*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٨٦٠٥ ١٢:٠٦ - 1400/06/01   عـــطـــــش در کــــــربــــــــــــلا افسانه‌پردازی یا واقعیت تاریخی؟ ارسال به دوست نسخه چاپي


عـــطـــــش در کــــــربــــــــــــلا افسانه‌پردازی یا واقعیت تاریخی؟

چرا امام حسین(ع) و یارانش پس از تحریم آب، چاهی حفر نکردند تا آب مورد نیازشان را تأمین کنند؟


بی‌شک تلاش‌های فراوانی از سوی امام حسین‌(ع) و یاران باوفای ایشان با هدف تهیه آب برای خیمه‌گاه و سپاهیان انجام شد که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

 

چرا امام حسین(ع) و یارانش پس از تحریم آب، چاهی حفر نکردند تا آب مورد نیازشان را تأمین کنند؟ مگر سرزمین کربلا یک سرزمین جلگه‌ای نیست؟ مگر در چنین سرزمینی با حفر چند متر نمی‌توان به آب رسید!؟ به‌خصوص اینکه این سرزمین در نزدیک نهری پر از آب بوده است. پس اگر تلاش می‌کردند با کمبود آب مواجه نمی‌شدند.

1. کندن چاه

هرچند بنابر آنچه از ابناعثم و ابنشهر آشوب نقل شده است، امام حسین(ع) به سمت خیمه زنان رفت و در جهت قبله نوزده قدم برداشت. سپس شروع به کندن زمین کرد. چشمهای ظاهر شد که آبی گوارا داشت. امام(ع)، یاران و اصحاب را امر کرد تا از این آب بنوشند و مشکها را پر کنند؛  ولی آنگونه که از ظاهر امر پیداست، این امر بیشتر به معجزه و امتحانی شبیه است که هدف از آن تقویتِ باور یاران بوده است؛ زیرا قبل از اینکه سخن از کندن چاه و رسیدن به آب باشد؛ سخن از جوشش چشمهای از دل زمین است، آن هم با آبی گوارا! در همین نقل آمده است که پس از نوشیدن آب و پر کردن مشکها این چشمه خشکیده و پنهان شد.

و شاید آنچه در مورد شب عاشورا نقل شده مربوط به همین چشمه آب بوده است که، امام حسین(ع) رو به یاران کرد و فرمود: «قُومُوا فَاشْرَبُوا مِنَ الْماءِ یَکُنْ آخِرَ زادِکُمْ، وَ تَوَضَّأُوا وَاغْتَسِلُوا وَ اغْسِلُوا ثِیابَکُمْ لِتَکُونَ أَکْفانَکُمْ؛ برخیزید و آب بنوشید که این آخرین توشه شماست و وضو گرفته و غسل کنید و لباسهای خود را بشویید تا کفنهای شما باشد».  با دقت در سخن امام حسین(ع) درمییابید که ایشان، یاران را به آب قابل نوشیدن امر کرده که با «الف و لام عهد» مورد اشاره امام(ع) واقع شده است (فاشربوا منالماء). در دنباله همین عبارت، میفرماید: (یکن آخر زادکم) یعنی آبی که برای نوشیدن است آخرین جرعههای آن را بنوشید. و پس از این، امر شده که غسل کرده و لباسهایتان را بشوئید.

امّا این شبهه که کربلا سرزمینی جلگهای میباشد و با حفر چند متر به آب میرسد نادرست است؛ چراکه با توجه به علم زمینشناسی همه جلگهها سرسبز و آبخیز نیستند؛ بلکه برخی از جلگهها آب و هوایی گرم و خشک دارند که به آنها دشت میگویند.  امروزه جلگهها و دشتهای جنوب و جنوب باختری ایران در نواحی خوزستان از این قسم میباشند؛ ولی با وجود داشتن آب و هوایی گرم و خشک، بهعلت عبور رودخانههای پرآب و دایمی؛ از امکانات زیستی، کشاورزی و اقتصادی نسبتاً مساعدی برخوردارند.. بنابراین، جلگهای بودن یک سرزمین با داشتن آب و هوایی گرم و خشک منافاتی ندارد. کربلا نیز از این قسم سرزمینهاست.

علاوه بر این، یکی از نامهای سرزمین کربلا، طفّ میباشد. امام حسین(ع) در سخنی میفرمایند: «قال جدّی رسولالله(ص): ولدی حسین یقتل بطفّ کربلا غریباً وحیداً عطشانا ...»  همچنین در احادیث دیگری  سرزمین کربلا با نام طفّ خوانده شده است.

در کتب لغت در تبیین معنای واژه طفّ عباراتی آمده است مثل: «الشاطىء: کناره یا ساحل» «المَکَانُ المُرْتفِعُ: مکان بلند»  «طفّفت بفلانٍ موضعَ کذا، أی رفعتُهُ إلیه»؛ (... یعنی ترفیع دادم فلانی را به فلان مقام)  . پس طفّ میتواند به معنای کناره، ساحل یا مکان مرتفع باشد. اگر به سرزمین کربلا هم «طفّ» گفته میشود، بهخاطر اینست که از یک سو در کنار شریعه واقع شده و از سوی دیگر تمام سطح آن یا مواضعی از آن مرتفع میباشد، چنانکه از عبارت تاجالعروس فی من جواهرالقاموس این معنا به ذهن میرسد. «طَفُّ الفُراتِ: ما ارْتَفَع منه من الجانِبِ».

پس در صورتی که وجه تسمیّه کربلا به طفّ بهخاطر ارتفاع آن از سطح آب باشد، ممکن نیست با کندن چند متر به آب رسید. علاوه بر این، خیام اهلبیت(ع) نیز در مکانی بوده که از سطح قتلگاه مرتفعتر است. و در صورتی که وجه تسمیّه کربلا به طفّ بهخاطر ساحلی بودن آن باشد، نزدیک بودن نهر علقمه که انشعاب کوچکی از فرات است تأثیر چندانی بر این وضعیّت ندارد.

نتیجه اینکه، بر فرض کندن چاه، رسیدن به آب، قطعی و آسان نبوده است. چنانکه یاران امام حسین(ع) خندقی را پشت خیمهها کنده و داخل آن را پر از هیزم کردند، تا در صورت حمله دشمن ـ خندق و آتش آن، ـ مانع دشمن شود.  امّا کسی نقل نکرده که با حفر این خندق آبی جاری شده باشد. اگر زمین کربلا، جلگهای و آبخیز بوده است ـ آنطور که اشکالکنندگان توصیف میکنند ـ باید آب، گودی خندق را فرا میگرفت و دیگر امکان جمع هیزم و آتشافروختن نبود.

بااینحال، بنابر فرض اینکه: آنها چاهی حفر کردند و به آب هم دست یافتند، آیا آبی که تهیه کرده بودند قابل شرب بوده است؟ با توجّه به اینکه در چند کیلومتری کربلا دریاچه نمکی عظیم قرار گرفته است، بعید است آب آن چاه قابل شرب باشد. «بحیرةالملح»، که در نزدیکی کربلاست سبب شده تا منابع آبی آن منطقه را شور کند و نوشیدن آب شور مفید نیست و منفعتی جز تشنگی مضاعف ندارد؛ لذا، اگر یاران امام حسین(ع) از طریق چاه به آب دست یافتند ـ بهدلیل شور یا تلخ بودن، گلآلود بودن و یا هر دلیل دیگری ـ فقط برای مصارفی غیراز آشامیدن از آن بهره میگرفتند.

در نتیجه یکی از راههایی که امام(ع) و یارانش برای تهیّه آب انتخاب کرده و تلاش کردند، کندن چاه بود؛ امّا این تنها انتخاب نبود. این راه هم از سوی دشمن مورد منع واقع شد و یا شرایط آن فراهم نشد.

2.آب آوردن از نهر

یکی از راههای دیگری که امام(ع) و یارانش برای تهیه آب مورد نیاز انتخاب کردند، رفتن به شریعه و پر کردن مشکها بود. پس از تحریم آب، یک مرتبه حضرت علیاکبر(ع) با تعدادی از اصحاب به سمت شریعه حرکت کردند و آب آوردند. یک بار دیگر هم، حضرت ابالفضل(ع) با نافعبن هلال که سی سوار و بیست پیاده همراه ایشان بود به سمت شریعه رفتند. آنها در پی نبردی با لشگریان عمروبن حجّاج توانستند بیست مشک را پر از آب کرده به نزد امام حسین(ع) بازگردند.

طبری این ماجرا را اینگونه نقل میکند: چون یاران نافع نزدیک نهر رسیدند، به پیادگان گفت: «مشکها را پر کنید.» پیادگان هجوم بردند و مشکها را پر کردند. عمروبن حجاج و یارانش پیش دویدند. عباسبن علىبن ابىطالب(ع) و نافعبن هلال به آنها حمله بردند و پسشان زدند که به جاى خویش بازگشتند، آنگاه گفتند: «برویم.» اما راهشان را گرفتند. عمروبن حجاج سوى آنها آمد و درگیرى اندکى شد، یکى از یاران عمروبن حجاج، که از طایفه صداء بود، زخم خورد، نافعبن هلال زخمش زده بود، مى‏پنداشت چیزى نیست؛ اما پساز آن بدتر شد و از همان زخم بمرد. گوید: یاران حسین با مشکها بیامدند و آب را پیش وى بردند: «فلما دنا منه اصحابه قال لرجاله: املئوا قربکم، فشد الرجاله فملئوا قربهم و ثار الیهم عمروبن الحجاج و اصحابه، فحمل علیهم العباسبن على و نافعبن هلال فکفوهم، ثم انصرفوا الى رحالهم، فقالوا: امضوا و وقفوا دونهم، فعطف سنه 61 علیهم عمروبن الحجاج و اصحابه و اطردوا قلیلاً ثم ان رجلاً من صداء طعن من اصحاب عمروبن الحجاج، طعنه نافعبن هلال، فظن انها لیست بشی‏ء، ثم انها انتقضت بعد ذلک، فمات منها و جاء اصحاب حسین بالقرب فادخلوها علیه».

نتیجه

آری، مسئله عطش در کربلا و تحریم آب واقعیّتی تلخ است که پرده از چهره منحوس دشمنان اهل بیت(ع) برداشته است. امام حسین(ع) و یارانش، در برخورد با این مسئله از هیچ کوششی فروگذار نکردند؛ امّا در نهایت با لب تشنه به شهادت رسیدند. با این حال عطش برای ما مسئلهایست غمانگیز؛ امّا برای شهدای کربلا مسئله مهمّ در آن زمان، مبارزه با ظلم و ستم بوده است که با لب عطشان هم محقّق میشد.

بُد تشنه عدالت و آزادى بشر

 آن العطش که از دل پرسوز مىکشید

منبع: تلخیص از: الادری، حسین، مسئله عطش در کربلا/ پایگاه اینترنتی: makarem.ir

تلخیص مجدد و تنظیم: علیرضا مکتبدار

..............................................

 

  پینوشتها

1. مناقب آل أبیطالب(ع)، ابنشهر آشوب مازندرانى، محمدبن على‏، ج‏4، ص50، فصل فی معجزاته؛ مدینة معاجز الأئمة الاثنیعشر و دلائلالحجج علىالبشر، سیدهاشم بحرانى‏، ج‏3، ص494، الثامن والأربعون علمه -(ع) - بموضع الماء.

2. الفتوح، الکوفى، أبومحمد أحمدبن اعثم، تحقیق: شیرى، على، بیروت، دارالأضواء، 1411قمری / 1991 میلادی، الطبعه: الأولى، ج 5، ص 89 به بعد؛ بحارالأنوار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحیاءالتراث العربی‏، بیروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ‏، ج 44، ص 387.

3. بحارالأنوار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏44، ص317، باب 37 ما جرى علیه بعد بیعةالناس لیزید بن معاویة إلى شهادته صلوات الله علیه و لعنةالله على ظالمیه و قاتلیه والراضین بقتله و المؤازرین علیه.

4. ژئوتوریسم خوزستان، مریمالسادات میرکاظمیان، ص8.

5. عاشورا ریشه‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها، ناصر مکارم شیرازى، تهیه و تنظیم جمعى از فضلاء، ص395، 63

6. ابنعباس میگوید: «ما کنّا نشکّ اهلالبیت و هم متوافرون انّ الحسین بن علی(ع) یقتل بالطفّ: ما اهلبیت(ع) همگی تردیدی نداشتیم که امام حسین(ع) در سرزمین طفّ به شهادت خواهد رسید» (مقتلالحسین(ع)، موفقبن احمد خوارزمى‏، ج‏1، ص233 الفصل الثامن فی اخبار رسولالله(ص) عن الحسین و أحواله.

7. تهذیباللغة، ازهرى، محمدبن احمد، ج‏13، ص206، طف ... .

8. المحیط فی اللغة، صاحببن عباد، إسماعیلبن عباد، محقق / مصحح: آلیاسین، محمد حسن‏، ج‏9، ص136، طف: ... .

9. معجم المقاییس اللغة، ابنفارس، أحمدبن فارس‏، محقق / مصحح: هارون، عبدالسلام محمد، مکتب ج‏3، ص405، طف ... .

10. تاجالعروس من جواهرالقاموس‏، حسینی زبیدی، محمد مرتضى‏، محقق / مصحح: على، هلالى و سیرى، على‏، ج‏12، ص355، [طفف‏]: ... .

11. الأمالی، ابنبابویه، محمدبن على‏،ص156، المجلس الثلاثون؛ بحارالأنوار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏44، ص316، باب 37

12. الأمالی، ابنبابویه، محمدبن على‏،ص156، المجلس الثلاثون؛ بحارالأنوار، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏44، ص316، باب 37

13. وقعة الطفّ‏، ابومخنف کوفى، لوطبن یحیى‏، محقق / مصحح: یوسفى غروى، محمدهادى‏، ص191، [منع الامام و اصحابه عن الماء].

14. تاریخ الأمم والملوک (تاریخ طبری)، أبوجعفر محمدبن جریر الطبری، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، ج‏5، ص412، مقتلالحسین.

 


خروج