*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1396/12/27 | ساعت:١٦:٥٩ | شماره خبر:٣٩٨٨٠٤ |  


    پرس و جو شماره 548

آیا در اندیشه اسلامی، علم و دین با هم هم‌سویی و سازگاری دارند؟

  اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین الهى، موضع کاملاً دوستانه‌اى با علم و دانش دارد. اسلام از انسان مى‌خواهد که براى کسب علم و معرفت تلاش کند و هرگونه سختى و دشوارى را در این راه بر جان و دل بپذیرد. اسلام براى آموختن علم هیچ‌گونه محدودیت زمانى و مکانى قایل نیست و حکمت و دانش را گمشده مؤمن، کسب دانش را فریضه، مجلس علمى را بهتر از عبادت و مداد دانشمندان را برتر از خون شهدا مى‌داند. اسلام مى‌گوید: هرچه دانش انسان بیش‌تر باشد معرفت او نسبت به خداوند و در نتیجه خدا پروایى و تدین او افزون‌تر خواهد شد. به همین جهت در اندیشه اسلامی نیز بیان شده که بین علم و دین سازگاری و توافق کامل وجود دارد. در اسلام روی علم نافع تکیه و تأکید شده است و علم، هم در این اندیشه تنها علم دین و یا علم عقاید و علم کلام نیست و یا مقصود از علم در اندیشه اسلامی، تنها این نیست که نفع به آخرت داشته باشد... 

  


اسلام بهعنوان کاملترین دین الهى، موضع کاملاً دوستانهاى با علم و دانش دارد. اسلام از انسان مىخواهد که براى کسب علم و معرفت تلاش کند و هرگونه سختى و دشوارى را در این راه بر جان و دل بپذیرد. اسلام براى آموختن علم هیچگونه محدودیت زمانى و مکانى قایل نیست و حکمت و دانش را گمشده مؤمن، کسب دانش را فریضه، مجلس علمى را بهتر از عبادت و مداد دانشمندان را برتر از خون شهدا مىداند. اسلام مىگوید: هرچه دانش انسان بیشتر باشد معرفت او نسبت به خداوند و در نتیجه خدا پروایى و تدین او افزونتر خواهد شد. به همین جهت در اندیشه اسلامی نیز بیان شده که بین علم و دین سازگاری و توافق کامل وجود دارد. در اسلام روی علم نافع تکیه و تأکید شده است و علم، هم در این اندیشه تنها علم دین و یا علم عقاید و علم کلام نیست و یا مقصود از علم در اندیشه اسلامی، تنها این نیست که نفع به آخرت داشته باشد.

منظور از علم نافع، علمی است که به نوعی به حال انسان سودمند واقع شود چه سود و نفع مادی باشد و چه سود و نفع معنوی و اخروی. بنابراین اسلام هیچگونه تضاد و تعارضی با علم ندارد و قدر مشترکهای فراوانی میان حقیقت علم و حقیقت دین وجود دارد. البته باید گفت مبنای علم جدید، عقل و خرد انسان است؛ همان عقل و خردی که مبنای اصلی دیانت و شریعت است، «العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان؛ عقل وسیله عبودیت خدای رحمان و وسیله کسب بهشت است.» کسانی که بیان میکنند که دین با علم جدید سر ناسازگاری دارد، قطعاً دین را نشناختهاند و موضوع دین و، درباره دنیا، طبیعت و نیازهای انسان را نشناختهاند و از سر عدم معرفت، چنین نسبتی را به دین دادهاند.

نسبت میان علم و دین

براى ارائه بیانى شایسته از نسبت میان علم و دین باید یک تقسیمبندى در علوم انجام داده، آنگاه رابطه هر قسم از علوم را با دین بررسى کنیم.

تقسیمبندى علوم

برخى عقیده دارند که همه علوم انسانىاند؛ زیرا به هر حال هر علمى را انسان باید بهدست آورد، پس ره آورد دست بشر است. اما از این نظر که بگذریم در یک تقسیمبندى کلى، مىتوان علوم را به دو دسته انسانى و طبیعى تقسیم کرد. در این صورت عنوان «علوم انسانى»، بر دانشهایى اطلاق مىشود که به نحوى با شأنى از شئون و جنبهاى از جنبههای فردى یا اجتماعى انسان سر و کار دارد و «علوم طبیعى» نیز به دانشهایى که موضوع آنها جنبهاى از جنبههاى طبیعت است اطلاق میشود. بنابراین، علوم انسانى شامل رشتههاى روانشناسى، جامعهشناسى، فلسفه، الهیات، تاریخ، اقتصاد، مدیریت، اخلاق، علوم تربیتى، تربیت بدنى، جغرافیاى انسانى، ادبیات، حقوق، علوم سیاسى و امثال اینها خواهد بود، و دانشهایى از قبیل فیزیک، شیمى، زیستشناسى، زمینشناسى، معدن، هیأت و نجوم، رشتههاى فنى و مهندسى و امثال آنها را در شمار علوم طبیعى مىآوریم. البته این را مىپذیریم که ممکن است تعیین یک حد دقیق میان این دو دسته از علوم، کارى دشوار باشد و اندراج هر یک از علوم تحت یکى از این دو عنوان از دقت لازم برخوردار نباشد، لکن با اندکى تسامح مىتوان این تقسیم را پذیرفت. در اینجا ناگزیر از بیان دو نکتهایم:

نکته اول

هدف خداوند از ارسال رسل و انزال کتب و تشریع دین و شریعت چه بوده است؟ به نظر مىرسد که هدف، ارائه یک دستورالعمل و برنامه زندگى براى انسانها بوده تا با استفاده از آن، انسانها به سعادت برسند و آن هدفى که از آفرینش آنها در نظر بوده است تحقق یابد. حال با توجه به آنکه هدف از آفرینش جن و انس طبق آیاتی نظیر «و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون؛ جز عبادت و پرستش ذات اقدس پروردگار نبوده لذا هدف ادیان جز این نیست که انسانها را به سوى اطاعت انحصارى از حضرت پروردگار بکشانند، تا آنها به کمال قرب الهى نایل شوند و این، همان سعادت و تکامل معنوى انسان است. با توجه به هدف متعالی خداوند از خلقت انسان میبایست حوزه و قلمرو دین و متون دینى مسایل و قضایایى باشد که به نحوى در سعادت و وصول به مقام قرب الهى او مؤثرند. به عبارتى، هر چیزى که در این سیر استکمالى و صعودى انسان براى او سودمند باشد و سیر او را سرعت بخشد، مورد توصیه و بحث دین باشد. بنابراین، دین باید از لحظهاى که انسان متولد مىشود و حتى پیش از تولد او تا لحظه وفات، از لحظهاى که از خواب بیدار مىشود تا آنگاه که مىخوابد، در خلوت، اجتماع، خانه، خیابان، دانشگاه، کارخانه، بازار، در روابط انسان با خود، خدا، پیامبر، اولیاى دین، پدر و مادر و محیط خانواده، دوستان و نحوه ارتباط او با جمادات، نباتات، حیوانات، طبیعت، محیط زیست انسان را راهنمایى کند و کرده است. اینها همه، عرصه فعالیت و دخالت دین است.

نکته دوم

نکته دیگر در خصوص موضوع تربیت دینى، انسان است.

البته بررسى انسانشناسى از منظر دین، خود بحث مفصلى مىطلبد که بیش از یک کتاب درباره آن مىتوان نوشت، لکن با استفاده از برخى آیات و روایات آنچه مسلم به نظر مىرسد این است که انسان از میان موجوداتى که مىشناسیم تنها موجودى است که مىتواند خلیفه خدا بشود. «و إذ قال ربک للملائکة إنی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال إنی أعلم ما لا تعلمون؛ و (به یاد آر) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد، گفتند: آیا در آن کسی را (جانشین) قرار می دهی که فساد میانگیزد و خونها میریزد؟! در حالیکه ما تو را با توصیف به کمالات تسبیح میگوییم و (از هر عیب و نقصی) تقدیس میکنیم. خدا گفت: بیتردید من چیزی میدانم که شما نمیدانید.» (بقره/30) و تنها موجودى است که در مورد آفرینش او خداوند آیه «فتبارک الله أحسن الخالقین»؛ (مؤمنون/14) را استفاده فرموده است و این تنها انسان است که مىتواند در سایه اطاعت حضرت حق، نمونهاى بر مثال او بشود؛ چنانچه در حدیث قدسى آمده: «عبدی اطعنی حتى اجعلک مثلی».

این، تصویرى اجمالى از انسان در اسلام بود، اسلام آمده است تا انسان را آنگونه بسازد که در پایان، بتواند مورد چنان خطابى واقع شود، آمده است تا از انسان بالقوه، انسان بالفعل بسازد، آمده است تا انسان را به مقام خلافت الهى برساند و بهطور طبیعى هر چیزى که در این خصوص، راهگشا و لازم بوده، اسلام درباره آن سخن گفته است و اصولاً هر آنچه که ربط وثیقى با این مهم داشته باشد، مىتوان انتظار بیان آن را از اسلام و قرآن داشت. و از این رو است که پیش از این اشارت رفت به این که اسلام در خصوص «بایدها» و «نبایدها»ى فردى و اجتماعى انسان از لحظه تولد تا وفات، و از لحظه بیدارى از خواب شبانگاهى تا لحظه فرو رفتن به خواب، براى انسانها برنامه و دستورالعمل دارد.

نتیجه

در خصوص مسایل علوم انسانى، در قرآن مجید و روایات معصومین علیهم‌السلام مطالبى موجود است که بعضاً یا استخراج شده و یاباید استخراج شود تا در عرصه حیات فردى و اجتماعى انسان، استفاده شود، اما در خصوص علومى که به معنى خاص کلمه، انسانى محسوب نمىشود و تحت عنوان علوم طبیعى از آنها یاد مىشود ممکن است در قرآن و روایات در مورد بسیارى از مسایل آنها صریحاً مطلبى به چشم نخورد؛ زیرا موضوع این علوم، عالم طبیعت است که در دسترسى بشر است و بشر مسئول کشف قوانین حاکم بر عالم طبیعت است، بپردازد و البته مسایلى از این قبیل، مستقیماً نقشى در انسان سازى ندارد، مگر در یک صورت و آن زمانى است که از منظر توحید به آن نظر شود. از این جهت در متون دینى مورد بحث واقع شده ولى آنچه محتواى دانشهاى طبیعى را تشکیل مىدهد مربوط به خود بشر است که باید بکاود و بیابد. بنابراین آنچه تحت عنوان علوم انسانى نامیده مىشود از قبیل اخلاق، سیاست، روانشناسى، اقتصاد، جامعهشناسى... باید آنها را از متون دینى خواست و در حوزه دین و متون دینى از آنها سخن باید گفت. در تدوین چنین دانشهایى از روش تطبیق مسئله به مسئله میان یافتههاى سایر اندیشمندان و متون دینى، نباید سود جست، به دلیل اختلاقى که در فرهنگها و روشها و زمینههاى تدوین و رویش آن نظریات با فرهنگ اسلامى و زمینههاى موجود در آن براى پدید آمدن دانشهاى انسانى وجود دارد. اگر چه ممکن است مسئلههاى مشترک فراوانى میان مردمان در فرهنگهاى مختلف بتوان یافت، ولى نحوه ورود به بحث و خروج از آن باید بر اساس مبانى کلى انسان شناختى برخاسته از متون دینى باشد و مسایل قابل طرح در فرهنگ خودمان را در نظر گرفته و به دنبال راهحل براى آنها باشیم. البته این، بدان معنى نیست که ما هیچ نگاهى به یافتههاى دیگران نداشته باشیم، بلکه بر عکس مىتوان و مىباید از یافتهها و تجربههاى دیگران نیز استفاده کنیم، اما در چارچوب اندیشه و روش خود و با حفظ اصالت اندیشه خود. با توضیحاتى که گذشت روشن شد که مىتوان سخن از علوم انسانى اسلامى و غیر اسلامى گفت و معناى آن ابتناى این علوم بر متون دینى و عدم ابتناى آنها است.

اما در مورد علوم طبیعى نیز هر چند دست یافتن به قوانین حاکم بر طبیعت را نمىتوان و نمى باید از دین و متون دینى درخواست کرد؛ چون دین متکفل بحث از آنها نبوده و آن را به خود بشر واگذار کرده است، لکن در آنجا نیز در صورتى که پژوهشگر طبیعی، ایمان به خدا داشته باشد نتایج پژوهشهاى او براى بشر سودمند خواهد بود، البته همواره این امکان وجود دارد که بهره برندگان ناصالحى از یافتههاى سودمند یک پژوهشگر سوء استفاده کنند. حاصل آن که اگر انسان در مطالعهاش در مورد انسان و طبیعت، اصالت را به خدا ندهد و اعتقادى به او نداشته باشد، ناگزیر محورى مىجوید که جاى خدا بنشاند. در این صورت خود انسان، محور خواهد شد، و اگر انسان، مدار و محور باشد هم علوم انسانى و هم نگاه ما به طبیعت و نحوه و میزان بهرهبردارى ما از مواهب طبیعت انسانمدارانه خواهد شد که بر اساس اصالت لذت یا اصالت سود و یا هر مکتبى از این نوع، هر کارى مباح خواهد بود.

در حالىکه اگر اصالت با خدا باشد، در علوم انسانى، معیار و منبع انسان وحى و متون دینى خواهد بود و در علوم طبیعى نیز، هرچه بر دانش او افزوده مىشود، اعتقادات دینى او مستحکمتر شده به خداوند قرب بیشترى مىیابد و هرگز خود را در برابر خدا یا به تعبیرى حاکم بر جهان نمىداند، بلکه خود را مسئول در برابر خداوند مىداند. مىداند آنچه از قوانین که مىیابد وکشف مىکند تأثیر و تأثرها به اذن خداست، همه آویخته به اراده اوست و اگر نازى کند فرو ریزد قالبها. طبیعت را که مىبینید خدا را مىبینید، در ماده هم خدا را مىبینید. او معتقد است که معلومات فراوانى وجود دارد که تنها از طریق وحى مىتوان به آن دست یافت و اگر وحى نمىبود، بشر هرگز نمىتوانست با عقل خود به آن معلومات دست بیابد. بنابراین منظر و چشمانداز دینى مىتواند در رویکرد انسان و حاصل نگاه او به طبیعت و خود انسان تأثیر اساسى نهاده و رابطه میان علم و دین را دگرگون سازد.

منبع: مجله کلام اسلامی شماره 17

رسالت روحانیت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جمعه ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام