*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/07/05 | ساعت:١٢:٢٣ | شماره خبر:٤٠٣٠١٥ |  


    پرس‌وجو شماره 568 گریه بر امام حسین‌ علیه السلام (چیستی و چرایی)

گریه بر امام حسین‌ علیه السلام (چیستی و چرایی)

 گریه بر امام حسین علیه السلام، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و کارکردهای بسیار مهمی دارد؛ زیرا این گریه‌ها در جایگاه یک رفتار کاملاً احساسی و هیجانی، و در عین حال کاملاً آگاهانه، به یاد بزرگمردی است که برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سخت‌ترین شرایط قرار داد و هرگونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید؛ بدین‌سان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارسته‌ای پیوند می‌زند و اهداف و آرمان‌های او را در عمق جان وی پایدار می‌کند... 

  


 گریه بر امام حسین علیه السلام، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و کارکردهای بسیار مهمی دارد؛ زیرا این گریهها در جایگاه یک رفتار کاملاً احساسی و هیجانی، و در عین حال کاملاً آگاهانه، به یاد بزرگمردی است که برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سختترین شرایط قرار داد و هرگونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید؛ بدینسان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارستهای پیوند میزند و اهداف و آرمانهای او را در عمق جان وی پایدار میکند.

 

 

روایات نقل شده از معصومان علیهم السلام بیانگر آن است که آنان، خود به یاد مصائب و مظلومیت امام حسین علیه السلام میگریستند و نیز از اصحاب خود میخواستند که اینگونه رفتار کنند، و به منظور تشویق آنان، پاداش عظیم گریه بر امام حسین علیه السلام را بیان میکردند. بیگمان همین رهنمودهای معصومان علیهم السلام، منشأ اصلی برای برپایی عزاداری امام حسین علیه السلام بوده، همچنین در تداوم، بقای و تبدیل شدن آن به شکل یک رسم و سنت اجتماعی، نقش محوری داشته است.

حال در اینجا، باید دید که گریه بر امام حسین علیه السلام چیست؟ و چرا بر امام حسین علیه السلام میگریند؟

برای پاسخگویی به این پرسشها، نخست باید بررسی کرد که بهطور کلی، گریه کردن چگونه رفتاری است و چه انواعی دارد؟

در اینباره، باید گفت که گریستن همچون خندیدن یک رفتار هیجانی مخصوص به انسانهاست. هر انسانی، کما بیش، مواردی از گریه کردنِ خود را تجربه کرده و یا گریستن دیگران را دیده است، و به وضوح دریافت که گریه مانند خنده بر آمده از شدیدترین حالات احساسی انسان است.همچنین، تجربه نشان میدهد که ابراز ناراحتی بهوسیله گریه یا ابراز شادی بهوسیله خنده از نشانههای تعادل روحی انسان است. بهگونهای که اگر فردی نگرید یا نخندد میتوان روان او را نامتعادل توصیف کرد. انسانهایی که با گریه و خنده، غم و شادی خود را بروز میدهند، از سلامت جسمی و روحی بیشتری و از نشاط و تحرک بهتری، در صحنه زندگی برخوردارند. از اینرو، مشاهده مظلومیت و مصائب کسانی که مورد علاقه انسان هستند، نیز تجسم و یادآوری آنها که در مورد امام حسین علیه السلام و یارانش چنین است عواطف انسانهایی را که فطرتی پاک دارند، تحت تأثیر قرار میدهد، و سبب میشود تا بر آن مظلومیت و مصائب بگریند.(1)

بر این اساس، گریه کردن یکی از رفتارهای عادی و طبیعی آدمی است. گریه، دارای یک ظاهر است و یک باطن. ظاهر آن یک امر فیزیولوژیک است. تأثیرات روانی، از طریق محرکهای بیرونی یا درونی مثل تفکر، وارد چرخه فیزیولوژی مغز و اعصاب میشود، در نتیجه، بخش خاصی از مغز تحریک میگردد و به غدد اشکی چشم فرمان فعالیت میدهد و در نهایت، قطرات اشک جاری میشود که ما آن را گریه مینامیم. باطن گریه همان تأثیرات درونی و عاطفی است که به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز مییابد. بر این اساس، «گریه» انواع گوناگونی دارد که در اینجا، مهمترین آنها، به اجمال شناسایی میشود:(2)

الف) گریه ناشی از علاقه طبیعی انسان به خود و متعلقات خود

این نوع از گریه، یا ریشه در دردمندی جسمی دارد که بیشتر در افراد کمسن و سال بروز مییابد و یا برخاسته از غم و اندوهی است که در مواجهه با حوادث ناگوار، فضای درونی انسان را فرا میگیرد؛ حوادثی همچون: فقدان بستگان و آشنایان، از دست دادن شیء یا فرصت مورد علاقه، عدم دستیابی به موفقیتی مهم، عدم دستیابی به پیروزی در مسابقات ورزشی و... . در چنین حالتی، به اصطلاح عامیانه، عقدهها گشوده، و اشک از چشم جاری میشود. در اصطلاح روانشناسان، گریه در این حالت، سبب «تخلیه روانی هیجانی» میشود، و در نتیجه، فرد تا حدود زیادی آرامش پیدا میکند.(3)

در داغ از دست دادن عزیزان، این نوع از گریه در افراد بازمانده بروز مییابد و ناشی از احساس فراق و جدا شدن از آن عزیز درگذشته است. چنین گریهای، معمولاً برای همه افراد، در سنین، جوامع و جایگاههای مختلف پیش میآید، چنانکه درباره شخص رسول اکرم صلی اله علیه و آله و سلم نیز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهیم (سال 9 هجری)، چنان گریستند که اشک بر محاسن مبارکش جاری شد، و در برابر آنان که کوشیدند وی را از اینکار منع کنند، فرمودند: «... این اشک، از روی رحمت و رأفت است و هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نمیگیرد»،(4) و بنا به گزارشی، چنین فرمودند: «چشم میگرید، و قلب اندوهناک میشود، اما ما سخنی نمیگوییم که [ناسپاسی باشد و] پروردگار را به خشم آورد.»(5) همچنین رسول اکرم صلی اله علیه و آله و سلم، در شهادت عموی گرامیاش حمزه (سال 3 هجری)، با بیانِ این سخن که «عمویم حمزه گریهکننده ندارد»، دیگران را به گریستن بر حمزه واداشت،(6) و نیز خود برای او بسیار گریه کرد،(7) چنانکه حضرت در موارد مختلف در داغ بستگان و یاران دیگر خویش اشک ریخت،(8) و روی هم رفته، اینگونه رفتارهای پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله و سلم سبب شد تا گریستن برای درگذشتگان، در جایگاه یک رسم اجتماعی «تأیید شده از سوی شرع» در میان مسلمانان رواج یابد. در اینجا، باید از نوع دیگری از گریه یاد کرد که حالتی ویژه دارد. برخلاف موارد دیگر که بر اثر غم و اندوه بروز مییابد، ویژگی این نوع خاص در این است که در حالت شادمانی شدید پیش میآید، و معمولاً «گریه شوق» نامیده میشود. این گریه در مواردی است که انسان، پس از گذران دورهای از فراق، جدایی و ناامید شدن در دستیابی به شیء، نعمت یا یکی از عزیزان خود، به آن خواسته میرسد، پس در این هنگام، از شدت شوق و هیجان، بیاختیار میگرید. چنین گریهای، از جلوههای زیبایی احساس و دلدادگی روحی انسان است.(9) چنانکه در تاریخ صدر اسلام (سال 7 هجری پساز فتح خیبر)، هنگامی که جعفربن ابیطالب پس از سالها حضور در حبشه، به مدینه بازگشت و به حضور رسول اکرم صلی اله علیه و آله و سلم رسید، پیامبر صلی اله علیه و آله و سلم به استقبال او رفت، «و بکی فرحاً برؤیته؛ و از شوق دیدارش گریست.»(10)

ب) گریه ناشی از نوع دوستی و مهرورزی نسبت به دیگران

انسان، بهطور طبیعی موجودی نوع دوست و مهرورز است که با مشاهده یا آگاه شدن از بروز حوداث ناگوار برای دیگران، متأثر میشود، و حتی برای آنان میگرید. در مواردی همچون: سیل، زلزله، قحطی، و بلایای طبیعی دیگر که معمولاً به شماری از انسانها آسیب میرسد و آنان با وضعیتی وخیم مواجه میشوند، حتی کسانی که خارج از صحنه حوادثاند، با آگاه شدن از آن، بسیار متأثر، و گاهی گریان میشوند؛ البته این حالت، سبب میشود تا ایشان در یاری رساندن به آسیبدیدگان اقدام کنند؛ حتی گاهی به روشنی دیده میشود که میان میزان متأثر شدن افراد از یکسو، و میزان یاریرسانی آنان به آسیبدیدگان از سوی دیگر، پیوستگی برقرار است.

قسم دیگری از گریه نوع دوستانه، گریه بر «مظلوم» است. انسانها، از روی رأفت و دلسوزی، با مشاهده یا آگاه شدن از ستمدیدگی همنوعان خود متأثر میشوند و حتی برای آنان میگریند. یکجنبه آشکار از این نوع گریه، گریه بر امام حسین علیه السلام است که در اینباره، پساز این، به تفصیل سخن به میان میآید.

ج) گریه ناشی از عقیده و کمالخواهی

در جهانبینی الهی، کمال انسان در تقرب و نزدیکی جستن به خداست. در این جهانبینی، آموزههای خاصی مطرح است که آن آموزهها، بهگونههای خاصی از گریه، معنا و مفهوم میبخشد؛ مانند اینکه گریه ناشی از «خوف خدا»، زمینهساز قرب الهی،(11) و مایه دستیابی به رحمت خداوند است.(12) بر این اساس، انسانهای معتقد و مؤمن، در پیشگاه خداوند متعال، خاشعانه به مناجات میپردازند، خطاها و گناهان خود را به یاد میآورند، و با سوزدل و اشک چشم، از خداوند آمرزش میجویند.

همچنین در اینجا، نوعی از گریه ناشی از فضیلتطلبی و کمالخواهی(13) را نیز میتوان شناسایی کرد که برخاسته از اعتقاد به کمالات انسانی و کوشش برای رسیدن به آن کمالات است. در چنین مسیری، رهپویان، از شمع وجود انسانهای با فضیلت و به کمال رسیده مانند: پیشوایان و بزرگان دین، معلمان و مربیان اخلاق و... بهره میبرند و چنانچه شمع وجود ایشان خاموش شود، اندوهی بزرگ آنان را فرا میگیرد. از این رو، داغ از دست رفتن انسانهای با کمال و فضیلت، همواره بسیار سنگین است، و همگان نه فقط بستگانشان برای آنان به سوگواری میپردازند. در اینباره، این نمونه تاریخی، جالب توجه است: پساز وفات پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله و سلم، «امایمن»(14) گریه میکرد. عمربن الخطاب از او پرسید: «چرا گریه میکنی؟ مگر نه اینکه رسول خدا صلی اله علیه و آله و سلم در پیشگاه خداوند است؟» امایمن پاسخ داد: «گریه من برای از دست دادن رسول خدا صلی اله علیه و آله و سلم نیست، بلکه برای آن است که با درگذشت او، دست ما از اخبار آسمان و وحی کوتاه شده است.»(15)

در اینجا، باید توجه داشت چنانکه پیشتر نیز گفته شد، انواع سهگانه گریه یاد شده در بالا، بر اساس عوامل مختلف گریستن است. بنابراین، گاهی فقط یک، و یا دو مورد از عوامل مزبور تحقق مییابد و گاهی ممکن است که هر سه عامل، بهطور یکجا و به شکل متداخل عمل کنند که در این حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده میشود، و گریههای ایشان شدت مییابد؛ چنانچه هر گاه «انسانی با فضل و کمال از بستگان و عزیزان، به شکلی مظلومانه» کشته شود، گریه بازماندگانش میتواند ناشی از هر سه عامل اصلی یاد شده باشد.

حال پساز شناخت انواع اصلی گریه و عوامل هر یک از آنها، باید بررسی کرد که گریه بر امام حسین علیه السلام از کدام نوع است؟ در پاسخ، نخست باید تأکید کرد که عزاداری امام حسین علیه السلام از دیرباز در بستر وسیع زمانی و پهنههای مختلف مکانی انجام شده، و طیف وسیعی از گریهکنندگان را در برگرفته است. بر این اساس، تشخیص نوع گریه امام حسین علیه السلام، بدون توجه به تفاوت شرکتکنندگان در سوگواری و مراحل مختلف آن، امری ناممکن مینماید.

بیگمان، گریههای طولانی بزرگترین بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد علیه السلام که از نزدیک صحنههای مصیبتبار کربلا و مظلومیتهای پدر، برادران، عموها و دیگر عزیزان و همراهان خود را مشاهده کرده بود، گریههایی بود کاملاً متمایز، و ناشی از هر سه عامل: گریه از روی رحمت و رأفت در داغ عزیزان؛ گریه بر مظلومیتها؛ و گریه بر فقدان انسانهایی در حد اعلای فضل و کمال و پاکی.

پساز آن، در دوران متأخرتر، گریههای کسانی که با تشویقهای ائمه اطهار علیهم السلام، و با آگاهی از اجر عظیم گریه بر امام حسین علیه السلام، اقدام به برپایی مجالس عزا برای آن حضرت میکردند و به یاد مصائب او میگریستند، گریههایی بوده است بر مظلومیت، و ناشی از عقیده.

بر این اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گریه بر امام حسین علیه السلام و نیز یاد کردن از مصیبتها و مظلومیتهای آن حضرت، همواره در طول تاریخ، در برپایی عزاداریهای حسینی تأثیرگذار بوده، و لذا سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با یاد و نام اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش، پیوندی ناگسستنی و عمیق بیابد، و پساز قرنها، برای آنان، همچون عزیزترین نزدیکان خود سوگواری کنند، بگریند و بر سر و سینه بزنند.

در این میان، «مظلومیت» امام حسین علیه السلام(16) و دیگر شهیدان کربلا، عاملی بسیار مهم در برانگیختن احساسات و هیجانات همه انسانهای پاکدل بوده، بسیاری از افراد غیرشیعه و حتی غیرمسلمان را در زمره سوگواران حسینی در آورده است. «مظلومیت» آنان که در قالب مصیبتهایشان یادآوری میشده، برای دل و جان عزاداران «سوز» و برای چشم آنان، «اشک» را به ارمغان آورده است؛ البته عشق و محبت نسبت به امام حسین علیه السلام و یارانش در عمق وجود برخی از عزاداران، چنان نفوذ کرده است که گاهی، فقط با شنیدن «نام» آنان، اشک از چشمانشان جاری میشود:

آنچنان کز برگ گل، عطر و گلاب آید برون

تا که نامت میبرم، از دیده آب آید برون

رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاه

کی بدون رشته، آب بیحساب آید برون؟

تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیدهها

آتشی باید که خوناب کباب آید برون

گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشی

برگ بیحاصل شود گل، چون گلاب آید برون.(17)

آری، در عزاداری امام حسین علیه السلام، آنچه در برون تجلی مییابد، «اشک چشم» عزاداری است، و درون آن، مهر و محبتی است که خداوند در دلهای آنان قرار داده است؛ «اشک، زبان دل و شاهد عشق است.»(18)

آنچه در بالا گذشت، بیانگر چیستی گریه بر امام حسین علیه السلام بود، و نیز با شناخت عوامل آن، بخشی از چرایی گریه بر حسین علیه السلام را بیان میکرد؛ در ادامه، به برخی از آثار و کارکردهای گریههای سوگواران حسینی اشاره میشود تا بدینسان، چرایی آن بیشتر روشن شود، همچنین، آنان که ناآگاهانه به تشکیک و تردید درباره مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام میپردازند به خطای خود پی ببرند و آشکار شود که معاندان، چرا به این مراسم، بسیار هجوم میآورند.

برخی از آن آثار و کارکردها، جنبه فردی، و برخی نیز جنبه اجتماعی و سیاسی دارد. از نظر فردی، گریههای عزاداران، از یکسو، آنان را تخلیه هیجانی میکند، به آرامش روحی روانی میرساند و باعث صفای باطنی میشود که در اینباره، پیشتر نیز سخن به میان آمد. از سوی دیگر حضور عزاداران در مراسم عزای حسینی، عواطف و شناخت آنان را تقویت میکند، و نیز سبب میشود تا آنان بکوشند در رفتار خود، شبیه به آنان باشند که برایشان میگریند؛ هنگامی که عزاداران به یاد وفاداری ابوالفضلالعباس علیه السلام، یا آزادگی حربن یزید ریاحی اشک میریزند، ناخودآگاه، خواهند کوشید تا در حد توان، آزادمرد و وفادار باشند، و از نامردمی به دور.(19)

گریه بر امام حسین علیه السلام، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و کارکردهای بسیار مهمی دارد؛ زیرا این گریهها در جایگاه یک رفتار کاملاً احساسی و هیجانی، و در عین حال کاملاً آگاهانه، به یاد بزرگمردی است که برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سختترین شرایط قرار داد و هرگونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید؛ بدینسان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارستهای پیوند میزند و اهداف و آرمانهای او را در عمق جان وی پایدار میکند.

فرد عزادار با سوگمندی و گریه برای امام حسین علیه السلام آشکارا اعلام میکند که وفادار به امام حسین علیه السلام، نهضت او، و آرمانهای او است، و در میدان عمل نیز وفاداری خود را به اثبات میرساند؛ به یاد داریم که در همین روزگار، در صحنههای مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسینی در میدان عمل چه خوش درخشیدند!

گریه و عزاداری برای حسین علیه السلام، در واقع، انقلاب و مکتب او را زنده نگاه داشته و پیام امام حسین علیه السلام را به همه انسانها انتقال داده است. بر این اساس، گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برانی است که فریاد اعتراض بر ستمگران است و پاسدار خون شهیدان.(20) در این باره، این سخنان حضرت امام خمینی قدس سره بسیار گویاست: «هر مکتبی، تا پایش سینهزن نباشد، تا پایش گریه کُن نباشد،... حفظ نمیشود»؛(21) «گریه کردن بر عزای امام حسین علیه السلام، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همین معنا است که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراتور بزرگ ایستاد... آنها از همین گریهها میترسند، برای اینکه این گریهای است بر مظلوم، فریاد مقابل ظالم است.»(22)

منبع: کتاب فلسفه عزادارى و گریه براى امام حسین علیه السلام

............................................................................................................

پینوشتها

1. فلسفه عزاداری یا اهمیت سوگواری/ص167

2. پاسخ به شبهات عزاداری/ص20

3. همان/ص352 و 353

4. الامالی/ص388، (مجلس سیزدهم)

5. سنن ابنماجه/ج1/ص506

6. مسند احمد/ج2/ص84

7. السیرةالحلبیة/ج2/ص246

8. صحیح مسلم/ج3/ص65

9. پیشین/ص169

10. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار/ج21/ص24

11. ثوابالاعمال/ص172

12. مصباح المتهجد/ص739

13. روانشناسی عزاداری/ص353 و354

14. الطبقات الکبری/ج8/ص179

15. دلائل النبوة/ج7/ص266

16. منهاج السنة النبویة/ج2/ص321 و 322

17. حبیب چایچیان (حسان)/ص131

18. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، 1374 /ص382

19. روانشناسی عزاداری/ص354و 355

20. همان/ص384

21. امام خمینی، صیفحه نور/ج8/ص70

22. همان/ج10/ص31 و 32

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ١٩ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام