*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤١٥٥٣٢ ١١:٢٤ - 1399/08/15   طلایهداران محراب و منبر/2 ارسال به دوست نسخه چاپي


طلایهداران محراب و منبر/2

آیت الله شیخ عباسعلی اسلامی واعظ (ره)


نگاهی گذرا به خدمات فرهنگی اجتماعی و سیاسی مبلغ نواندیش، مبارز و عالم ربانی

 

 

  تولد و تحصیل

شرح زندگی و خدمات ماندگار خطیب تأثیرگذار حاج شیخ عباسعلی اسلامی، بهتنهایی میتواند الگوی خوبی برای همه شیفتگان خدمت به دین و وطن اسلامی باشد. شیخ عباسعلی اسلامی در سال 1275 شمسی در سبزوار به دنیا آمد. مقدمات علوم دینی را در زادگاهش فراگرفت و آنگاه به حوزه علمیه مشهد مقدس مهاجرت کرد و در نزد استادان نامدار آن دیار از جمله ادیب برجسته شیخ عبدالجواد نیشابوری معروف به ادیب اول، به تکمیل علوم و معارف پرداخت و مبانی علمی خود را استوار ساخت و خود از مدرسین حوزه خراسان گردید. در سال 1305 شمسی به همراه عدهای از مردم خراسان راهی عراق گردید و سالهای متمادی از محضر فرزانگان علمی چون سیدابوالحسن اصفهانی و ... بهرههای علمی فراوانی برد. مهمترین ویژگی آن مردم در دوران سکونت در نجف و کربلا، کثرت مطالعه و پژوهش و اشتغالات متنوع علمی بود که در اثر آن مبتلا به عارضه درد چشم گردید و اطباء او را از مطالعه کتاب برحذر داشتند.

 

  مسافرت به هندوستان

شیخ عباسعلی اسلامی واعظ در سال 1310 شمسی به ایران بازگشت و بهمدت 3 سال علیرغم فشار حکومت رضاخان در شهرهای سبزوار، مشهد و بیرجند به تبلیغ، ارشاد و هدایت مردم پرداخت و در سال 1313 شمسی عازم هندوستان شد و بهمدت هفت سال در آن دیار مشغول تبلیغ و نشر معارف اسلامی گردید. انگیزه مسافرت وی به هند از آنجایی آغاز شد که در نجف اشرف، با یکی از روحانیون سرشناس شهر «لکنهو» در هند بهنام نجمالعلما که مؤسس مدرسهای بهنام مدرسةالواعظین بود، آشنا گردید. نجمالعلما در آن زمان از علما و مراجع بزرگ نجف درخواست کرده بود تا عدهای از روحانیون فاضل را جهت تقویت شعائر اسلامی شیعیان و پربار کردن توانایی علمی و دینی دانشآموزان مدرسةالواعظین به هندوستان اعزام دارند. آن مرحوم بعد از مراجعت به ایران و اقامت سه ساله بهمنظور کمک و مساعدت، با هدف تبلیغ احکام دین در سال 1313 شمسی راهی سرزمین عجائب گردید و وارد شهر لکنهو شد و مورد استقبال نجمالعلماء موسس مدرسه الواعظین قرار گرفت. ورود مرحوم اسلامی به هند در زمانی اتفاق افتاد که این بار تحت تسلط و سیطره استعمار انگلیس بود. در آن روزگار انگلیسیها تلاش داشتند، برای پیشبرد اهداف استعماری خود حداقل بخشی از مردم هندوستان را با این هدف هماهنگ کنند؛ بههمین منظور مدارس جدیدی برای آموزش دروس مورد نظرشان ساختند و کوشش گستردهای را صورت دادند تا با سنتهایی که بهزعم آنان، مانع پیشرفت هندوستان بود، مبارزه شود. بخشی از هندوها با انگلیسیها از در آشتی و مسالمت وارد شدند و فرزندان خود را برای فراگیری علوم و فنون جدید در مدارس انگلیسیها ثبت نام کردند. تحولات فوق برخی از چهرههای شاخص شیعه هند را به فکر انداخت تا هم، برای عقب نماندن از هندوها و هم آلوده نشدن به همکاری با اجانب بیگانه، مستقلاً مدارسی ایجاد کنند. هدف آنان از این کار، هم دست یافتن به علوم و فنون جدید و هم حفظ و نگهداری میراث و سنت دینی تشیع بود. تأسیس مدرسهای تحت عنوان مدرسةالواعظین در راستای تحولات فوق، به دست توانای نجمالعلماء عالم برجسته شیعه هند بود که دروس فقه، اصول، زبان انگلیسی و عربی، مقالهنویسی و ... در آن تدریس میشد و دارای کتابخانه بزرگی بود که دانشآموزان از آن استفاده میکردند. مرحوم اسلامی ضمن تحصیل نزد نجمالعلماء، خود بهعلت دارا بودن نعمت قدرت بیان و وسعت معلومات در محافل و مجالس علمی و فرهنگی، در شهرهای مختلف خصوصاً در میان شیعیان خوش درخشید و با شیوههای ابتکاری آموزشی مدرسه بهرههای فراوان برد و آشنایی پیدا کرد.

 

 فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی

مرحوم شیخ عباسعلی اسلامی بعد از هفت سال اقامت در هند در سال 1319 شمسی به ایران آمد و کارهای خود را در مشهد شروع کرد؛ ولی به دنبال لو رفتن عمل تبلیغی و شدت عمل مأموران رضاخان بهناچار در همان سال به تهران مهاجرت کرد. وی در روزگاری که در هندوستان بهسر میبرد، از اوضاع غریب روزگار خود مطلع شد و به این نتیجه رسید که تنها راه رسیدن به پیشرفت، دست یافتن به علوم جدید، همراه با حفظ میراث و سنت گذشته است؛ لذا بعد از استقرار در تهران و به دنبال سقوط حکومت رضاخان در شهریور 1320 شمسی، فعالیتهای گستردهای را در بخش فرهنگی، سیاسی، تبلیغی و اجتماعی انجام داد و با مسافرت به شهرهای ایران، به تأسیس مدارس و حوزههای علمیه و اماکن عامالمنفعه پرداخت که فهرست آثار جاویدان وی عبارتند از:

1. تأسیس مدارس تعلیمات اسلامی در تهران و کشور؛ 2. تأسیس بیش از 80 مسجد و حسینیه؛ 3. تأسیس مدارس دینی در شهرستانهای مختلف؛ 4. تأسیس دهها کتابخانه بزرگ در شهرهای مختلف؛ 5. تأسیس چندین باب دارالایتام؛ 6. انتشار مجلهای تحت عنوان مجله تعلیمات اسلامی؛ 7. تشکیل جمعیت پیروان قرآن؛ 8. تألیف دهها کتاب و مقاله سودمند؛ 9. طرح تأسیس تربیت مبلّغ با استمداد از آراء مراجع دینی؛ 10.تأسیس مرکز چاپ و انتشارات برای چاپ کتابهای سودمند؛ 11. انجمن روابط فرهنگی با تمام کتابخانه های جهان و دانشمندان و مستشرقان جهان؛ 12. طرح تشکیل درمانگاههای مجهز برای رفاه حال مردم محروم و بی بضاعت به طور رایگان؛ 13. طرح تشکیل هیئت بررسی مطبوعات و نشریات کشور؛ 14. طرح عمران و آبادانی مناطق و روستاها تحت عنوان «هیئت خیریه» به منظور احداث مساجد، حسینیهها، حمامها، بیمارستانها، حفر چاههای عمیق و....

 

 پایهگذاری مدارس تعلیمات اسلامی

مرحوم اسلامی بانی و پایهگذار بزرگترین مدارس زنجیرهای بهسبک جدید و نوین در عصر طاغوت بود. او موفق شد، در طول حیات پربرکت خود، بیش از 180 باب مدرسه در تهران و شهرستانها تأسیس و پایهگذاری نماید. این مدارس که شامل مقاطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و به دو صورت پسرانه و دخترانه بود، توانست هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم را تربیت نماید.

 

  خدمات فرهنگی نوین و مبارکی که با استقبال مواجه شد

مدارس جامعه تعلیمات اسلامی در سال 1328 ش صاحب اساسنامه و مرامنامه شد و بدین وسیله همه راههای نفوذ طاغوت مسدود گردید. عوامل منفور رژیم پهلوی به ویژه ساواک با همه توان و علیرغم اخلالگریها، کارشکنیها، فشارها و محدویتهای گوناگون هیچگاه موفق به تعطیلی این مدارس نشدند و حتی نتوانستند خللی در اجرای برنامههای علمی و آموزشی آن وارد سازند.

 ایشان امتیاز اولین مدرسه اسلامی را (غیردولتی) در سال 1322 شمسی کسب نمود؛ اما قبل از تأسیس مدرسه، اولین تشکل مذهبی تحت عنوان جمعیت پیروان قرآن را ایجاد کرد که خود عهدهدار تدریس اصول عقاید بهشیوه نوین در آن تشکل بود. استادان و معلمان مدارس، از برجستگان فرهنگی و نویسندگان مذهبی چون: محمدحسین بهشتی، محمدتقی جعفری، سیدعلی اکبر حسینی، عبدالمجید رشیدپور، غلامحسین شکوهی، احمدتوانا، مرتضی مطهری، و علی محمد کاردان و... بودند که مباحث گوناگون را در حوزه تعلیم و تربیت برای جوانان مذهبی علاقهمند به شغل معلمی مطرح میکردند.

مدارس و شیوه آموزش اسلامی و دینی ایشان با حمایتهای گسترده علما و مراجع همراه بود.

حضرات آیات عظام: بروجردی، سید محمدتقی خوانساری، سیدصدرالدین صدر، سیدمحمد حجت، فیض قمی، امام خمینی، حکیم، گلپایگانی، سیداحمد خوانساری، سیدابوالقاسم کاشانی، میلانی، مرعشی نجفی، بهبهانی و... نیز با حمایتهای همه جانبه، از وجود چنین مدارسی اظهار خرسندی کردند و به دنبال حمایت مراجع، بسیاری از بازاریان متدین در کار حمایت مالی این مدارس نقش مؤثری ایفا نمودند و نیز بسیاری از چهرههای فرهیخته که عمدتاً از شاگردان حضرت امام راحل(ره) بودند، به تأسی از مدارس اسلامی در شهرهای مختلف اقدام به تأسیس مدارس جدید نمودند، همانند: شهید بهشتی در قم، آیتاللّه احسان بخش در رشت، علامه کرباسچی در تهران و...

تأسیس مدارس که همراه با جذب افراد مؤمن و کارآمد و با شیوه آموزشی متفاوت با دولت طاغوت بود، با استقبال گسترده عموم مردم متدین و مسلمان روبهرو شد. مرحوم اسلامی به هر شهری که مسافرت میکرد و در منابر از شیوه کار مدارس سخن میگفت، بلافاصله عدهای از متدینان شهر و تجار محترم، اقدام به تأسیس مدرسه تحت مدیریت وی مینمودند. هجوم افراد برای ثبتنام فرزندان خود در این مدارس و نگرانیهای دولت وقت بهویژه وزارت فرهنگ، در گزارشهای ساواک بهکرات منعکس شده است. مدارس و شیوه آموزش اسلامی و دینی آن، موجب خرسندی علما و مراجع و با حمایتهای گسترده آنان همراه بود.

 

  طرح تأسیس تربیت مبلّغ با استمداد از آراء مراجع دینی

وضع نابسامان و بی ضابطه امر تبلیغات دینی در زمان مرحوم اسلامی به اوج خود رسیده بود! زیرا بدون هیچ برنامه و ضابطهای هر کس از هر کجا و به هر کیفیت و سلیقهای بیمحابا دست به آن امر خطیر و حساس میزد! و چه بسا مفاسدی که به بار میآورد به مراتب بیشتر از مصالح آن بود و در این راستا بعضی از ساده اندیشان - که گاهی در لباس روحانی هم بودند - مورد تشویق بلکه تحریک دشمنان دین قرار میگرفتند و به نام دین لطمهای جبرانناپذیر به دین وارد میکردند!.

آقای اسلامی، همانند بسیاری از علمای راستین از این وضع نابههنجار رنج میبرد و تا حد توان میکوشید که شاید سر و سامانی به آن وضع داده و جلوی این خطر بزرگ را بگیرد. وی در کتاب «طلایهدار فرهنگ اسلامی در عصر اختناق» مینویسد: ... آیات عظام، خوانساری، حجت، صدر، فیض و بروجردی دعوت ما را پذیرفتند؛ به نظر می‌‌رسد تا به حال اجتماعی این گونه کمتر برپا شده بود. از این رو موفقیت بسیار مغتنمی فراهم شده تا از محضر آیات در خصوص استمرار فعالیت فرهنگی استمداد شود... سپس مسئله تأسیس جامعه تعلیمات اسلامی و فعالیت آن به میان آمد و من در آغاز طرح مسئله، به دیدار خویش با آیتالله گلپایگانی(ره) و مذاکرات خود با معظمله اشاره کردم و در ادامه کلام این چنین افزودم: ... موضوع دوم هجوم ادیان و مکاتب مختلف علیه اسلام و به خصوص تشیّع است. امروزه پیروان ملل و نحل گوناگون- آنان که نقش ایدئولوگ را به عهده دارند- میکوشند تا اصول و مبانی دینی را مورد انتقاد و نکوهش قرار دهند و انحاء مختلف خدشه بر مبانی ایمانی مردم وارد سازند. به عقیده اینجانب گام نخست در این مبارزه، تأسیس مدرسهای برای تربیت «مبلّغ» است تا پرورشیافتگان آن چون سرباز خط مقدم جبهه همواره در مصاف دشمنان اندیشه و فکر و آرمان الهی مهیا باشند. عرایض بنده که به اینجا رسید، سکوت مجلس را فرا گرفت؛ سپس مرحوم آیتاللهالعظمی فیض رشته کلام را اینگونه در دست گرفت: «طرح تأسیس تربیت مبلّغ در زمان مرحوم آیتاللهالعظمی حائری نیز مطرح بود...» سپس مرحوم آیتالله خوانساری شروع به سخن کرده، آنچنان پرهیجان ایراد کلام فرمود که حاضران را تحت تأثیر قرار داد... در یکی از شبهای آخر اقامتم در قم، همراه جمعی از آشنایان به منزل آیتاللهالعظمی خمینی(ره) رفتم تا از طرح تأسیس «مدرسه تربیت مبلّغ» از ایشان استمداد نمایم، آن جناب نیز نظر حضرات عظام مخصوصاً مرحوم آیتالله صدر را تأیید نمودند.

 

  دشمنستیزی و روحیه انقلابی

چهره انقلابی و دشمنستیزی مرحوم اسلامی و سوابق زندانهای طولانی او، به سالهای بسیار دور برمیگردد. درگیری او در حادثه کشف حجاب با رژیم منحط پهلوی او را تا پای اعدام به پیش برد.

روابط بسیار نزدیک وی با فدائیان اسلام و رهبر شجاع و جهادگر این نهضت، شهید نواب صفوی(ره) و همکاری نزدیک او با مرحوم آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی؟ق؟ و مسافرتهای او به نمایندگی از وی به شهرهای مختلف کشور و سخنرانیهای پرشور او، همه و همه نشانگر چهه انقلابی و مبارزاتی آن مجاهد آگاه میباشد. از همه مهمتر، همکاری بااخلاص آن دانشمند فرزانه در کنار رهبری در دوران پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران و در آن روزهای حساس و خطرناک، گویای این واقعیت است که او در هر فرصت و زمانی به فکر یاری اسلام و مسلمین بوده است.

 

  فعالیتهای تبلیغی- سیاسی

اسلامی واعظ در سنگر تبلیغ و خطابه یکی از مدافعان واقعی اسلام بهشمار میآمد و با همه توان از حریم اسلام دفاع میکرد و با شجاعتی وصفناپذیر از شاه و رجال مملکتی انتقاد مینمود که بههمین دلیل 12 بار زندان افتاد و هر بار با وساطت مراجع تقلید و فشارهای افکار عمومی از زندان آزاد گردید. او از جمله وعاظ انقلابی و طرفدار امام بود که هر بار بهجرم حقگویی و طرفداری از نهضت اسلامی امام، زندانی، ممنوعالمنبر و یا ممنوعالخروج شد. نام و امضای ایشان در پای بسیاری از اعلامیهها و بیانیههای علما، مدرسین و خطبا در کتب اسناد انقلاب اسلامی آمده است و علیرغم کهولت سن در راهپیماییها و تظاهرات مردم مسلمان بهرهبری امام خمینی شرکت میکرد.

 

  قیام پانزده خرداد

شیخ عباسعلی اسلامی از جمله وعاظی بود که در قیام خونین پانزده خرداد لب به سخن گشوده و با خطابههای پرشور و اعتراضآمیز خود، همگام با سایر علما و روحانیون نقش آفرین بود. وی در روزهای قبل از واقعه در حسینیه شهر ری و نقاط دیگر سخنان تند و مهیجی علیه دستگاه پهلوی بیان کرد. رواج فساد و فحشاء در کشور، محدودیت و فشار بر علما و توهین به مقدسات دینی از جمله انتقادهای وی به رژیم بود. روابط دوستانه شاه و اسرائیل از جمله محورهای حملات وی و دیگر وعاظ و خطبا علیه رژیم بود.

اظهارات شیخ عباسعلی اسلامی در ساعت 11 روز 14/3/42 در تکیه میدان شهر ری به گوشهای از روابط با اسرائیل میپردازد: «روزنامهها و مجلات عکسهای لخت رقاصهها را گراور مینمایند ولی دولت جلوگیری از صدور و نشر نشریات و اعلامیهها و احکام قران و دستورات علماء مینماید که باید شبها منت یهودیها را بکشیم تا اعلامیهها را چاپ نمایند. یهودیها را آزاد میگذارند ولی علماء و روحانیون در منبر و غیره آزاد نیستند تا بتوانند احکام دین را برای مردم بگویند و از مسئولین تکایا التزام و تعهد میگیرند که احکام قران را نگویند اگر ما را بکشند ننگها از دامن شما پاک نخواهد شد با سر نیزه ما را وادار مینمایند که رو به دیکتاتوری برویم باید به ریش این دولت خندید و مثالهایی از اسرائیل و حضرت لوط بیان و اضافه کرده که دانشجویانی که در خارج تحصیل میکنند و کردهاند با عقاید نصرانیها پرورش یافته و به شما حکومت میکنند.»

گزارش این سخنرانیها پیوسته توسط مأموران، به ساواک ارسال میشد و به همین دلیل در یک اقدام هماهنگ در مورخه 15/3/42 شیخ عباسعلی اسلامی و جمعی دیگر از علما به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت دستگیر و روانه زندان شهربانی گردیدند.

 

  شیخ اسلامی در جبهه حق علیه باطل

مرحوم اسلامی در اواخر عمر خود با وجود کهولت سن می کوشید به هر کیفیت خود را به جبهههای حق علیه باطل برساند و وظیفه دینی خود را نسبت به اسلام ایفا نماید.

او در سنگرهای بسیجیان، دوشادوش جوانان رزمنده و دلاواران ایران اسلامی به پیش می رفت و با جان و دل از حریم اسلام دفاع مینمود. وی در بازگشت از جبهه، قطعات کوچک خمپارههای دشمن را بهعنوان سوغات با خود میآورد و بارها میگفت: مدتها در انتظار بودم که قطعهای از اینها نیز نصیب من میگشت تا فوز عظیم شهادت در راه خدا را در آغوش گیرم ولی نصیبم نگشت.

شیخ عباسعلی اسلامی واعظ از دیدگاه مراجع تقلید

1. امام خمینی؟ق؟ در تاریخ 1/12/1341 در سخنرانی پرشوری در ذکر جنایات رژیم پهلوی فرمود: اگر آقای اسلامی را نگذاشتند در تهران منبر برود، دیدند که ایشان در بندر پهلوی منبر رفتند و حقیقت را آنجا بیان داشتند. اگر در بندر پهلوی از ادامه سخنان ایشان جلوگیری کردند، شک نداشته باشند که ایشان سخنان خود را در جای دیگر دنبال خواهد کرد و هرجا که فرصت پیدا کند، مطالبش را به گوش مردم خواهد رساند.

2. آیتاللهالعظمی سیدمحمدتقی خوانساری، که یکی از یاوران اصلی جامعه تعلیمات اسلامی به حساب میآمد، درباره مرحوم اسلامی فرمود: این عالم ربانی چون تشخیص داده بود که بزرگترین راه اصلاح جامعه، توسعه و تقویت تعلیمات دینی و فرهنگی است ...

3. آیتاللهالعظمی بروجردی: چهقدر خوب بود که وزارت فرهنگ، همه دبستانهای ما را مانند این آقایان (اعضای هیأتمدیره جامعه تعلیمات اسلامی) بر وفق دستورات اسلام تشکیل میداد و محصلان را با تلفیق عقاید حقه و تعلیم قرآن و معارف اسلامیه دیندار و با ایمان تربیت مینمود و برای تعلیم و تربیت برنامهای بر طبق موازین شرع مقدس تنظیم مینمود. برای اجرای آن نیز آموزگاران و دبیران خداپرست و متدین انتخاب مینمود تا اطفال مسلمان این کشور که مردان آینده هستند، از دین و حقیقت بهره داشته باشند. همین که افراد جامعه دیندار و با ایمان باشند، دارای امانت و صداقت خواهند بود و آنگاه در هر مقام و هر کاری که قرار بگیرند، وظیفه خود را بهدرستی انجام خواهند داد و از خیانت و نادرستی پرهیز میکنند.

4.  آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی: آیتالله شیخ عباسعلی بنیانگذار جامعه تبلیغات اسلامی بود که برای فرهنگیان و استادان حوزه و دانشگاه اسوه هستند. تأسیس 180 مدرسه از یک انسان امری شگفتانگیز است. اینجانب از نزدیک آن عالم بزرگوار را میشناختم و به ایشان ارادت داشتم.

5.  آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی: آیتالله شیخ عباسعلی اسلامی با مدارس تعلیمات اسلامی به مبارزه با حکومت پهلوی برخاست. برخی از افراد اقدام آیتالله اسلامی در تأسیس مدارس تعلیمات اسلامی در دوران خفقانبار پهلوی را، دست زدن به کاری بیثمر میدانستند؛ اما آن مرحوم به تأسیس مدارس سالم ایمان داشت و میگفت اصلاح جامعه را باید از مدارس شروع کنیم. آیتالله شیخ عباسعلی اسلامی که 12 بار به زندان رفت، بهواسطه مبارزاتی که در منبر داشت و هم بهواسطه کار تعلیمات اسلامی، نهایت مقاومت را داشت که باید الگو گرفته شود.

6. آیتاللهالعظمی سبحانی: ملت ایران خدمات ارزنده این مرد بزرگ را که از روحانیون پیشتاز مبارز با حکومت پهلوی بود، هرگز فراموش نخواهد کرد. او با هوشیاری و آگاهی از اوضاع زمان، پیوسته در محضر مراجع و علمای اسلام و در کنار جامعه متدین و مبارز ایران بود و آنی از حرکت، فعالیت و سازندگی باز نایستاد. با آنان همپیمان بود و صمیمانه آنها را کمک میکرد.

 

  رحلت

مرحوم اسلامی واعظ پس از عمری تلاش و خدمت به مکتب اسلام و کارنامهای مشحون از حسنات، سرانجام در 20 فروردین 1364 شمسی در تهران وفات یافت و پیکر پاکش با تشییع باشکوهی در حرم مطهر حضرت معصومه علیها‌السلام به خاک سپرده شد.

 

  منابع

ستارگان حرم، ج7،ص42؛ مجله مبلغان، ش 98؛ مجله یاد، ش 18؛ طلایهدار فرهنگ اسلامی در عصر اختناق جامعه تعلیمات اسلامی؛ آئینه دانشوران ص 68؛ تربت پاکان قم، ج 2،ص859؛ دانشوران قم، ص 287؛مرکز بررسی اسناد تاریخی،سند مورخه 15 / 3 / 1342، صفحه 222.

تهیه و تنظیم: محمدتقی ادهمنژاد

 

 


خروج