*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه, اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤١٨٥٤٦ ١١:٥٥ - 1400/05/21   اخلاق در حوزه شماره 677  ارسال به دوست نسخه چاپي


اخلاق در حوزه شماره 677

منشأ پیدایش صفات پسندیده و ناپسند


آیت‌الله شیخ عباس ایزدی(ره)

 

 

هر فضیلتی حد معین و وسطی دارد که تجاوز از آن به رذیلت و افراط (زیاده‌روی) یا تفریط (کوتاهی) منجر می‌شود و استقامت در پیمودن طریقه اوصاف حمیده  که حکم حد وسط را دارند،‌ به منزله حرکت در خط مستقیم است. 

آیتالله شیخ عباس ایزدی(ره)

پس در مقابل هر جنسی از صفات حمیده دو جنس از صفات ذمیمه وجود دارد و چون اجناس فضایل چهار قسم است (عدالت،عفت،شجاعت،حکمت) انحراف از آنها در طرف افراط و تفریط موجب هشت صفت رذیله میشود که به منزله اجناس بقیه رذایل و بدیها هستند. این هشت صفت عبارتاند از:

 

  1.جُربزه و بلاهت: از افراط و زیادهروی در حکمت رذیلهای به نام جُربزه پدید میآید که ثبات نداشتن فکر در موضع و جای معین و متمرکز نبودن آن،از آثار آن است و جانب تفریط حکمت، بلاهت و کودنی نام دارد و آن معطل بودن فکر به هنگام نیاز است. گاهی از جُربزه به فطانت و از بلاهت به جهل بسیط تعبیر میکنند.

 

  2.تهور و ترس: آن دو صفت که در حد افراط و تفریط شجاعت است عبارتند از تهور و ترس. بیباکی یا تهور که در جانب افراط قرار دارند اموری هستند که عقل حکم به احتراز از آنها مینماید. در جانب تفریط شجاعت، صفت جبن و ترس است و آن روگرداندن از چیزهایی است که نباید از آنها روگردان و ترسان بود.

 

  3.شره و خمودی: اما دو صفت مقابل  عفت یکی شره یعنی غرق شدن در لذات جسمانی است، بدون ملاحظه این که آیا این کار در شریعت محمدی و یا به حکم عقل نیکوست یا نه، و این افراط در عفت است و دیگری خمودی یعنی میراندن قوه شهوت است  بهطوری که آنچه را برای حفظ بدن یا بقای نسل ضرورت دارد ترک کند، و این تفریط است.

 

  4.ظلم و ظلم پذیری: آن دو صفتی که در مقابل عدالتاند، یکی ظلم است که افراط و تجاوز از مرز عدالت و تصرف در حقوق و اموال مردم تصرف است، بدون اینکه شخص حقی داشته باشد و دیگری تمکین در برابر ظلم ستمگر و پذیرش ستم از روی خواری و ذلت است، با اینکه قدرت بر دفع آن دارد.

این صفات هشتگانه که بر اثر افراط و تفریط حاصل میشوند رذایل به شمار میآیند و تحت آنها صفات ذمیمه بیشماری وجود دارد مثلاً از بلاهت، حماقت و جهل مرکب و از تهور، تکبر و لاف زدن و گردنکشی و عجب و از جبن (ترس) سوء ظن و جزع دنائت، و از شَرَه، حرص و بی شرمی و بخل و اسراف و ریا و حسد و از صفت خمود قطع نسل و بیغیرتی حاصل میشود.

علمای اخلاق میگویند برای حفظ اخلاق حسنه، چهار قوه عقل، غضب، شهوت و  وهم، در حد متوسط و اعتدال و به دور از افراط و تفریط باشند؛ بدین معنا که این قوا در اقتضا و خواسته خود نه کمکاری کنند(تفریط) و نه زیادهروی(افراط). این قوای چهارگانه اگر معتدل باشند، اخلاق خوب میشود؛ مثلاً وقتی شهوت در جای خود به کار رود و در آن زیادهروی نشود، میشود صفت عفت که منشأ یک سلسله اخلاق و کمالات فاضله است و همه از شعبههای عفتاند. البته باید دقت داشته باشیم که قوه شهویه منحصر به شهوت و خواسته جنسی نیست؛ قوه شهوت به معنی عام و گسترده یعنی آن نیرویی که ما را وادار میکند ملایمات با نفس را جلب کنیم و به دنبال آنها برویم و منافرات و ناملایمات را دفع کنیم. هرگاه شهوت در حد اعتدال بود، از آن عفت حاصل میشود و از عفت نیز صفاتی چون: قناعت و بخشش منشعب میشوند؛ اما اگر این قوه در حد افراط باشد، از آن رذیله شره (حرص زیاد) حاصل میشود و از شره، رذایلی چون: هتک ناموس، چشمچرانی، شکمپرستی، پرخوری، طمع زیاد به زرق و برق و ثروت، پدید میآید.

چنانچه کسی در شهوت تفریط کند و در برآوردن خواستههای مشروع قوه شهوت در ابعاد مختلف مانند: خورد و خوراک و پوشاک و لذتهای جنسی کوتاهی کند و یا بهطور کلی خود را محروم سازد و به ریاضتهای خشک و خالی روی آورد، صفت رذیله خمود (فرونشستن، خاموشی، سستی، تنبلی، کسالت، بیحرکتی و آرامی بیمورد) پدید میآید.

در قوه غضب نیز چنین است اگر انسان بخواهد از حقوق و نفس خود دفاع کند و یا از ناموسش حمایت نماید، این شجاعت است و خود شجاعت نیز جنس است برای یک سلسله فضایل مانند: ناموسپرستی، غیرت، حمایت از دین، دفاع از حقوق محرومان. این فضایل همه از شعب صفت شجاعتاند که آن نیز از اعتدال قوه غضب حاصل میشود.

قوه غضب مانند دیگ بخار یک کارخانه است که تمام دستگاه عظیم، به وسیله بخار این دیگ کار میکند. در انسان نیز این قوه غضب است که او را وا میدارد از خود دفاع کند. اگر غضب به حد افراط کشیده شد، تبدیل به قوه ظلم، تکبر، سرکشی، طغیان، نخوت و عجب و بداخلاقی و کجخلقی میشود و کوتاهی در برآورده کردن خواستههای مشروع این قوه، جبن و ترس است که عامل بسیاری از رذایل میشود؛ مانند بیغیرتی، تن به ذلت دادن، کمهمتی، بیحمیتی و...

حد متوسط قوه عاقله نیز که عامل درک علوم نظری و عملی است، آن است که طرز تفکر انسان معتدل باشد. اعتدال اینگونه حاصل میشود که او از یک سو، تفریط در عقل و درک و بلاهت (سبکسری، بیمغزی، حماقت، خرفتی و ضعف عقل) و از سوی دیگر، جُرُبزه، که افراط در فکر و اندیشه و بیثباتی است، نداشته باشد. یکی از فروع جربزه متمرکز نبودن فکر و عجول و شتابزده بودن است؛ مثل گنجشکی که از این شاخه به آن شاخه میپرد و بدون فکر و تامل همیشه اشکالتراشی میکند و ذهن او دارای نظم و روش منطقی و رویه ثابت و مرتب و متمرکز نیست. وقتی قوه درک دارای افراط و تفریط شد، انسان را به پستی میکشاند و در همه کارها برایش شبهه به وجود میآید و کمکم ذهن عادت به شبههتراشی پیدا میکند؛ ولی اعتدال فکر و قوه عاقله در کارها، حکمت است.

منبع: اخلاق ایزدی/ص27

 


خروج