*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > گام دوم انقلاب - دفتر اول 


گام دوم انقلاب - دفتر اول شماره خبر: ٤٠٩٠٠٩ ٠٩:٥٨ - 1398/06/26   حجت الاسلام و المسلمین سید محمد تقی قادریتحلیل و تفسیر نکات کلیدی بیانیه  گام دوم انقلاب اسلامی  ارسال به دوست نسخه چاپي


حجت الاسلام و المسلمین سید محمد تقی قادریتحلیل و تفسیر نکات کلیدی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد تقی قادری


در چهلمین سال انقلاب اسلامی ایران رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بیانیه‌ای که در حقیقت منشور و ارائه مطالب راهبردی است را خطاب به جوانان که آینده‌سازان نظام اسلامی هستند صادر نمودند. راهیابی به محتوا، کنه، و روح این بیانیه که با دقتی بس شگرف تنظیم شده است، قطعاً نیازمند به تفسیر و تحلیل می‌باشد از همین رو تلاش می‌شود یادداشتی هرچند کوتاه برخی از محورهای کلیدی بیانیه، اجمالاً شرح و تفسیر شود. آنچه در ادامه می‌خوانید نوشتاری از حجت‌الاسلام و‌المسلمین سید محمد تقی قادری از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم که به بررسی و تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته‌اند که تقدیم خوانندگان ارجمند می‌شود...

یکم: تحلیل شاخصها

رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ورود به سرفصلهای مهم بیانیه، نخست به چهار شاخص انقلاب اسلامی که بر پایه آن نظام جمهوری اسلامی شکل گرفته است میپردازند تا جوانان که مخاطب اصلی این بیانیهاند بدانند که در دهه پنجم انقلاب، چه نظامی را تحویل میگیرند و چگونه باید از این امانت حراست و مراقبت نمایند.

شاخص اول: مردمی که در برابر ظلم، استبداد و حقکشی قرار میگیرند، برخی ظلم را میپذیرند و در برابر آن اقدام به قیام نمیکنند. گروه دیگر کسانیاند که اقدام به قیام میکنند و ظالم را از قدرت برکنار مینمایند، ولی این راه را ادامه نمیدهند، بلکه راهزنانی آن را مصادره میکنند و ظالمین دیگری به اریکه قدرت میرسند؛ چنانچه قیام مشروطه و نیز قیام اخوانالمسلمین مصر به این سرنوشت گرفتار شد. آنچه که انقلاب اسلامی ایران را از همه قیامهای گذشته و معاصر متمایز میسازد این است که بهدلیل رهبری حکیمانه و الهی امام خمینی قدسسره و در ادامه رهبری آیتالله خامنهای در مدت چهل سال آنچنان از انقلاب و اهداف آن حراست و صیانت شد و اجازه ندادند که از مسیر پرشتابش انحراف پیدا کند و در اختیار نامحرمان قرار بگیرد. از همین رو در بیانیه رهبر معظم آمده است:

«انقلاب پرشکوه ملت ایران... تنها انقلابی است که یک چله پرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده... از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده»

شاخص دوم: تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، جهان دو قطبی بود که در یک طرف قدرت سوسیالیسم شرق اتحاد جماهیر شوروی و طرف دیگر قدرت لیبرال و کاپیتالیسم غرب به سرکردگی آمریکا قرار داشت که اجازه ظهور قدرت سوم را نمیدادند و دولتهای دیگر یا وابسته به شرق یا غرب بودند و آنها بودند که نوع حکومتها را بر پایه منافعشان تعیین میکردند. انقلاب اسلامی ایران نخستین نظام متکی بر اسلام و اراده ملی بود که بهعنوان قطب و قدرت سوم برخاست و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» در منطقه ظهور کرد و با اتکال به قدرت لایزال الهی و ملی در برابر هر دو قدرت ایستاد. دو قطب سوسیالیسم شرق و کاپیتالیسم غرب تمام قدرت خود را برای مهار و شکستن انقلاب اسلامی ایران به کار گرفتند، ولی این انقلاب آنچنان پیش رفت که روسیه، امروز با قرار گرفتن کنار این نظام اسلامی به مقابله با آمریکا میپردازد و آمریکا نیز با همراه کردن همه کشورها میخواهد نظام اسلامی ایران را مهار کند؛ چراکه میدانند به تنهایی قدرت مقابله با ایران عزتمند را ندارند، از همین رو رهبر معظم انقلاب در توصیف این شاخصه مینویسند: «انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد، چارچوبها را شکست، کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید، دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود».

شاخص سوم: راز ماندگاری و جاذبه انقلاب اسلامی، آرمانها و ارزشهایی چون «آزادی، عدالت، استقلال و معنویت» است که سرشت هر آدمی به آن گره خورده است و اختصاص به نسل خاصی ندارد؛ چراکه همه انسانها تشنه عدالت، آزادی، استقلال و معنویتاند. مردم انقلابی ما هر چند ممکن است بهدلیل سوء مدیریت بعضی از کارگزاران ناراضی باشند، ولی چون آرمانهای انقلاب اسلامی را با نیازهای فطری خود منطبق میبینند، نهتنها از آن دلزده نمیشوند، بلکه از آرمانهای آن حمایت و حراست میکنند. از همین روست که در بیانیه رهبر معظم آمده است: «آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری، هیچیک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصور کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند.»

شاخص چهارم: انقلاب اسلامی از همان آغاز با مخالفین جدی داخلی روبهرو شد، ولی نظام، آنان را بهدلیل منتقد بودن به نظام، سرکوب نکرد، بلکه راه گفتوگو و مناظره مستقیم و آزادی انتقاد را برای آنان باز گذاشت. متفکرینی چون آیتالله مصباح و شهید بهشتی در سیمای جمهوری اسلامی با گروهکهای مارکسیستی و نیز مجاهدین خلق به مناظره نشستند. آنان که خود را در این عرصه شکست خورده می‌‌دیدند، نخست به ترور شخصیتهای نظام و سپس به جنگ مسلحانه رو آوردند و نظام نیز برای حفظ امنیت و صیانت از انقلاب به مقابله با آنان برخاست و به این فتنه پایان داد. با این حال باز هم راه انتقاد را در این چهل سال برای منتقدین باز گذاشت؛ چراکه نظام پویایی خود را در همین انتقادها و تصحیح خطاها میداند، البته در برابر دشمنان خارجی که در مقام براندازی و اخلال در امنیت کشورند، همیشه قاطعانه برخورد نموده است. از همین رو رهبر معظم انقلاب در توصیف این شاخص میفرمایند: «انقلاب اسلامی همچون پدیده زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است، اما تجدید نظرپذیر و اهل انفعال نیست... . این انقلاب از آغاز تا امروز نه بیرحم و خونریز بوده و نه منفعل و مردد.»

دوم: ملاک داوری

نخستین محور بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب، مربوط به «کارنامه و دستاورد چهل ساله نظام اسلامی» است، و از آنجایی که مخاطبین این بیانیه نسل جواناند که زمان رژیم گذشته و نیز دوره جنگ و دوره سازندگی را ندیدهاند و تصور درستی از این دورهها ندارند، برای اینکه دقیقاً بدانند که ما در گذشته در کجا قرار داشتیم و امروز پس از چهل سال از انقلاب در کجا قرار داریم تا قدرت داوری و قضاوت از دستاورد نظام جمهوری اسلامی داشته باشند. رهبر معظم انقلاب پیش از بیان دستاورد انقلاب اسلامی، چند ملاک اصلی را برای داوری نسبت به عملکرد نظام جمهوری اسلامی بیان میدارند.

ملاک اول: در صورتی میتوان داوری و قضاوت نسبت به دستاورد نظام اسلامی در عرصههای سیاسی، اقتصادی، علمی فناوری، بهداشت و درمان، تسلیحاتی و نظامی داشت که نظام اسلامی را با عملکرد رژیم گذشته مقایسه نماییم نه با آرمانهای نظام. در این صورت است که فاصله بین نظام فاسد گذشته و نظام اسلامی را در تمام عرصهها آنچنان زیاد و عمیق خواهیم دید که نه با رژیم گذشته بلکه با نظام ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی قابل مقایسه نخواهد بود. از همین رو رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «رژیم سلطنتی ایران که بهدست بیگانه بر سر کار آمده بود، بهشدت نابسامان داخلی و عقبافتادگی شرمآور در علم و فناوری و سیاست و معنویت و هر فضلیت دیگر (داشت)».

ملاک دوم: قضاوت و داوری نسبت به کارنامه چهل ساله نظام اسلامی زمانی معنا پیدا میکند که بین آرمانهای نظام اسلامی و امکاناتی که برای تحول بزرگ اقتصادی، در اختیار داشتیم تناسب وجود داشته باشد و اگر تناسب نداشت، ولی در عین حال گام بزرگی در تحول اقتصادی و بازسازی برداشته شده باشد، قطعاً نگاه و تصور ما متفاوت خواهد بود. مهم اینجا است که نظام اسلامی در شرایطی اقدام به عملیاتی کردن طرحهای اقتصادی کرد که بهدلیل جنگ تحمیلی همه آنچه را رژیم گذشته ساخته بود ویران شد، و آنچه از ذخیره ارزی باقی مانده بود هم مصرف جنگ تحمیلی شد و خزانه کاملاً خالی ماند. جنگ هم که پایان پذیرفت، تحریمهای سنگین اقتصادی آغاز شد بهطوری که نفت فروش نمیرفت و آن مقدار هم که به زحمت به فروش میرسید سقف فروشش هشت دلار در بشکه بود. با چنین پیشزمینهای میتوان نسبت به دستاورد نظام اسلامی به قضاوت پرداخت و نمره داد. از همین روست رهبر معظم انقلاب در جمله کوتاه میفرمایند: «اولاً همه چیز علیه ما بود.. بهرغم همه مشکلات طاقتفرسا، جمهوری اسلامی روز به روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت.»

ملاک سوم: برای داوری نسبت به کارنامه نظام اسلامی لازم است که بدانیم نظام در شرایطی اقدام به بازسازی و برداشتن گامهای بلند در تحول اقتصادی نمود که از یک طرف کارگزارانش هیچ تجربه عملی نسبت به طرحهای اقتصادی نداشتند و تجربه دیگر کشورهای انقلابی هم نمیتوانست الگوی پیشرفت نظام اسلامی باشد، با وجود این، نظام اسلامی توانست پس از چهل سال چنین کارنامهای را در پیش روی نسل جوان فعلی قرار دهد. از همین رو در بیانیه رهبر معظم انقلاب آمده است: «هیچ تجربه پیشینی و راه طی شدهای در برابر ما وجود نداشت. قیامهای مارکسیستی و امثال آن نمیتوانست الگوی مناسبی باشند. در عین حال شاهد جهادهای بزرگ و افتخار درخشان و پیشرفتهای شگفتآور در ایران اسلامی هستیم»

ملاک چهارم: در صورتی میتوان به عظمت و بزرگی نظام اسلامی پی برد که آن انقلاب با انقلابهای دیگر جهان سنجیده شود که آن انقلابها در همین مدت مشابه چه دستاوردی داشتند و نظام اسلامی در این مدت چه گامهایی برداشته است. از همین رو رهبر معظم انقلاب در بیان این ملاک میفرمایند: «عظمت پیشرفتهای چهل ساله ملت ایران آنگاه به درستی دیده میشود که این مدت، با مدت مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود.»

سوم: امنیت داخلی، تمامیت ارضی

رهبر معظم انقلاب پس آنکه ملاک داوری نسبت به کارنامه چهل سال انقلاب اسلامی را بیان کردند به بیان فهرستی از دستاوردها میپردازند و نخستین و مهمترین دستاورد نظام را «امنیت داخلی و تمامیت ارضی کشور و حفظ مرزها» میدانند. برای اینکه روشن شود که «امنیت داخلی و تمامیت ارضی و حفظ مرزها» در چه شرایطی و با چه قیمت و هزینه سنگینی بهدست آمده، توجه به چند نکته لازم است:

نکته اول: چیزی از تأسیس نظام نوپای جمهوری اسلامی نمیگذشت که ارتش بعثی عراقی با در اختیار داشتن ۶۱۶ هواپیمای جنگی، 500 هزار تانک، ۳۰۰ بالگرد، ۴۷ لشکر پیاده و ۹ لشکر زرهی به مرزهای ایران اسلامی حمله نمود و توانست خوزستان و برخی استانهای دیگر را به تصرف خودش درآورد. این در شرایطی بود که ارتش ایران هرچه از امکانات و تسلیحات نظامی چون تانک، هواپیما و بالگرد را در جنگ از دست میداد امکان جایگزینی برایش وجود نداشت؛ چون هیچ کشوری حاضر نبود امکانات تسلیحاتی در اختیار ایران قرار دهد. پس ایران عملاً با دست خالی با ارتش تا دندان مسلح که ۳۶ کشور جهان بهویژه شیوخ عرب او را پشتیبانی مالی و اطلاعاتی مینمودند قرار گرفت که میخواست از تمامیت ارضی میهنش دفاع نماید.

نکته دوم: در شرایطی که ارتش و سپاه پاسداران برای بیرون راندن ارتش متجاوز بعثی عراق از خاک مقدس ایران میجنگیدند، منافقین و گروه فرقان که در مناظرات مستقیم، خود را از نظر فکری و موقعیت اجتماعی در شکست کامل میدیدند، با نفوذ در ارکان مملکت به ترور و جنگ مسلحانه رو آوردند. در ششم تیر ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران با بمبگذاری در داخل ضبط صوت توسط گروه فرقان آیتالله خامنهای را مجروح نمودند. در هفت تیر سال ۶۰ هم، شخصی به نام کلاهی وابسته به منافقین با بمبگذاری در سالن سخنرانی حزب جمهوری اسلامی که خود با چهره حزبالهی مسؤلیت حفاظت آن را به عهده داشت، ۷۲ تن از جمله شهید بهشتی و ۲۷ نماینده مجلس و ۴ تن از وزرا را به شهادت رساند. در هشت شهریور سال 1360 یعنی حدود دو ماه بعد یکی دیگر از عناصر منافقین به نام کشمیری که در معاونت شورای امنیت ملی مشغول و در چهره حزبالهی مورد اعتماد شهید رجایی قرار گرفته بود، با بمبگذاری دفتر نخستوزیری، رئیسجمهور رجایی و نخستوزیر باهنر را به شهادت رساند. آنچنان ناامنی و ترور پیش میرفت که هفتهای پایان نمیپذیرفت مگر آنکه خبر شهادت ائمه جمعه بزرگی چون آیتالله دستغیب، آیتالله صدوقی، آیتالله اشرفی اصفهانی یا شخصیتهایی چون هاشمینژاد و اعضای سپاه پاسداران و نیروهای حزبالهی به گوش میرسید؛ تا جایی که در مدت کوتاه هفده هزار نفر از نیروهای ارزشمند نظام با ترور منافقین به شهادت رسیدند و کشور عملاً پشتش از نظر ارکان مدیریتی خالی شد و در معرض سقوط قرار گرفت.

نکته باریکتر از مو اینجا است که دشمنان خارجی و داخلی نظام اسلامی در تحلیل و باور غلط خود در به شکست کشاندن نظام اسلامی همه چیز را محاسبه کرده بودند، جز اراده حقتعالی و نفس مسیحایی رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره را که همه معادلات را به هم زد و توسط همین نیروهای کمیته تازه نفس و در کوتاهترین زمان، امنیت را برقرار کردند و خواب را از چشم منافقین و همه گروهکها سلب نمودند تا جایی که عدهای در همین خانههای تیمی به هلاکت رسیدند و سران آنان مفتضحانه از مملکت فرار کرده و به دامن اربابانشان پناه بردند و سرانجام پیاده نظام صدام شدند و امروز هم در انتظار سرنوشت کلاهیاند که با تیر غیب در کشور بیگانه به هلاکت برسند.

در مرزهای کشور، سپاه پاسداران با بسیج کردن نیروهای مردمی و با فرماندهانی چون شهید همت، خرازی، زینالدین، رضایی، صفوی، حاج قاسم سلیمانی، قالیباف، مرتضی قربانی، کشکولی و همچنین ارتش، با بکار گرفتن همه امکانات نهتنها تمام خاک تصرف شده میهن اسلامی را از اشغال ارتش بعثی عراق آزاد ساخت، بلکه بخشی از خاک عراق را به تصرف خود درآورد، صدام و ۳۶ کشور حمایتکننده از ارتش بعثی را در بهت فرو برد که چگونه این ارتش، با دست خالی مقابل ارتش بعثی که به نمایندگی همه ابرقدرتها و با همه تسلیحات نهتنها کم نیاورده، بلکه برای خود عظمت آفریدهاست. از همین رو رهبر معظم نهتنها این دستاورد امنیتی و نظامی را نخستین دستاورد، بلکه معجزه الهی دانسته و میفرمایند: «اولاً، ثبات و امنیت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها که آماج تهدید جدی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه پیروزی در جنگ هشت ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانی آمریکایی و اروپایی و شرقیاش را پدید آورد.»

چهارم: پیشرفت علمی، اقتصادی

دومین دستاورد چهل سال انقلاب اسلامی در بیان رهبر معظم انقلاب به بیان فهرستی از «توسعه و پیشرفت» در عرصههای گوناگون علمی، فناوری و صنعتی اختصاص یافته است. عظمت این تلاش گسترده و قابل تحسین در این چهل سال توسط دولتهای مختلف با فراز و نشیبی که داشتند در صورتی قابل فهم است که به دو نکته کلیدی توجه داشته باشیم.

نکته اول: بدون شک پیشرفت و توسعه هر کشوری در گرو داشتن منابع مالی آن است که تا دولت بتواند طرحهایی که مولد ثروت، توسعه و پیشرفت علمی و اقتصادی است را عملیاتی کند. منابع مالی کشور ما وابسته به فروش نفت است و بنا بر گزارش مرکز آمار ایران فروش نفتها در زمان رژیم سابق بهویژه پنج سال آخر بالغ بر شش میلیون بشکه در روز بوده که در تاریخ ایران رقم بیسابقهای بودهاست و این در حالی بود که جمعیت ایران کمتر از سی میلیون بود، ولی فروش نفت در مدت چهل سال بهصورت میانگین از یک میلیون و ششصد تا دومیلیون و پانصد بشکه در روز و قیمت هر بشکه یازده دلار تا صد و ده دلار بودهاست. این میزان درآمد نفتی در حالی حاصل میشود که نرخ جمعیت ایران به هشتاد میلیون میرسد.

نکته دوم: ایران پس از انقلاب اسلامی در شرایطی شروع به پیشرفت و توسعه نمود که از یک طرف وارث نظام منحطی بود که در تمام حوزهها عقبماندگی کامل داشت که در ادامه با زبان آمار با وضعیت نابسامان آن آشنا خواهیم شد، و از طرف دیگر آنچه که هم از رژیم گذشته باقیمانده بود، در طی جنگ تحمیلی بهطور کامل ویران شد و از طرف سوم تمام ذخایر نفتی هم مصرف جنگ گردید. پس از پایان جنگ و آغاز سازندگی بهدلیل تحریم، صادرات نفت در پایینترین حد به فروش میرسید و آنچه که هم به فروش میرسید بیشتر آن مصرف هزینه جاری دولت بهویژه حقوق کارمندان میشد.

در چنین دوره سخت و بس دشوار، «موتور پیشرفت و توسعه» روشن شد و آنچنان شتاب برداشت که اگر با چشمی باز به آن نگاه کنیم با جرئت میتوان گفت که نظام اسلامی نه با حکومت ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی، بلکه با کشورهای انقلابی چون فرانسه، هند و شوروی که این مدت مشابه را گذراندهاند، قابل مقایسه نخواهد بود. برای اینکه با این برکات و دستاورد نظام اسلامی آشنا شویم با تحفظ فهرست این برکات در بیانیه مقام معظم رهبری با زبان آمار چند مورد از این تحول عظیم و شگرف گزارش میشود. طبیعی است که گزارش کامل در قالب چندین جلد کتاب میسر است، نه چند یادداشت کوتاه:

1. از نظر تأسیس دانشگاه: تعداد دانشگاه در رژیم پهلوی ۲۰ دانشگاه بود، ولی در چهل سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ۱۲۰ دانشگاه دولتی، ۵۲۰ دانشگاه آزاد، ۴۶۶ دانشگاه پیام نور، ۹۵۳ دانشگاه علمی و کاربردی، ۱۷۰ دانشگاه فنی و حرفهای با داشتن ۸۰ هزار عضو هئیت علمی و ۳میلیون ۷۹۴ هزار۴۲۰ نفر دانشجو رسید.

۲. تعداد پزشک: در رژیم پهلوی ۷ دانشکده پزشکی، ۱۷هزار پزشک، ۶هزار پزشک هندی، پاکستانی و بنگلادشی وجود داشت، ولی در چهل سال انقلاب اسلامی با رشد خیرهکنندهای روبهرو هستیم. در ۴۰ دانشکده پزشکی، ۳۹۳۹۵ پزشک متخصص، ۴۲۴۲۲ فوقتخصص، ۱۰۸۱۱۸۱ دندانپزشک و ۴۲۸۲۲ پزشک عمومی مشغول خدمتاند، این در حالی است که تعداد 597 زن متخصص در پیش از انقلاب، به۳۰ هزار متخصص و۳۵۰۰ پزشک عمومی به ۶۰ هزار نفر رسید.

۳. سلولهای بنیادی: مرکز رویان که در سال ۱۳۷۰ کارش را جهت درمان زوجهای نابارور آغاز کرده بود، آنچنان در حوزههای مختلف تولید سلولی درخشید و پیش رفت که طبق آمار جهانی اسکوبوس، در سال ۲۰۱۵ ایران رتبه ۱۵در زمینه تولید علم سلول بنیادی را بهخود اختصاص داد.

از بین پیشرفت علمی، صنعتی، هستهای فهرست شده در بیانیه، بهعنوان نمونه تنها پیشرفت علمی و پزشکی آورده شده است، در حالی که در حوزه صنعت، سوخت هستهای و صنایع دفاعی آنچنان رشد خیرهکنندهای در این چهل سال علیرغم همه مشکلات و فشارهای دشمنان داشته که نمیتوان آن را عادی دانست، بلکه باید گفت که این همه نیست، جز لطف الهی از همین روست که رهبر معظم انقلاب اسلامی میفرمایند:

«هزاران شرکت دانشبنیان، هزاران طرح زیرساختی با رتبههای نخستین در کل جهان، شصت برابر شدن صادرات غیرنفتی، نزدیک به ده برابر شدن واحدهای صنعتی، دهها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فناوری بومی، برجستگی محسوس در رشتههای گوناگون مهندسی از جمله دفاعی، درخشش در رشتههای مهم و حساس پزشکی و جایگاه مرجعیت در آن و دهها نمونه دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایران پیش از انقلاب در تولید علم و فناوری صفر بود، در صنعت بهجز مونتاژ و در علم بهجز ترجمه هنری نداشت.»

پنحم: مشارکت، رشد سیاسی

دستاورد سوم انقلاب اسلامی در بیانیه مقام معظم رهبری به دو امر مهم «رشد سیاسی و مشارکت» امت خداجو و حقشناس ایران اختصاص یافته است. تحلیل همهجانبه این دستاورد و فهم صحیح آن امکانپذیر نیست، مگر آنکه دو نکته که زمینه چنین دستاوردی را در چهل سال از انقلاب اسلامی فراهم نموده توضیح داده و تبیین شود.

نکته اول: از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷، مقدرات و سرنوشت کشور و ملت ایران را پدر و پسری بهدست گرفتند که به استناد گزارشات ساواک و نیز خاطرات نزدیکان دربار چون اسدالله علم سه مشخصه مشترک داشتند: اولاً؛ از نظر دانش و سواد، نهایت سطح سواد رضاشاه خواندن و نوشتن بود و پسرش محمدرضا نیز پس از گذراندن تحصیلات متوسطه در سوئیس و آمدن به ایران و ادامه تحصیل در دانشکده افسری با درجه ستوان یکمی فارغالتحصیل شدهاست. ثانیاً؛ از نظر فساد اخلاقی و زنبارگی همین بس که ماراک کلور در پاریس وظیفهاش نقل و انتقال دختر به دربار شاه بودهاست. ثالثاً؛ از نظر فساد مالی، آنها بیتالمال را ملک طلق خود میدانستند و بیتالمال را به خارج از کشور انتقال میدادند و برای خود سرمایهگذاری میکردند تا جایی که ثروت محمدرضا پهلوی در خارج از کشور به گفته عباس میلانی از نزدیکان خاندان پهلوی، یک میلیارد دلار در پنجاه سال پیش بودهاست. رابعاً؛ در وابستگی و سرسپردگی پدر و پسر نیازی به هیچ توضیحی نیست که رضا شاه مهره انگلیسی، پسرش محمدرضا مهره آمریکا بود و افتخار هم میکردند که مجری سیاست آنان در ایراناند.

نکته دوم: از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۷ رهبری کشور و ملت ایران به مدت ده سال بهدست زعیم و مقتدایی قرار گرفت که از دوره هخامنشیان تا این زمان هرگز ایران چنین رهبری را به خود ندیده بود چراکه اولاً؛ از نظر دانش، ایشان فقیه جامعالشرایط، حکیم و فیلسوفی متأله، عارفی بیبدیل و سیاستمداری استثنایی در تاریخ بود که از مکتب و کرسی درسش شاگردانی چون مطهری، بهشتی، خامنهای، فاضل لنکرانی، مشکینی برخاستند. ثانیاً؛ از نظر پارسایی و زهد آنچنان بیاعتنا به زخارف دنیا بود که همه امکانات باقیمانده از وی در نجف و ایران را با یک وانت میشد حمل کرد. ثالثاً؛ از نظر وابستگی به قدرتهای شرق و غرب، سیاستش نفی وابستگی به شرق و غرب بودهاست و اساساً به همین دلیل انقلاب کرد که کشور را از چنین وابستگی نجات دهد و بهعنوان قطب و قدرت سوم معرفی کند و همه دشمنیهای استکبار جهانی با این نهضت هم در همین بوده است، پس از رحلت ایشان در سال ۱۳۶۸، سکاندار نظام اسلامی خلف صالحش آیتالله خامنهای گردید که فقیه، زاهد و بیاعتنا به زخارف دنیاست و با شایستگی خود در رهبری، امیدی برای همه دلباختگان نظام اسلامی و خاری در چشم دشمنان میباشند.

هرچند در ۶۰ سال حکومت پهلوی بهدلیل حاکمان بیسواد، فاسد، زراندوز و مجری سیاست بیگانگان، نهتنها مردم را از سیاست و مشارکت اجتماعی دور نگه میداشتند، بلکه سیاسیون را بهدلیل فهم سیاسی، پس از بازداشت و شکنجههای سخت در سیاهچال زندان سالها حبس میکردند، ولی در این چهل سال بهدلیل حضور دو رهبر در بالاترین سطح علمی و سیاسی، و آزادمنشی دو تحول خیرهکننده در ایران اسلامی اتفاق افتادهاست.

اولاً؛ چون در نظام اسلامی، اصل و میزان در قدرت، رأی و نظر مردم است، لذا دوازده انتخابات ریاست جمهوری، ده انتخابات مجلس، پنج انتخابات مجلس خبرگان در رقابتی کاملاً آزاد برگزار گردید که با توصیه مکرر حضرت امام قدس سره و مقام معظم رهبری به شرکت در انتخابات، امت اسلامی بین ۶۰ تا ۹۵ در صد مشارکت داشتند که در تاریخ ایران چنین مشارکت و حضور سیاسی مردمی بینظیر است.

 ثانیاً؛ بهدلیل سخنرانیهای مکرر امام قدس سره و نیز مقام معظم رهبری و فعالیت سیاسی احزاب و گروهها و تلاش تبلیغی روحانیون و مناظرات و تبلیغات تلویزیونی و آزادی سیاسی حاکم در جامعه، سطح سواد سیاسی امت در مرتبهای قرار گرفتهاست که آنچه که یک مسئول رده بالا در مرکز قدرت از پیچیدگی سیاسی میفهمد، پیرمرد و پیرزن روستایی و دانشآموز دبستانی در شهر و روستا نیز آن را درک میکند. هر چند گاهی بهدلیل مشکلات اقتصادی، مردم از عملکرد مسؤلین اجرایی ناراضی میشوند، ولی هرگز آن را به حساب نظام نمینویسند و برانداز نمیباشند، بلکه با حضورشان در راهپیماییهایی نظیر ۲۲ بهمن حمایت خود را از نظام ابراز میکنند. از همین روست که رهبر معظم انقلاب میفرمایند:

«انقلاب اسلامی، مشارکت مردمی را در مسایل سیاسی، مانند انتخابات، مقابله با فتنههای داخلی، حضور در صحنههای ملی و استکبارستیزی به اوج رساند... بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسایل بینالمللی را بهگونه شگفتآوری ارتقا داد. تحلیل سیاسی و فهم سیاسی بینالمللی و امثال آن را از انحصار طبقه محدود و عزلت گزیدهای به نام روشنفکر بیرون آورد...»

ششم: عدالت در تقسیم امکانات

دستاورد چهارم انقلاب اسلامی در نظر رهبر انقلاب «عدالت در تقسیم امکانات» بودهاست. برای اینکه این دستاورد نظام اسلامی به درستی تبیین شود، توجه به سه نکته لازم است.

نکته اول؛ هدف از تشکیل حکومت در نظام علوی که انقلاب اسلامی الهام گرفته از آن است، هرگز نفس حکومت نیست، بلکه هدف اجرای عدالت و حق را به صاحبان حق رساندن است. از همین رو در خطبه ۳ نهجالبلاغه، امام علی علیه السلام میفرمایند: «... و ما اخذالله علی العلما الا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت اخرها بکاس اولها»؛ یعنی اگر پیمان خدا از دانشمندان نبود که در مقابل پرخوری ستمگر و گرسنگی ستمکش ساکت ننشیند، همانا افسار خلافت را روی شانهاش میانداختم و مانند روز اول کنار مینشستم.»

نظام جمهوری اسلامی که ادامه چنین نظام علوی است، از آغاز تأسیس تاکنون عزمش بر این بوده و هست که امکانات و ثروت ملی را عادلانه توزیع کرده و هر کسی را به تناسب حقی که دارد به حقش برساند.

نکته دوم؛ در اجرای عدالت هر چند با آرمانهای نظام اسلامی فاصله داریم، اختلاس و یا حقوق نجومی هرچندگاه اتفاق میافتد، ولی نسبت به دیگر نظامهای جهان قطعاً جلوتریم. این نوع بیعدالتیها ربطی به اصل نظام ندارد و سیستماتیک نیست؛ برای اینکه آن کسی که این تخلفات را کشف میکند، خود نظام است و آنکه این متخلفین را به دادگاه میکشاند و مجازات میکند قوه قضاییه همین نظام است.

نکته سوم؛ در رژیم گذشته امکانات در شهرها توزیع میشد، روستائیان و مناطق دور دست از امکانات محروم بودند. در شهرها نیز در اختیار طبقه خاصی قرار میگرفت و اکثراً از دستیابی به امکانات محروم بودند، ولی نظام اسلامی در مدت چهل سال برای اینکه همه ملت از امکانات برخوردار شوند، منابع را بهگونهای تخصیص داد و توزیع نمود که پس از چهل سال هر آنچه از امکانات که در اختیار شهرها است، در اختیار روستاییان و مناطق دور از مرکز نیز وجود دارد.

از همین رو برخی از خدمات نظام اسلامی با زبان آمار آورده میشود.

1. خدمات روستایی: در رژیم گذشته ۴۳۵۰ روستا از برق برخوردار بودند، ولی پس از انقلاب ۵۴۲۳۲ روستا صاحب برق شدند. پیش از انقلاب در ۳۱۲ روستا مخابرات وجود داشت، ولی پس از انقلاب ۴۵۳۳۳ روستا دارای مخابرات شدند. پیش از انقلاب ۱۳۴ روستا خانه بهداشت داشتند، اکنون ۱۷ هزار ۹۲۱ خانه بهداشت وجود دارد. پیش از انقلاب ۴۷۰۰ روستا از آب شرب بهداشتی برخوردا بودند، ولی در حال حاضر ۳۲۳۸۶ روستا از نعمت آب شرب بهداشتی بهرهمند هستند. پیش از انقلاب ۵۸ مرکز تحصیلی شبانه وجود داشت و امروز ۱۳۸۷ مرکز شبانه روستایی دایر است. پیش از انقلاب اکثر روستائیان بیسواد بودند، ولی بعداز انقلاب ۵۵ ملییون نفر از مردم باسوادند.

۲. خودرو: پیش از انقلاب دومیلیون خودرو وجود داشت، ولی پس از انقلاب بیست میلیون خودرو در اختیار مردم قرار گرفت.

۳. پیش از انقلاب داشتن مسکن برای اکثر مردم یک آرزو بود، ولی در این چهل سال دوازده میلیون مسکن ارزان قیمت ساخته و به فاقدین مسکن تحویل شد.

۴. سد: پیش از انقلاب، تنها ۱۳ سدمخزنی با طراحی آمریکا و با اجرای مهندسین کانادایی ساخته شد، ولی بعد از انقلاب ۶۰۰ سد کوچک و بزرگ ساخته شد که ۲۰۰ تا از آنها پروژه ملی هستند و توسط مهندسین داخلی بدون وابستگی خارجی ساخته شد.

آنچه ذکر شد نمونه کوچکی از توزیع عادلانه امکانات در نظام جمهوری اسلامی بود که نشان میدهد جهتگیری نظام به سمت اجرای عدالت اقتصادی در جامعه بودهاست. از همین رو رهبر انقلاب در توصیف این حرکت معجزهآسا در بیانیه گام دوم میفرمایند: «جمهوری اسلامی در شمار موفقترین حاکمیت جهان در جابجایی خدمت و ثروت از مرکز به همه جای کشور و از مناطق مرفهنشین شهرها به مناطق پاییندست آن بودهاست... و حسنهای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است.»

هفتم :عیار معنویت و اخلاق

آیتالله خامنهای از پنجمین دستاورد انقلاب اسلامی به «عیار معنویت و اخلاق» تعبیر کرده و همچنین آن را «معجزهای دیگر از انقلاب اسلامی و نظام اسلامی» دانستهاست. اگر بخواهیم تحلیل همهجانبهای از این دستاورد داشته باشیم و حقیقت معجزه بودن آن را بدانیم، توضیح چند نکته لازم است:

نکته اول؛ اگر تاریخ تحولات نظام شاهنشاهی در ایران از قاجار تا رژیم پهلوی را آنگونه که بود بشناسیم، خواهیم دید که ساختار نظام شاهنشاهی در ایران بر آن بوده تا جامعه و کشوری ساخته شود که صدر و ذیل آن از نظر فرهنگی و اخلاقی، غرق در لجنزار معصیت و رذائل اخلاقی باشد؛ چراکه در این صورت بود که میتوانستند چندصباحی حاکم باشند و مقدرات مملکت را به عهده بگیرند. رژیم پهلوی بهویژه در ۳۷ سال آخرش آنچنان جامعه ایرانی را به سقوط اخلاقی کشانده بود که امکان دگرگونی چنین جامعهای به سمت معنویت و روحانیت امکانپذیر نبود، مگر آنکه معجزهای رخ داده باشد. با مطالعه کتابهایی که نزدیکترین افراد به خاندان پهلوی نوشتهاند، به مفاسد تکاندهندهای از مثلث «شاه، فرح و اشرف» آگاه میشویم. آنان برای اینکه مردم به آنچه میگذرد اعتراض نداشته باشند، سعی کردند با ترویج فرهنگ برهنگی زنان و شرب خمر مردان و زنان و اختلاط زنان و مردان نامحرم، ملت را غرق در لنجزار فساد کنند. آنها این بیشرمی را از سال ۴۶ تا ۵۵ به نام جشن هنر تحت نظر مستقیم فرح دیبا آنچنان پیش بردند که طبق گزارش محرمانه ساواک در هفتم ماه مبارک رمضان سال ۵۵ شمسی با دعوت گروهی از هنرمندان مجارستان در شیراز و جلوی چشمان بهت زده مردم دو هنر پیشه کثیف، اعمال جنسی را به نمایش گذاشتند که روزنامه کیهان با اینکه مروج فرهنگ پهلوی بود، صدای اعتراضش بلند شد.

نکته دوم؛ در چنین جوی که ملت گرفتار گرداب مفاسد رژیم پهلوی شده بود، لطف الهی شامل حال پریشانشان شد و قلبها را متوجه خانه محقری در نجف اشرف کرد که امام و مقتدایی در آن سکونت داشت که قبل از طلوع فجر چشمش به خواب نمیرفت و مشغول نافله شب بود، در پانزده سال از حضورش در شهر نجف هر شب به حرم مطهر مشرف شده و در برابر مضجع شریف امام علی علیه السلام به قرائت زیارت جامعه میپرداخت. او نهتنها به ندای ملت پریشان پاسخ داده و از دستگیری ارادتمندانش کوتاهی نکرد، بلکه با استواری در نجات آنان تا سقوط رژیم پهلوی پیش رفت و در مدت ده سال رهبری پس از سقوط پهلوی با ایراد پنج هزار سخنرانی با نفس مسیحایی خود امتی از نو ساخت که به بیان مقام معظم رهبری:

اولاً؛ «رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی بهویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد.»

ثانیاً؛ «مجاهدتهای جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدس، با ذکر و دعا و روحیه برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد.»

ثالثاً؛ «پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه دینی از عزیزان خود که به جبهههای گوناگون جهاد میشتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خونآلود یا جسم آسیبدیده آنان روبهرو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند.»

رابعاً؛ «مساجد و فضاهای دینی، رونقی بیسابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهاد سازندگی و بسیج سازندگی جوان داوطلب و فداکار آکنده شد.»

خامساً؛ «نماز و حج و روزهداری و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه جا، بهویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روزبهروز بیشتر و با کیفیتتر شدهاست.» از همین رو رهبر معظم در توصیف این تحول شگرف میفرمایند: «این پدیده مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول مبارزه و پس از پیروزی انقلاب، بیش از هر چیز رواج داد. آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایههای مادی، در رأس کشوری قرار گرفت.»

هشتم: نماد پر ابهت ایستادگی در برابر مستکبران

ششمین افتخار چهل ساله انقلاب اسلامی در این بیانیه «ایستادگی در برابر مستکبران» است. تحلیل این دستاورد افتخارآمیز ملت سرافراز ایران در صورتی امکانپذیر است که سه نکته مهم به درستی توضیح داده شود.

نکته اول؛ مقصود از مستکبران در فرهنگ قرآنی، سه طبقه «ملا»، یعنی قدرتهای فاسد سیاسی که با جلال و جبروت ساختگی و متکبرانه خود میخواهند راه «استعمار» کردن ملتها را فراهم سازند.

«مترفان»، یعنی غولهای فاسد اقتصادی که اهل خوشگذرانی، تجمل و اسرافاند و با روش کلاهبرداری راه «استثمار» کردن ملتها را برای خود هموار میکنند. «احبار»، عالمان و عارفان کاذب دینیاند که علم و عبادت خود را وسیلهای برای تعیش با «استحمار» کردن دیگران قرار میدهند. نقطه مشترک این سه طبقه «زر، زور، تزویر» در «برتریجویی و خود برتربینی» است که تحت عنوان مستکبران تعریف میشوند.

نکته دوم؛ مقتضای ذاتی و جوهره دین، بر پایه اصل قرآنی «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا یخرجهم من النور الی الظلمات» (بقره/۲۵۷)، در تقابل جبهه نور با جبهه باطل و در مقام استکبارستیزی است و از یاوران جبهه نور و حق میخواهد که اگر بخواهند شرافت انسانی و ارزش دینی آنان دفن نشود، در برابر جبهه ظلمت و تاریکی «استکبارستیزی» نمایند و بدانند خداوند جبهه حق را در این جهاد عظیم نصرت خواهد رسانید. از همین روست که قرآن خطاب به «استکبارستیزان» میفرماید: «و لولادفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز». (حج/۴۰)

نکته سوم؛ انقلاب اسلامی ایران که در استمرار حرکت انبیا است، از همان آغاز در تقابل با سه جبهه «ملا، مترفان و احبار» و سه طبقه «زور، زر و تزویر» قرار گرفته که در رأس آنان آمریکا بودهاست و تاکنون در چهار مرحله در رویارویی مستقیم با جبهه باطل به مبارزه برخاستهاست و در هر مرحله سرافرازی و پیروزی معناداری در برابر آنان به نام خود ثبت کردهاست.

مرحله اول؛ از سال ۵۷ که جرقه انقلاب و سرنگونی رژیم دست نشانده دولت غربی زده شد، مستکبرین، بهویژه آمریکا تلاش کرد تا مانع از سقوط نظام پهلوی شود، ولی ملت قهرمان با راهپیمایی و گذشتن از مال و جان، در برابر ارتش تا دندان مسلح رژیم پهلوی ایستادگی کرد و سرانجام در ۲۲ بهمن سال ۵۷ در برابر مستکبران پیروز شد و آنان را در مقابل اراده و تصمیم خود تسلیم کرد تا نظام اسلامی را به رسمیت بشناسند.

مرحله دوم؛ هنوز از حکومت نوپای حکومت مردمی و اسلامی زمانی نگذشته بود که حکومت دست نشانده در عراق را به قصد تصرف کردن خاک ایران و تسلیم کردن حکومت اسلامی در برابر خواست خود وادار به جنگ هشت ساله کردند، ولی ملت و امت اسلامی با تقدیم ۲۲۰ هزار شهید، ۵۵ هزار جانباز و ۴۴ هزار آزاده در برابر مستکبرین جهان ایستاد و پیروزی در جنگ را نیز به نام خود ثبت کرد.

مرحله سوم؛ دشمن که در تمام مراحل، خود را در برابر ملت ایران شکست خورده میدید، به بهانه داشتن انرژی هستهای تصمیم به تحریم همهجانبه دارویی، غذایی، نفتی، و تسلیحاتی کشور مظلوم و ملت تنهای ایران گرفت، ولی ملت ایران بهدلیل داشتن رهبر فرزانه و کارگزاران با هوش و با دور زدن تحریم و مقاومت و شکیبایی کردن در برابر مشکلات اقتصادی در این مرحله نیز پیروز و سربلند بیرون آمد و بزرگترین پروژههای اقتصادی، عمرانی، تسلیحاتی و فضایی را در این شرایط به سامان رساند.

مرحله چهارم؛ استکبار جهانی برای اینکه بتواند آخرین شانس خود را در تقابل با نظام اسلامی امتحان کند، جنگ نیابتی را توسط گروه بسیار خطرناکی به نام داعش در عراق و سوریه به راه انداخت تا با این جریان تکفیری، مزاحمت همیشگی در مرز نظام اسلامی ایجاد کند، ولی ایران اسلامی با داشتن تجربه هشت سال جنگ و سردارانی با ضریب هوش بسیار بالا بهعنوان مستشاران جنگی به کمک برادران دینی خود در عراق و سوریه شتافت و با طراحی و اجرای عملیات جنگی بهوسیله نیروهای مردمی این دو کشور و تنگ کردن عرصه بر مزدوران استکبار جهانی و نابود کردن اساس گروه تکفیری با دادن 2 هزار شهید مدافع حرم، آمریکا و همپیمانانش را به شکست واداشت. امروز آمریکا بعد از خرج کردن هفت تریلون دلار در منطقه هواپیمای حامل رئیسجمهورش جرأت پرواز با چراغ روشن در شب را در عراق ندارد، اما امروز مرز کشور عراق با ایران امنترین و کشورش شریک قدرتمند ایران در مقابله با مستکبرین است. از همین رو رهبر معظم در توصیف استکبارستیزی ملت ایران مینویسد: «در تمام این چهل سال تسلیمناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیببت الهی آن و گردن برافراشته آن در مقابل دولتهای متکبر و مستبکر، خصوصیت شناخته شده ایران و ایرانی... به شمار میرفتهاست.»

نهم: جوانان آیندهسازان نظام اسلامی

هرچند بیانیه رهبر معظم انقلاب منشور و راهبردی برای ساختن تمدن ایرانی اسلامی در سطح جهان است، ولی مخاطبین اصلی و هدفگیری در بیانیه جواناناند. در اینکه چرا رهبری معظم جوانان را هدف راهبردی بیانیه خود قرار دادهاند، میتوان در تحلیل واقعبینانه چند دلیل برای آن بیان کرد:

دلیل اول؛ آیات قرآن کریم بیانگر این واقعیت است که نسل جوان بهترین الگو و اسوه در حوزههای مختلف میباشند؛ چراکه وقتی قرآن میخواهد الگویی از عفت و حیا و پاکدامنی معرفی کند در سوره یوسف آیه ۲۳، حضرت یوسف علیه السلام را و نیز در سوره مریم آیه ۱۷ تا ۲۳، مریم؟عها؟ جوان را معرفی میکند. در بیان نسل عدالتخواه در سوره بقره آیه ۱۷ تا ۲۴، موسی علیه السلام جوان را الگو معرفی میکند و در معرفی روحیه گذشت از خطای دیگران، در سوره یوسف از آیه ۹۰ تا ۹۲، یوسف جوان را الگو معرفی میکند. در مدیریت و فرماندهی در سوره بقره آیه ۲۵۳، طالوت و داود جوان را میشناساند و در معرفی نسل حقیقتگرا نیز در سوره صافات از آیه ۲۳ و ۲۴، موسی جوان را معرفی میکند. همچنین در معرفی تلاشگری و خستگیناپذیر بودن در سوره قصص آیه ۱۷ تا ۲۸ از موسی جوان نام میبرد و در ایثار و تعبد در سوره صافات آیه ۱۴ تا ۲۳ اسماعیل جوان را الگو قرار میدهد. رهبر معظم انقلاب با توجه به این الگوی قرآنی است که در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، نسل جوان را بهترین و مستعدترین نیرویی میداند که میتوانند مسؤلیت سنگین ساختن تمدن ایرانی اسلامی را به عهده بگیرند.

دلیل دوم؛ سیره و منش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در پایهگذاری تمدن اسلامی در رسالت ۲۳ ساله خود در جزیرة العرب با اعتماد و باور آن حضرت به نیروی نسل جوان بوده است؛ چراکه در سال دوازدهم بعثت وقتی نمایندگان مردم مدینه در ملاقات با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در عقبه منا تقاضای سفیر کردند، پیامبر مصعببن عمیر بیست ساله را به آنان معرفی کرد و او توانست در مدت یکسال، تمام مردم مدینه را مسلمان نموده و زمینه حضور رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را به این شهر بهعنوان پایتخت مسلمین فراهم کند. همچنین در سال هفتم هجرت پس از فتح مکه با وجود مخالفت پیرمردان و سران قبایل، جوان هیجده سالهای به نام اسیدبن عتاب را بهعنوان اولین فرماندار شهر مکه معرفی نمود و در سال دهم هجرت به امر الهی و نزول آیه ابلاغ، امام علی علیه السلام را که جوان ۳۳ ساله بود، بهعنوان امام و جانشین بعد از خود معرفی نمود. در سال یازدهم هجرت در حالیکه رهسپار جهان ابدی بودند و سپاه عظیمی آماده نبرد بود فرماندهی آن را به جوان هجده سالهای به نام اسامه سپرد و همه اصحاب را مکلف به اطاعت از وی نمود و متخلفین از سپاه اسامه را مورد لعن قرار داد. از آنجایی که انقلاب اسلامی ادامه سیره و منش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است، رهبری معظم با الهام از همین سیره پیامبر، در بیانیه گام دوم جوانان را مورد خطاب قرار دادند و بر این باورند که آنان میتوانند زمینهسازان تمدن ایرانی اسلامی باشند.

دلیل سوم؛ همیشه گذشته چراغ راه آینده است، اگر در چهل سال از انقلاب در حوزههای مختلف ایثارگری، دفاعی، جهادی نظامی، علمی، فناوری، پزشکی، ورزشی، هنری و صنعتی افتخاراتی کسب شد، در همه این عرصهها پای جوانان در میان بود و این جوانان بودند که مسئولیتهای سازندگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی را به عهده گرفتند و ایران اسلامی با چنین افتخاراتی را برای آیندگان ساختند. پس این تجربه عملی و عینی نشان میدهد که اگر بخواهیم، میتوانیم در گام دوم، از سازندگان تمدن ایرانی اسلامی باشیم، البته اگر مدیران فعلی جوانان را باور کنند و بهصورت واقعی، مدیریت و سازندگی ایران اسلامی را به آنان بسپارند. رهبر معظم انقلاب چون چنین باوری دارند خطاب به آنان مینویسند: «راه طی شده فقط قطعهای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمان‌‌های بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله این مسیر به گمان زیاد به دشواری گذشتهها نیست. باید با همت و هوشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعالان جوان در همه میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی و نیز در عرصه‌‌های دین و اخلاق و معنویت و عدالت، باید شانههای خود را زیر بار مسئولیت دهند تا از تجربهها و عبرتهای گذشته بهره گیرند. نگاه انقلابی و روحیه انقلابی و عمل جهادی را بکار ببندند و ایران عزیز الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی بسازند.»

دهم: ساختن تمدن ایرانی، اسلامی

در این بیانیه جوانان مکلف و موظف به ساختن ایرانی در تراز انتظارات انقلاب اسلامی شدند. در اینکه آیا زمینه به فعلیت رسیدن چنین انتظاری وجود دارد که جوانان بتوانند در گام دوم انقلاب اسلامی، کشور را از نظر رشد و توسعه در تراز انتظارات انقلاب اسلامی برسانند؟ سؤال مهمی است و پاسخ به این پرسش امکانپذیر نیست، مگر آنکه چند نکته در این راستا توضیح داده شود:

نکته اول؛ تشکیل انقلاب و نظام اسلامی بر پایه اصل قرآنی «ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»؛ (نساء/۱۴۱) خداوند تسلطی برای کافرین بر مؤمنین قرار ندادهاست و نیز «لا تظلمون و لاتظلمون»؛ (بقره/ ۲۷۹) نه ستم میکنید و نه بر شما ستم میرود و سیره رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» بود که هدفش ساختن ایران اسلامی مستقل از هر گونه وابستگی نظامی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی به دول غربی و شرقی بوده است، هرچند دشمن استکباری از همان آغاز انقلاب با بکارگیری همه امکانات آمده بود تا با تحمیل جنگ هشت ساله و به راه انداختن ترور و جنگ مسلحانه در داخل کشور و تحریمهای نفتی، علمی و مبادلات ارزی مانع تثبیت نظام اسلامی و استقلال کشور شود، ولی بهدلیل رهبری خردمندانه حضرت امام خمینی قدس سره و آیتالله خامنهای و بصیرت بالای ملت، تیر دشمن به سنگ خورد و امت پیروز توانست بر خلاف انتظار دشمنان جشن چهل سالگی تثبیت و استقلال نظام را با راهپیمایی بینظیر ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۷ برگزار کند.

نکته دوم؛ با توجه به عبور از مشکلات سخت و پیچیده چهل سال گذشته، امید و امکان ساختن تمدن اسلامی ایرانی توسط نسل جوان در دهه پنجم انقلاب اسلامی نهتنها ممکن است، بلکه یک واقعیت عینی و حتمی است برای اینکه؛

اولاً؛ دستاوردهای علمی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، فناوری، سیاسی در مدت چهل سال گذشته همه و همه از صفر کامل و از درون خون و آتش بیرون آمد؛ یعنی در شرایطی توسعه و پیشرفت موجود حاصل شد که همه ذخایر کشور مصرف جنگ شده و تمام زیرساختهای کشور نابود شده، و تحریم گسترده دشمن کشور را فلج کرده بود و مدیران و کارگزاران هیچ تجربهای از کشورداری و مدیریت نداشتند. میانگین سن آنان نیز از بیست تا سیوپنج سال بود، ولی با این همه توانستند کشوری مقتدر و مستقل بسازند.

ثانیاً؛ توسعه و پیشرفت هر کشوری در گرو نیروی انسانی و منابع مادی است. کشور جمهوری اسلامی پس از چهل سال انقلاب در عرصه نیروی انسانی از موقعیت کاملاً استثنایی برخوردار است، همانگونه که در بیانیه رهبر معظم انقلاب آمده است:

«جمعیت جوان چهل سال»، «۳۶ میلیون نفر در سنین میانه ۱۵ و ۴۰ سالگی»، «۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی»، «رتبه دوم جهان در دانشآموختگان علوم و مهندسی»، «جوانان محقق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند.»

در عرصه ثروت و منابع مالی نیز از موقعیت ویژه برخوردار است؛ چراکه دارای «یک در صد جعیت جهان»، «۷ درصد ذخایر معدنی جهان»، «منابع عظیم زیرزمینی»، «بازار بزرگ ملی»، «بازار بزرگ منطقهای با داشتن ۱۵همسایه با ۶۰۰ ملییون جمعیت»، «سواحل دریایی طولانی»، «حاصلخیزی زمین با محصولات متنوع کشاورزی و باغی» میباشد.

پس باید نتیجه بگیریم که همانطور که نسل جوان و مدیران برخاسته از متن انقلاب توانستند چنین دستاوردهای علمی، اقتصادی، صتعتی، هنری و نظامی را در جهت قطع وابستگی و خودکفایی به ارمغان بیاورند و چنین افتخاری را کسب کنند، قطعاً در گام دوم انقلاب با استفاده از تجربه عینی چهل ساله و نیروی عظیم انسانی آماده کار و نداشتن مشکلات پیشین و در اختیار داشتن منابع و ثروت عظیم ملی، نسل دهه پنجم خواهند توانست با توکل به خدا و نصبالعین قرار دادن چهار توصیه راهبردی «علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، تولید انبوه، عدالت و مبارزه با فساد» تمدن اسلامی ایرانی که الگوی جهان اسلام باشد را بسازند و این آرزو نیست، بلکه مطابق با واقعیت است. از همین رو رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان مینویسند: «مدیران کارآمد و پرانگیزه و خردمند میتوانند با فعال کردن و بهرهگیری از آن، درآمدهای ملی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بینیاز و به معنای واقعی دارای اعتماد به نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند... قدر خود را بدانید و با قوت خداداد، به سوی آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.»

یازدهم: نکات ویژه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

هرچند تحلیل متن بیانیه به پایان رسید ولی در بین توصیه های راهبردی و بیان دستآوردهای انقلاب اسلامی، در بیانیه رهبر معظم انقلاب، آیتالله خامنهای، چند نکته برجسته و درسآموز وجود دارد. دریغم آمد که مستقلا آنها را نیاورم:

۱- رهبر معظم انقلاب با وجود اینکه سی سال از رهبری نظام پس از رحلت حضرت امام رضواناللهعلیه و مدت هشت سال از ریاست جمهوری را به عهده داشتند و یکی ازشخصیت های تاثیرگذار در این دستآوردها معظمله بودند؛ ولی از سر اخلاص، تدین و تقوا تحت هیج عنوانی از آغاز تا پایان بیانیه، از نقش و تاثیرگذار بودن خود در این برکات اشارهای نکردند و این همان پشتوانه معنوی و ماندگاری بیانیه و درس عملی برای بسیاری از ماها است که چگونه میتوان با خدای خود معامله کرد؛ نه آنکه گام کوچکی برای نظام برداشتن و خود را همیشه طلبکار دانستن که خلاف اخلاص و تقوا است.

2-درشرایطی که بسیاری به دلیل برجسته کردن برخی از مشکلات اقتصادی روح نا امیدی را در بین مردم میدمند؛ ولی آنچه که در بیانیه موج میزند که میتواند یک قاعده و اصل برای همه تاثیرگذاران در افکار عمومی قرار بگیرد، امید به آینده است که تمام تلاش معظمله در این است همه را امیدوار به آینده کشور کنند که ما همان ملتی هستیم با دست خالی و صفر؛ ولی با اتکال و اعتماد به نصرت الهی امروز در چنین شرایط افتخار آمیزی ایستادهایم.

 پس جایی برای یاس ونا امیدی وجود ندارد و قطعا از این مشکلات هم عبور خواهیم کرد؛ چرا که»ان تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم» از همین رو در بیانیه میفرمایند:

«نخستین توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسی همه قفلها،هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متکی به واقعیتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده دوری جستهام. اما خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب برحذر داشتهام و بر حذر میدارم. در طول این چهل سال و اکنون همیشه سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن و فعالترین برنامههای آن، مایوس سازی مردم و حتی مسؤلان و مدیران ما از آیندهاست....شما جوانان باید پیشگام در شکستن این محاصره تبلیغاتی باشید، در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و ناامیدی را ازخود و دیگران برانید،این نخستین و ریشهایترین جهاد شما است.»

۳-آنچه که معظمله در بیانیه به عنوان قاعده و اصل، اصرار بر آن دارند و در سخنرانی عید نوروز سال گذشته در مشهد مقدس تفصیلا بیان کردند، این است که وجود اختلاس و فساد مالی در نظام جای هیچ انکار نیست؛ ولی نبایست این به حساب نظام نوشته شود، چراکه اینها موردی است و هرگز سیستماتیک نیست.

 دلیلش این است کشف کننده این فسادها وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران اند و محاکمه کننده و مجازات دهنده نیز قوه قضاییه است و افشاکننده صدا و سیما است که از بدنه همین نظام است.

 علاوه براینکه از آغاز انقلاب تاکنون در همه دولتها با وجود اختلاف گرایشی، وزیر یا استاندار و یا فرماندار و بخشدار یا فرمانده سپاه و ارتش متهم به فساد مالی نشد و همین نشان سلامت نظام اسلامی است.

 از همین روست که میفرمایند:

«البته نسبت فساد در میان کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و به خصوص بارژیم طاغوت که سر تا پا فساد پرور بود، بسی کمتر است و بحمدالله ماموران این نظام غالبا سلامت خود را نگاه داشتهاند، ولی حتی آنچه هست غیرقابل قبول است.»

۴-از نکات برجسته بیانیه که در یادداشت پیشین تفصیلا توضیح داده شد، ارج گذاشتن و بها دادن به نسل جوان است که اگر همه کارگزاران جامعه همانند معطمله تحلیل صحیح از آنچه که میگذرد داشته باشند به همین واقعیت میرسند که تا دیر نشدهاست باید راه را برای حضور جوانان در عرصه مدیریتی فرهنگی، اجرایی، قضایی، سیاسی وعلمی فراهم سازند؛ چراکه اگر نکنند سنت و سیر طبیعی این جابجایی را بر آنان تحمیل میکند ولی کشور از این جابجایی تحمیلی ضرر خواهد کرد.

چون جوانانی در آینده مدیریت کشور را به عهده خواهند گرفت که تجربه مدیریتی ندارند ولی اگر هماکنون و پس از بیانیه مقام معظم رهبری همانگونه که خود آغاز کننده این جابجاییاند، ائمه جمعه، نمایندگی در دانشگاهها، نمایندگی در سپاه را به جوانها سپردهاند، دولت نیز پس از شایستهشناسی، شایستهگزینی کند و سطوح مختلف مدیریتی را به جوانان بسپرد قطعا بیست ساله آینده این جوانان تحصیلکرده، با انگیزه و جویای نام کشور را در جای بلندتر از جایی که هم اکنون ایستادهاست قرار خواهند گرفت.

از همین رو دربیانیه میفرمایند:

«دنباله این مسیر که به گمان زیاد، به دشواری گذشتهها نیست باید به همت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود، مدیران جوان...باید شانههای خود را به زیر بارمسؤولیت دهند، از تجربه و عبرتهای گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و عمل جهادی را به کار ببندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی بسازند.»


 


خروج




جمعه ٠١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام