*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/01/27 | ساعت:٢١:٤٨ | شماره خبر:٣٩٩١٩٠ |  


    پرس‌وجو شماره 549چگونه هدایت و ضلالت الهی  با اراده و خواست انسان سازگاری دارد؟ /// آیه الله سبحانی

چگونه هدایت و ضلالت الهی با اراده و خواست انسان سازگاری دارد؟ /// آیه الله العظمی سبحانی

 اگر انسان بر سر دو راهی‌ها کاملاً حر و آزاد است و زمام خوشبختى و بدبختى را در کف دارد، چرا در آیات متعددى مسئله هدایت و ضلالت را که یکى از مسایل سرنوشت ساز است به‌صورت خاصى به خدا نسبت داده به‌گونه‌اى که از آن بوى «جبر» استشمام مى‌شود آن‌جا که فرموده است... 

  


اگر انسان بر سر دو راهیها کاملاً حر و آزاد است و زمام خوشبختى و بدبختى را در کف دارد، چرا در آیات متعددى مسئله هدایت و ضلالت را که یکى از مسایل سرنوشت ساز است بهصورت خاصى به خدا نسبت داده بهگونهاى که از آن بوى «جبر» استشمام مىشود آنجا که فرموده است.

هدایت و ضلالت از نظر قرآن یک بحث گسترده و دامنهدارى است که بحث کامل، نیاز دارد که مجموع آیات مربوط به آن، یکجا وارد بحث شود آنگاه از بررسى مجموع آنها نظریه قرآن استخراج گردد و بهخاطر گستردگى بحث ما از آن صرفنظر کرده تنها به توضیح این نوع آیات که مىگوید: هر کسى را بخواهیم هدایت مىکنیم، مىپردازیم استدلال با این نوع آیات بر جبرىگرى، غفلت از هدف آنها است و علت آن خلط میان دو نوع هدایت الهى است که یکى همگانى است و دیگرى خصوصى و با توضیح این دو نوع هدایت، مفهوم آیات روشن مىگردد و جبرى خلع سلاح مىشود.

هدایتهاى عمومى و خصوصى

خداوند فیاض که هدایت او نیز یکى از فیوض او است دو نوع راهنمایى دارد، یکى عمومى و گسترده که تمام افراد زیر پوشش آن قرار مىگیرند و دیگرى خصوصى است و شامل افرادى مىشود که از هدایت عمومى بهره بگیرند، و در غیر این صورت مشمول این نوع فیض نمىشوند.

هدایت عمومى در دو نوع هدایت خلاصه مىگردد:

الف. هدایت عمومى تکوینى

مقصود از چنین راهنمایى این است که خداوند همه موجودات را آفرید و هر کدام را با وظایف آفرینش خود آشنا ساخت آنجا که فرمود: «... رَبُّنَا الَّذِى أَعْطى کُلَّ شَىْء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى». (طه/50) پروردگار ما کسى است که تمام موجودات را آفرید و آنها را راهنمایى نمود.

در این هدایت کوچکترین استثنا و تبعیض نیست حتى اعمال غریزى همه جانداران و اعمال منظم هر چیزى از حیوان، معلول هدایت الهى است تا چه رسد به هدایت فطرى و سایقههاى آفرینش همه انسانها.

ب. هدایت عمومى تشریعى

اگر هدایت تکوینى آن نوع راهنمایى است که از درون برمىخیزد، مقصود از تشریعى، هدایتى است که از بیرون متوجه انسان مىگردد و دست او را مىگیرد و از مراحل خطرناک عبور داده و به مقصود مىرساند و در این نوع هدایت نیز کوچکترین تفاوت و تبعیض نیست و وسایل این نوع هدایت، امور یاد شده در زیر است:

1. عقل و خرد؛

2. رسولان و پیامبران؛

3. اولیاى الهى؛

4. کتابهاى آسمانى؛

5. امامان و پیشوایان؛

6. علما و دانشمندان و دیگر وسایل هدایت عمومى که در اختیار همگان قرار دارند و همه افراد مىتوانند از آنها بهره بگیرند و در این قسمت کوچکترین تبعیضى وجود ندارد.

بهخاطر گسترده بودن هدایت این گروه، خداوند «پیامبر» و «قرآن» را هادى و راهنما معرفى کرده و صریحاً به پیامبر مىفرماید: «وَإِنَّکَ لَتَهْدِى إِلى صِراط مُسْتَقیم»؛ (شورى/52) تو به راه راستى هدایت مىکنى.

و باز درباره قرآن مىفرماید: «إِنَّ هذا الْقُرآنَ یَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ...»؛ (اسرا/9) این قرآن به راه درست رهبرى مىکند.

آنچه لازم عدل الهى است همان هدایت عمومى است که در حق تمام افراد انجام مىگیرد و این وظیفه بشر است که از آزادى خود بهره گرفته و از این هدایتهاى همگانى استفاده کند و بینى شیطان و شیطان صفتان را به خاک بمالد و در این نوع هدایت هیچ قید و شرطى وجود ندارد و مشیت الهى بر این امر تعلق گرفته که این نوع وسایل هدایت، در اختیار همگان قرار بگیرد.

هدایت خصوصى

این هدایت که باید آن را عنایت خاص الهى بر گروهى از بندگان مخصوص دانست، از آن افرادى است که از هدایت عمومى بهره گرفته، و روح و روان آنان از فروغ وسایل هدایت همگانى روشن گردیده باشد.

این گروه بهخاطر بهرهگیرى از هدایتهاى عمومى، از عنایات خاص الهى بیشتر بهرهمند شده و مشمول مددهاى غیبى، و توفیقهاى الهى، (هدایت خصوصى) مىگردند.

اینکه مىگوییم: این نوع هدایت از آن گروهى است که از وسایل هدایت عمومى بهرهمند شوند، مطلبى است که قرآن آن را در آیات مختلف به نوعى بیان کرده است و در مواردى چنین مىفرماید: «... إِنَّ اللّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَیَهْدى إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ»؛ (رعد/27) خداوند هر کسى را بخواهد گمراه مىکند و آن کس به او توجه کند، هدایت مىنماید.

در آیه دیگر مىفرماید: «اللّهُ یَجْتَبى إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَیَهْدِى إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ»؛ (شورى/13) خدا هر کسى را بخواهد براى خود برمىگزیند و آن کسى را هدایت مىکند که به سوى او باز گردد.

مقصود از «اناب» در آیه نخست و از «ینیب» در آیه دوم که به معنى توجه مکرر به سوى خدا است این است که این هدایت از آن کسانى است که به سخن خرد و دیگر راهنمایان الهى گوش فرا دهند و خود را در مسیر هدایت خاص خدا قرار داده وخواستار هدایت بیشتر و توفیق روز افزون باشند.

اگر ملاک مشمول هدایت دوم بهرهگیرى از هدایت نخستین است همچنین ملاک اضلال خدا، روى گردانى انسان از آن هدایت است چنانکه مىفرماید: «فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللّهُ لا یَهْدِى الْقَومَ الْفاسِقینَ». (صف/5) وقتى به سوى باطل متمایل شدند به سخنان پیامبران گرامى گوش فرا ندادند، خداوند قلوب آنها را نیز متمایل ساخت خدا گروه فاسد را هدایت نمىکند.

و در آیه دیگر مىفرماید: «وَیُضِلُّ اللّهُ الظّالِمینَ وَیَفْعَلُ اللّهُ ما یَشاءُ»؛ (ابراهیم/27) خداوند ستمگران را گمراه مىسازد و خداوند آنچه را بخواهد انجام مىدهد.

استنتاج جبر از آیات «یضل من یشاء و یهدى من یشاء» مبنى بر تصور وحدت ضلالت و هدایت است یعنى: تصور شده که خداوند فقط یک نوع هدایت و ضلالت دارد، و آن هم از آن گروهى است که خدا هدایت آنها را بخواهد در حالىکه در این مورد دو نوع هدایت است که یکى عمومى و گسترده و دیگرى خصوصى و آنچه لازم عدل الهى است هدایت نوع نخست است و نوع دوم در گرو شرایطى است که مهم آن بهرهگیرى از هدایت نخست و در مسیر رحمت حق قرار گرفتن است.

درست است که خداوند این نوع هدایت را در گرو مشیت خود قرار داده است ولى مشیت خدا، بىملاک و بىجهت نیست و ملاک آن وجود لیاقت و شایستگى در بنده است که از آن در آیات یاد شده به «اناب» و «ینیب» تعبیر آورده شده و تحصیل چنین ملاک بر همگان آسان است.

براى اینکه موضوع (هدایت دوم از آن کسانى است که از هدایت نخست بهره گرفته باشد) روشنتر گردد، مثالى مىآوریم:

فرض کنید عدهاى بر سر یک چهار راه ایستادهاند و سراغ محلى را مىگیرند شخصى آنان را به یکى از خیابانها راهنمایى مىکند گروهى از آنان مىپذیرند و در همان مسیر راه مىافتند، این گروه وقتى به چهار راه دوم و سوم مىرسند باز هم راهنمایى مىشوند تا به مقصد مىرسند ولى کسانى که همانجا ماندهاند یا در راه دیگر گام نهادهاند و منحرف شدهاند لحظهبهلحظه از راه اصلى و مقصد دور مىشوند دیگر زمینهاى براى راهنمایى بعدى آنان باقى نمىماند.

خدا نیز نخست همگان را طبق مفاد آیه هاى زیر هدایت فرموده است: «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ...»؛ (انسان/3) «وَهَدَیْناهُ النَّجدَیْنِ»؛ (بلد/10)

سپس مشیت او بر این قرار گرفته است که راه یافتگان و پویندگان راه بار دیگر با عنایات خاص و هدایت خصوصى به قلههاى منیع انسانیت برساند و به تعبیر خود قرآن: «وَالّذینَ اهْتَدَوا زادَهُمْ هُدىً...» (محمد/17) آنان که هدایت را پذیرفتهاند خدا بیشتر هدایت مىکند.

روى همین اصل مىبینیم قرآن در یکجا هدایت را از آثار و نتایج جهاد و کوشش در راه خدا دانسته و مىفرماید: «وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدیَنَّهُمْ سُبُلَنا...»؛ (عنکبوت/69) مجاهدان را به راه خویش هدایت مىکنیم.

و از طرف دیگر، مشیت خدا بر این تعلق گرفته که بدکاران و کسانى را که خود در راههاى انحرافى گام نهادهاند و لیاقت بهرهورى از مراتب والاى هدایت را از دست دادهاند، به حال خود بگذارد و هدایتشان نکند و همین امر موجب گمراهى بیشتر آنان خواهد شد (زیرا با هر قدمى که در بیراهه برمىدارند از راه راست بیشتر فاصله مىگیرند) درست است که خدا هر که را بخواهد گمراه مىکند اما چه کسانى را مىخواهد گمراه کند قرآن مجید به این سؤال پاسخ مىدهد: «وَما یُضِلُّ بِهِ إِلاّ الْفاسِقینَ»؛ (بقره/26) ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مىسازد.

و در جاى دیگر مىفرماید: «فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ...»؛ (صف/5) هنگامى که منحرف شدند، خدا دلهایشان را منحرف کرد.

آرى خدا مىتوانست و مىتواند همه را به راه راست هدایت کند و به پوییدن این راه مجبور سازد چنانکه مىفرماید: «وَلَوْ شِئْنا لاتَیْنا کُلَّ نَفْس هُداها...»؛ (سجده/13) اگر مىخواستیم تمام مردم را هدایت مىکردیم.

اما در این صورت دیگر انسان، انسان نبود، بلکه یک ماشین گوشتى بود که با فشردن دکمهاى بدون اینکه خود بخواهد و بداند در راه تعیین شدهاى به کار مىافتاد. و قدرت تخلف از انجام اعمال غریزى را نداشت و ناچار بود متناسب با زندگى خویش، چون، زنبور کندویى بسازد یا مانند کرم ابریشم بر گرد و دور خود پیلهاى ببافد یا ... .

اما اکنون انسان است به مشیت خدا آزاد است خدا قدرت انتخاب به او داده است تا راه تکامل را با پاى خود برود و این راه تا (بى نهایت) براى او باز است.

پس بیان قرآن در این مورد همچون لحن آموزگارى است که به شاگردان خویش مىگوید.

ما درسهاى لازم را به شما دادهایم و اینک هر کدام از شما که خوب درس بخواند نمره خوب به او خواهیم داد و ما هر کس را بخواهیم قبول یا رد مىکنیم و هیچ مقامى نمىتواند به ما اعتراض کند و نظر ما را برگرداند و... .

مىبینیم قبول نمودن و مردود ساختن شاگرد را مربوط به خواست خود مىداند اما با در نظر گرفتن صلاحیت و طرز کار و شایستگى خود شاگرد. (منشور جاوید/ج4/ص 378 385)

منبع: پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله سبحانی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام