*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/09/12 | ساعت:١٣:١٤ | شماره خبر:٤٠٤٠٦٦ |  


    پرس‌وجو شماره 572آیت‌الله مصباح یزدی

مراد و مفهوم واقعی جمال و حب به جمال در انسان چیست؟ / آیت‌الله مصباح یزدی

 زیبایی بدین معناست که شیء به‌گونه‌ای باشد که باعث اعجا‌ب و لذت گردد؛ و اگر چه معنایی که در لغت از این لفظ متبادر است، زیبایی دیدنی است، ‌اما معنای حقیقی آن، محسوسات و متخیلات غیر دیدنی، بلکه معانی را هم شامل می‌شود. بر این اساس، معانی لطیفی که شاعر در اشعار حاوی استعاره‌ها و کنایه‌ها درک می‌کند، چیزی جز زیبایی نیست؛ و تناسب و تناسق هستی (نسق، یعنی نظم و تربیت) و حسن نظم و ترتیب حاکم بر آن‌که حکیم را به اعجاب و تحسین وا می‌دارد، و بلکه آن را صفت ذاتی وجود می‌انگارد، چیزی به جز زیبایی نیست، و آن‌چه که عارف را به هنگام شهود ملکوت آسمان‌ها و زمین شگفت‌زده و مدهوش می‌کند، چیزی نیست جز زیبایی... 

  



آنچه در این متن تقدیم شده است، بحث بسیار زیبا، جامع و کوتاهی است درباره جمال (زیبایی) و حب به جمال (زیبایی دوستی) در انسان.

 1. زیبایی صوری و معنوی

زیبایی بدین معناست که شیء بهگونهای باشد که باعث اعجاب و لذت گردد؛ و اگر چه معنایی که در لغت از این لفظ متبادر است، زیبایی دیدنی است، اما معنای حقیقی آن، محسوسات و متخیلات غیر دیدنی، بلکه معانی را هم شامل میشود.

بر این اساس، معانی لطیفی که شاعر در اشعار حاوی استعارهها و کنایهها درک میکند، چیزی جز زیبایی نیست؛ و تناسب و تناسق هستی (نسق، یعنی نظم و تربیت) و حسن نظم و ترتیب حاکم بر آنکه حکیم را به اعجاب و تحسین وا میدارد، و بلکه آن را صفت ذاتی وجود میانگارد، چیزی به جز زیبایی نیست، و آنچه که عارف را به هنگام شهود ملکوت آسمانها و زمین شگفتزده و مدهوش میکند، چیزی نیست جز زیبایی.

پس زیبایی یا صوری است یا معنوی، و درک زیبایی معنوی در معانی جزئیه، به وسیله وهم است و در معانی بالاتر از آن، توسط عقل.

 2. زیبایی عقلی

و از آنجا که زیبایی را در بیش از یک مقوله مییابیم، نتیجه میگیریم که زیبایی از سنخ وجود است، نه از سنخ ماهیت، و از این جهت شبیه علم و وحدت میباشد. و نفس در هر مرتبهای که قرار گیرد؛ مجذوب زیبایی موجود در همان مرتبه از وجود میشود، لذا اینگونه نیست که اگر نفس از ماده و لوازم آن مجرد شود، از زیبایی و لذت حاصل از آن محروم شود، بلکه با زیبایی عقلی، شگفتی و لذتش افزون میگردد و مقصود ما از زیبایی عقلی، نوعی زیبایی است که در اموری فراتر از حسیات و معانی جزئی وجود دارد.

 3. جهات متعدد زیبایی

هر چند که زیبایی متعارف چیزی است که از تناسب اجزا شئ مرکب درک میشود، اما حقیقت زیبایی به اشیا مرکب اختصاص ندارد، بلکه شامل موجودات بسیط هم میشود. برای مثال، آیا علت مجذوب شدن کودک به گل سرخ و شعله شمع چیزی غیر از زیبایی آنها میباشد؟ و آیا علت این مجذوب شدن چیزی جز رنگ سرخی است که کودک را به شگفتی وا میدارد و برایش جذابیت دارد؟ و آیا احتمال دارد که زیبایی رنگ سرخ در نظر کودک به لحاظ اجزا؛ و تناسب آنها با یکدیگر باشد، در حالی که سرخ بودن، عرضی بسیط است؟

بلکه درباره زیبایی اشیا مرکبی که اجزای آنها متناسب است نیز میگوییم: زیبایی صفتی است برای هیئتی که از اجزای متناسب حاصل شده است و خود هیئت، امری بسیط است و گاهی زیبایی، از حیث خود اجزا و از حیث هیئت ترکیبی، جهات متعددی دارد.

 4. درک زیباییها

نفس تا هنگامی که در مرتبه پایین قرار دارد، نمیتواند زیبایی موجود در مرتبه بالا را درک کند. بدین ترتیب، درک زیبایی مرتبه بالا، دلیل بر آن است که نفس به آن مرتبه رسیده است و همین طور است درک زیبایی برتر و بالاتر.

بر این اساس نفوسی که در شهوتهای حیوانی غرق شدهاند، به ندرت از معانی لطیف لذت میبرند و بر عکس، نفوس لطیفی که زیبایی معنوی را درک میکنند، چندان به لذتهای حیوانی اهتمام نمیورزند.

 5. قیاس و نسبیت

دانستیم که زیبایی در واقع صفتی برای وجود است، اما این منافاتی ندارد با آنکه ماهیتها نیز بدان متصف شوند و برای انسان، ماهیتها شاخته شدهتر از وجود هستند، بلکه معرفت انسان به حقیقت وجود، تنها به اندازه معرفت او به خودش است و این معرفت در غالب مردم شبیه پرتو ضعیفی است که رو به خاموشی میرود. و برای همین بیشتر مردم نفس را با بدن اشتباه گرفته و آن را بدن میپندارند.

پس آنچه را که انسان از زیبایی میشناسد، معنایی است که آن را از مقایسه بعضی از اشیا با اشیای دیگر بهدست میآورد و آنچه را که موجب شگفتی وی میشود جمیل میشمارد و نفی جمال و زیبایی از آنچه که از آن تنفر دارد، تنها به حسب ادراکش و در مقایسه با خودش میباشد و این منافاتی ندارد با اینکه همان چیز نزد موجودی دیگر زیبا باشد، چنانکه منافات ندارد با آنکه آن چیز به حسب وجود خودش و با صرفنظر از مقایسهاش با موجود دیگر زیبا باشد.

 6. وجود به خودی خود زیباست

وجود، مطلوب هر موجودی است و بهخاطر همین هر انسانی و بلکه هر موجود با شعوری خودش و مقومات و مکملهای خود را دوست دارد و اگربتواند ذات خود را مشاهده کند، آن را سرشار از زیبایی میبیند، و این به حسب وجود خودش با صرفنظر از مقایسهاش با وجود(ی) دیگر میباشد و شهود این جمال در هر وجودی به همین صورت است.

بدین ترتیب، هنگامی که خداوند معرفت شهودی و علم حضوری نسبت به مراتب عالی وجود را به بندهای اعطا کند، زیبایی این مراتب وی را مدهوش کرده، به اعجاب وامیدارد و در نتیجه، وی بیهوش میافتد و میفهمد که وجود به خودی خود زیباست و جان کلام الهی را درک میکند که میفرماید: «الذِی أَحْسَنَ کُل شَیءٍ خَلَقَهُ»(1)؛ او کسی است که هر چیزی را آفریده به نیکوترین وجه آفریده است.

پس وجود، با این وصف که مطلوب هر موجودی است و هر موجودی آن را دوست دارد و از آن لذت میبرد، زیباست، چنانکه وجود، خیر نیز هست و هرچه مرتبه وجود شدیدتر باشد، زیباتر است و عالم در مجموع زیبا است و زشتی و شر، در مقایسه و نسبت به چیزی دیگر است.

 7. هدف، انتفاع (فایده بردن) است

میل نفس به سوی شئ زیبا بهخاطر مصلحت و منفعتی است که برای نفس دارد؛ پس غایت و هدف این میل بهرهبرداری از مصلحت و منفعتی است که در چیز زیبا وجود دارد.

به منافع بزرگی که در چیزهای زیبا برای انسان وجود دارد، توجه کنید. اگر این اشیا جلوه زیبایی نداشتند، قلب انسان به سوی آنها متمایل نمیشد و از آنها استفاده نمیکرد. زیبایی مناظر طبیعی انسان را وادار به بررسی و تفکر و اندیشه در آن میکند و زیبایی طفل است که قلب مادرش را تسخیر کرده، باعث میشود که نسبت به تربیت وی اقدام کند و به همین ترتیب، زیبایی نقشی آشکار در ازدواج و سایر شئون زندگی اجتماعی دارد.

خدای متعال میفرماید: «إِنَّا زَینَّا السَّمَاء الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ»(2)؛ ما آسمان دنیا را به زینت ستارگان آراسته کردیم.

و میفرماید: «وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ»(3)؛ و برای شما در آنها گلهها زیبایی است، هنگامی که آنها را از چراگاه بر یگردانید و هنگامی که آنها را به چراگاه میبرید.

و میفرماید: «خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ»(4)؛ زینتهایتان را هنگام رفتن به مسجد بردارید.

و میفرماید: «وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا»(5)؛ و قرآن را شمرده و زیبا تلاوت کن.

معروف است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوی خوش و زیبایی را دوست میداشت(6)؛ و نقل شده است که نامههای خویش را بهوسیله افراد زیبا و خوش چهره ارسال میکرد.(7)؛ همچنین از جمله مرجحاتی که برای امامت جماعت در فقه بیان شده این است که زیبا و خوش صورت باشد. و نیز روایت شده است که: «أُطْلُبُوا الْخَیراتِ عِنْدَ حِسانِ الوُجُوه»(8)؛ خیر و نیکی را در نزد افراد خوش صورت جستوجو کنید، چنانکه روایت شده است: «لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یتَغَنَّ بِالْقُرْآن»(9)؛ از ما نیست کسی که سعی نکند قرآن را با صدای زیبا بخواند و در روایت است که: «إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یحِبُّ الْجَمَالَ»(10)؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.

بنابراین انسان میتواند از مراتب و مظاهر مختلف زیبایی لذت برده، از منافع آن در امور گوناگون زندگانی بهرهمند شود، مادامی که این بهرهمندی با مصلحت بالاتری تعارض نداشته باشد و مانع ارتقای انسان به مراتب بالاتر نشود. و شرع مبین، متکفل بیان موارد و ترسیم حدود این بهرهمندی است.

مجذوب جمال شدن، گاهی انسان را کمک میکند که از مرتبه پایینتر رها شده و به مرتبه بالاتر صعود کند.

▪ مجذوب جمال شدن، گاهی انسان را کمک میکند که از مرتبه پایینتر رها شده و به مرتبه بالاتر صعود کند، مانند مجذوب شدن کسی که هنوز از مرتبه حیوانی رها نشده، به زیباییهای صور و معانی لطیف. و در هر زیباییای که نسبت به حال فعلی انسان مرتبه بالاتری دارد، امر به همین منوال است. و روشن است که این امر به حسب اشخاص و احوال متفاوت است. از این رو مجذوب و شیفته شدن به زیبایی خاص، در حالی که به ترقی و پیشرفت فردی کمک میکند، در همان حال موجب سقوط و تنزل فردی دیگر میشود.

 8. جهت انحراف

نوعی جذبه و شیفتگی دیگر برای نفس انسانی به سوی زیبایی وجود دارد که تمام عقل و هوش فرد را در برگرفته، باعث میشود همه چیز را غیر از او فراموش کند و نمیتوان منفعت طلبی را هدف و غایت این شیفتگی کامل دانست، زیرا در چنین مقامی، تمام منافع و مصالحی که بر مراتب پایینتر زیبایی مترتب است و بدانها اشاره شد، باطل میشود؛ لذا بسیاری از صاحبنظران چنین حال و مقامی را گمراهی و انحراف از مجرای فطرت به حساب آورده و از آن به جنون و بیماری تعبیر کردهاند.

به نظر ما زمینه چنین محبت و گرایشی در فطرت انسان وجود دارد و اگر انحراف و گمراهی رخ دهد،؛ در تعیین متعلق این حب فطری است نه از جهت اصل وجود چنین حب و تعلق خاطری.

لذت خضوع و فنای در محبوب

در توضیح بیشتر باید گفت که از جمله ادراکات و شعورهای فطری در انسان این است که در مقابل کمالی که امیدی به ملحق ساختن آن به خود و برخورداری از عین آن کمال ندارد، احساس خضوع میکند و در این حال آن کامل را دوست دارد و از اظهار خضوع در مقابل او لذت میبرد و بالاترین آرزویش این است که با آن کامل متحد گردد و با او یکی شود و از نشانههای چنین خضوعی آن است که محب دوست دارد تا به کامل تقرب بجوید و به او نزدیک شده، به وی ملحق شود و لذیذترین چیز در نزد این محب آن است که وجود خودش را فانی در محبوب و قائم به او ببیند و نیز از نشانههای این خضوع آن است که خواست و ارادهاش تابع خواست و اراده محبوب است و در صفات و شئون خود، به محبوب شبیه میشود.

محبوب حقیقی

چنین مرتبهای از محبت، در واقع، جستوجوی کسی است که میتواند ذات انسان قائم به او و روح و جان و سراسر وجود انسان متعلق به وی باشد. و چنین مرتبهای از محبت، در واقع، جستوجوی کسی است که میتواند ذات انسان قائم به او و روح و جان و سراسر وجود انسان متعلق به وی باشد و او کسی نیست مگر آن‌‌که در سلسله علل مفیضه (فیاض) وجود برای انسان است. و از آنجا که اصل وجود و زیبایی هر چیز بهجز ذات حقتعالی مستفیض از غیرخودش میباشد، پس آنچه اولاً و بالذات مطلوب است، همان اوست.

..............................................

 پینوشتها

1. سجده/7

2. صافات/6

3. نحل/6

4. اعراف/31

5. مزمل/4

6. اصول کافی/ج5/ص321؛ ما احب من دنیاکم الا النساء و الطیب.

7. مجموعه ورام/ج1/ص29، باب الرسوم فی معاشرةالناس؛ قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: اذا ابردتم بریداً فاجعلوه حسَن الوجه حَسَن الاسم؛ هنگامی که پیکی را میفرستید، فردی خوش صورت که اسم زیبا داشته باشد انتخاب کنید.

8. الاختصاص/ص233

9. مستدرک الوسایل/ج4/ص273، باب تحریم الغناء فی القرآن و استحباب تحسین الصوت به بمادون الغناء و التوسط فی رفع الصوت.

10. الکافی/ج6/ص438، باب التجمل و اظهار النعمة.

منبع: پایگاه اطلاعرسانی آثار آیتالله مصباح یزدی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ١٩ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام