محبت نزد دیگران


یکی دیگر از علائم محبت آن است که محب، دوستی محبوبش را از غیرمحبوبش کتمان کند، به جهت آنکه ممکن است درجات محبت بر خود شخص محب هم پوشیده باشد، یعنی ممکن است قبل از امتحان انسان بپندارد در مرتبه دهم از محبت الهی است، لکن چون پای امتحان جلو آید معلوم میشود که صرف دعوی بوده و آنطور نبوده که خیال میکرده است.

پس در هر صورت اظهار محبت نزد دیگران بد است و بسا میشود که اظهار آن دروغ است و باید مخفی داشت. برای آنکه چون دعوی محبت کرد نتواند پای امتحانش بایستد و از میدان فرار کند کما آنکه گویند: زنی بود دختر خود را بسیار دوست میداشت و از فرط علاقه گاهی میگفت: خدایا مرا فدای دخترم گردان. اتفاقاً دختر مریض شد و در این وقت گاوی وارد حیاط خانه شد و سر خود را درون دیگ کرد تا چیزی بخورد، دیگ به شاخهای او گیر کرد و نتوانست سر خود را بیرون آورد. در این میان چشم زن به او افتاد و تصور کرد که حضرت قابض الارواح است! یک مرتبه دست و پای خود را گم کرد و با وحشتی تمام گفت: اگر مریض را میخواهی در آن اتاق است. بنابراین کسی که ادعای محبت میکند، اینگونه امتحانات برایش زیاد پیش میآید که باید طوری رفتار کند تا میان حرف و عمل تفاوتی پیدا نشود؛ بنابراین بین حال محبت و اظهار محبت برای دیگران جمع نمیشود. اگر کسی نسبت به خدا محبت میورزد او را با غیر محبوبش چه سروکاری است که محبت به خدا را برایش بازگو نماید. در صورت اظهار، غرضش چیزی نیست مگر اینکه خود را نزد دیگری معرفی مینماید، و لذا به همین اندازه که توجهاش به غیر است، از توجهش نسبت به خدا کاسته میشود و این مذموم است؛ زیرا میگویند قبله عشق یکی باشد و بس. باید گفت که کتمان محبت، فرع بر تمکن از پوشاندنش میباشد، واضحتر بگوییم اینکه گاه شود که محبت از حال اعتدال و موازنه خارج شده و شدت آن بر محب غالب میشود به حدی که در اعضاء او اضطراب حاصل میشود. در این حالت کار محب اینطور است که هرچه او را مخفی نماید باز مانند مشک بیرون میزند و البته این با مقام محبت منافات ندارد زیرا اختیار در کار نیست.

نتیجه آن شد که علامت محبت، ظهور محبت است در احوال محب، نه در اقوال و افعالش.


تهیه و تنظیم: علیاکبر بخشی

 



خروج