*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > فجر چهلم 


فجر چهلم شماره خبر: ٤٠٦٣٣٦ ١٢:٠٣ - 1398/01/18   گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی عضو هیئت ‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیماهیت انقلاب اسلامی ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی عضو هیئت ‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیماهیت انقلاب اسلامی

گفت‌وگو با دکتر عبدالوهاب فراتی عضو هیئت ‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی


از دکتر عبدالوهاب فراتی تاکنون آثار و مقالات متعددی منتشر شده است؛ از جمله این آثار: اندیشه سیاسی سیدجعفر کشفی، انقلاب اسلامی ایران، رهیافت نظری بر انقلاب اسلامی، روحانیت و انقلاب اسلامی، مردم‌سالاری دینی، روحانیت و تجدد، سیره سیاسی نبوی‌ صلی الله علیه و آله و سلم، اسلام و روابط بین‌الملل، انقلاب اسلامی و بازتاب آن، اندیشه سیاسی امام خمینی‌ قدس سره و... است. آنچه در ادامه می آید حاصل گفت وگو با ایشان در موضوع ماهیت انقلاب اسلامی است...

آیا وقوع انقلاب اسلامی ایران یک امر اجتنابپذیر بود؟ بهعبارت دیگر این امکان وجود داشت که انقلاب صورت نگیرد و روند تحولات در اواخر دوره پهلوی بهگونهای دیگر رخ دهد؟

نسل امروز از خود میپرسد شاید اگر انقلاب نمیکردیم شرایط بهتری داشتیم و بهتر بود بهجای انقلاب، اتفاق دیگری رخ میداد. امروزه بسیاری معتقدند که وقوع انقلاب اسلامی ایران اجتنابناپذیر بود، افرادی مانند هانتینگتون(1) معتقد بودند رژیم پهلوی در نهایت با شورشی اجتماعی یا جنگی گسترده مواجه خواهد شد. علت مسئله این بود که در عصر پهلوی کشور در برخی از حوزهها دچار توسعه یافتگی شده بود و در دیگر جنبهها با ساختارهای بسته روبهرو بود. بهعنوان مثال در بعد سیاسی ساختارها بسته بود و نظام سلطنتی راهی برای مشارکت مردمی ایجاد نمیکرد. در اواسط دهه پنجاه وقتی هانتینگتون اوضاع ایران در عصر پهلوی را تحلیل میکرد معتقد بود این روند در نهایت به سرنگونی خواهد انجامید و تقریباً پیشبینی ایشان درست از آب درآمد.

این بحثی است که در بررسی مباحث انقلاب به آن توجه میشود. میتوانیم بگوییم اگر سلطنت پهلوی در بین جمهوری اسلامی و مشروطه قرار نمیگرفت و نظام مشروطه به نحو واقعی ادامه مییافت اساساً نیازی به انقلاب اسلامی نداشتیم و امروزه میتوانستیم در امتداد جریان مشروطه بسیاری از مشکلاتی که گریبانگیر ما هستند را پشت سر بگذاریم. بهعنوان مثال بحثها در خصوص دموکراسی و تحزب به پایان رسیده و مناقشات ما بر سر قانون به فرجامی رسیده بود و سهم شریعت و سهم عرف در ساختار دولت و حکومت ایران مشخصشده بود. اما متأسفانه ظهور دولت پهلوی بسیاری از دستاورهای نهضت مشروطه را از میان برداشت و هم اینکه روند حوادث را بهگونهای مدیریت کرد که منجر به وقوع انقلابی شد که امروزه شاهد آن هستیم.

در شرایطی که راهی جز وقوع انقلاب در ایران وجود نداشت، به چه دلیل این انقلاب دارای ماهیت مذهبی شد و چرا یک انقلاب ملیگرایانه یا لیبرالیستی یا مارکسیستی اتفاق نیفتاد؟

پاسخ این پرسش از این جهت مهم و روشن است که در ورای حکومت پهلوی، نهادهای مدنی متعددی وجود داشتند که در بین آنها نهاد روحانیت قدیمیترین و قدرتمندترین نهاد مدنی خارج از حکومت بهحساب میآمد، وابستگی به درآمدهای نفتی نداشت و از این حیث فاسد و وابسته به دولت نشده بود و میتوانست نارضایتیهای مردم را رهبری و مدیریت کند. این در حالی بود که بسیاری از نهادهای غیرمذهبی و بهخصوص نهادهای روشنفکری بهدلیل وابستگی به درآمدهای نفتی فاسد شده و توانمندی لازم برای خلق یک ایدئولوژی و بسیج مردمی را نداشتند و نتوانستند رهبری شورشهای مدنی و اعتراضات عمومی را بر عهده بگیرند و حتی متوجه شدند برای رسیدن به وضعیت جدید، لازم است رهبری روحانیت را پذیرفته و خط امام خمینی قدس سره را دنبال کنند تا به نتیجه برسند. به همین دلیل ما با دو پرسش مواجه هستیم که هر دو پرسش برخاسته از ضرورتهای تاریخی اجتماع ماست. اینکه آیا انقلاب یک امر اجتنابپذیر بود یا خیر؟ و دیگری اینکه چرا رهبری انقلاب بهدست نیروهای مذهبی افتاد و بافت انقلاب را تحت تأثیر ایدئولوژی و نگرشهای خود قرارداد؟

چه نسبتی بین انقلاب و جمهوری اسلامی وجود دارد؟

اینکه بنده بین انقلاب و جمهوری اسلامی قائل به تمایز هستم به این معناست که معتقد هستم انقلاب اکتی(2) است که در تاریخ وجود دارد و چه ما به آن وفاداری کنیم یا نکنیم و به آن اهمیت و توجه نشان دهیم یا ندهیم به مسیر خودش ادامه میدهد. در واقع انقلاب اسلامی ما روحی بود که ریشه در مبارزات طولانی تشیع در عصر غیبت داشت و ایدئولوژی آن عصر غیبت را نمایندگی میکرد. این روح از شهادت امام حسینعلیه السلام و بهویژه در اربعین خلق شد و در تاریخ حضور جدی داشت و هرازگاهی خودش را نمایان میساخت؛ شبیه نگاهی که هگل به روح کلی در تاریخ داشت. او معتقد بود آنچه در تاریخ وجود دارد یک عقل کلی بوده که در تاریخ سرگردان است و بهدنبال جایی میگردد که خودش را در آن تجسم ببخشد. گاهی این عقل کلی در امپراتوری ایران تجسم پیدا میکرد، وقتی متوجه میشد که این امپراتوری توان تجسمبخشی به او را ندارد از آنجا حرکت میکرد و جای دیگری را پیدا میکرد تا اینکه در آلمان دوره بیسمارک(3) حلول پیدا کرد، آنجا بود که عقل به کمال نهایی و نهایت خودش رسید. در واقع روح انقلاب ما چیزی شبیه روح کلی هگل بود که بعداز حادثه تاریخی عاشورا ایدئولوژی و خلق و خوی شیعه را نمایندگی میکرد و دنبال جایی بود تا در تاریخ تجسم عینی پیدا کند. در این میان حضرت امام خمینی قدس سره بهدلیل مقام معنوی و عرفانی که داشتند توانستند این روح را در کالبد جامعه اسلامی یا در یک حادثهای در نقطهای تاریخی از ایران به زمین بکشاند، به آن هبوط ببخشد و در کالبد دولتی در ایران به آن تجلی و تجسم ببخشد. اما نسبت این روح به این جسم همیشگی نیست. بهعبارت دیگر بهقول منطقی یون نسبت این روح با جمهوری اسلامی نسبت لا بهشرط نیست. اینطور نیست که اگر جمهوری اسلامی به این روح وفادار بماند یا نماند این روح در این کالبد حضور دائمی پیدا کند، حضور این روح در این کالبد بهشرط شیء است یعنی بهشرطی در این کالبد باقی میماند که این جسم یا کالبد بتواند به آرمانها و ماهیت این روح وفادار بماند و این وفاداری را به اثبات برساند. اگر وفادار ماند روح هم تداوم مسیر میدهد در غیر اینصورت روح از این کالبد جدا خواهد شد و در تاریخ بهدنبال جایی دیگر خواهد گشت.

مراد شما از روح انقلاب چیست؟

مراد از روح انقلاب، روایتی نیست که ما داخل انقلاب داریم، بلکه چیزی است که یک علاقهمند به انقلاب در خارج از جغرافیای ایران آن را در ذهن دارد. بهعنوان مثال فرض کنید چند نفر از شیعیان به منطقه سیبری و در سرمای هفتاد درجه زیرصفر و به عشق انقلاب ایران مشغول نشر معارف اهلبیت علیهم السلام هستند. زمانی که شما از دید آنها به انقلاب مینگرید راهی برای درک این روح مییابید. یا زمانی که بهعنوان یک شیعه در منطقه پاناچومار پاکستان در برابر وهابیان میایستید و دلتان به انقلابی که در ایران اتفاق افتاده و علمی که بهنام اهلبیت علیهم السلام در این کشور برافراشته شده است گرم است، آن روح را آنجا میبینید و تحلیل میکنید، من و شما که از صبح تا شب مشغول دعواهای سیاسی هستیم، آن روح در میان این دعواها یافت نمیشود، آن روح را همان شیعه پاکستانی درک میکند، در سرما به او گرما میدهد و در گرما به او انرژی باقی ماندن میدهد. آن روح چیزی است که وقتی انسان به آن مینگرد احساس میکند هنوز هم میتواند عاشق آن باقی بماند و با آن زندگی کند. ماندگاری جمهوری اسلامی هم وابستگی تام به وفاداری نسبت به این روح کلان دارد و چنانچه جمهوری اسلامی توانست وفاداری خود به این روح را ثابت کند و باقی نگاه دارد میتوانیم بگوییم جمهوری اسلامی هنوز هم تجسم این انقلاب است، اگر با افت و خیر به این روح وفادار باقی میماند و بهصورت لنگانلنگان مسیر خودش را ادامه میدهد کما اینکه امروزه برخی اقدامات دولتهای... و برخی از رویههایی را مشاهده میکنیم که نمیتوانیم بگوییم رابطه تساوی و معناداری با جمهوری اسلامی دارد.

□ اینکه فرمودید: اگر سلطنت پهلوی در بین جمهوری اسلامی و مشروطه قرار نمیگرفت و نظام مشروطه به نحو واقعی ادامه مییافت اساساً نیازی به انقلاب اسلامی نداشتیم به چه معناست؟

انقلاب مشروطه انقلابی بزرگ بود که مورد تأیید و حمایت علمای تهران و نجف اشرف قرار گرفت و دعاوی بسیار بزرگی داشت. در مشروطه علما پذیرفته بودند که حوزه منصوص از حوزه غیرمنصوص جدا هستند. حوزه منصوصات در حیطه کار علما قرار دارد و حوزه غیرمنصوصات مربوط به مردم است، مردم میتوانند از طریق انتخاب وکلا در این حوزه سرنوشت خودشان را بهدست خودشان رقم بزنند. مستحضر هستید که در اندیشه مشروطه پذیرفته شده بود که بخشی از دنیا یا بخشی از زندگی به حوزه غیرمنصوص تعلق پیدا میکند که ما نصی در آن نداریم، این مطلب را فقهایی مانند میرزای نایینی به اراده آزاد انسانها واگذار کرده بودند تا خودشان تصمیم بگیرند اما بعدها پذیرفتند که اقدامات آزادانه مردم در حوزه غیرمنصوص نیازمند به نظارت فقهایی است که طبق اصل متمم قانون اساسی مشروطه پذیرفته شده است. بسیاری از بحثهایی که امروزه برای ما تبدیل به مشکل یا مسئله شده است در آن دوره هم مطرح شده بودند. موضوعاتی مانند اینکه رابطه بین قانون و شرع چیست؟ رابطه بین آزادیهای مدنی و حدود شریعت چیست؟ رابطه بین حق و تکلیف چیست؟ و اینکه نقش فقاهت در زندگی چیست؟ یا اینکه قانون در کدام حوزهها مجاز به قانونگذاری است؟ در یک جمله بسیاری از پرسشهایی که امروزه برای ما مطرح است و بهنظر میرسد هنوز به پاسخ درخوری نرسیدهاند در مشروطه نیز وجود داشتند. اینکه بنده عرض میکنم اگر بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی سلطنت فاسد پهلوی واسطه نشده بود ما نیازی به خلق انقلاب در ایران نداشتم به این معنی است که ما همین بحثهایی را که امروزه مطرح داریم در یکصد و بیست سال قبل و در انقلاب مشروطه مطرح کرده بودیم و اگر در طول این یک قرن همان گفتوگوهای خودمان در مشروطه را ادامه میدادیم و نگاهی فلسفیتر و فقهیتری به آن بحثها داشتیم، امروزه در وضعیتی قرار داشتیم که بسیاری از این مسایل برای جامعه ما حل شده بودند. اینکه بنده عرض میکنم اگر پهلوی وسط قرار نمیگرفت ما نیازی به خلق انقلاب نداشتیم به این معنی نیست که سلطنت در نظریه مشروطه ایده خوبی بود، نگاه بنده به ساختار قدرت نبود، بلکه نظر بنده این بود که بسیاری از گفتوگوهایی که مابین محافل مذهبی و روشنفکری در باب مهمترین مسایل مسلمانی ما در دوره مدرن مطرح بود، امروزه به فرجام روشنی رسیده بودند. متأسفانه واسط قرار گرفتن رژیم پهلوی باعث از بین رفتن تمام دستاوردهای مشروطه شد و جز آن بر روی ویرانههای مشروطه یک دولت مستبد، وابسته و ضدمذهبی در ایران تأسیس کرد و تمام دستاوردهای دوره مشروطه را از بین برد.

اگر نگاهی به آثار حضرت امام قدس سره داشته باشید، ایشان تا قبلاز سال 1348 که نظریه ولایتفقیه را در نجف اشرف مطرح کردند هنوز هم به مشروطه امیدوار است و مرتب نسبت به شاه تذکر بازگشت به مشروطه را میدهد، چراکه ایشان احساس میکنند مشروطه واجد ذخایر مهمی است که فعال کردن آن ذخایر و به فعلیت رساندن آنها میتواند راهی برای حل مشکلات ایرانیان در آن دوره باشد. اما وقتی مشاهده کردند که رژیم و سلطنت فقط در اسم و ظاهر خودش را مشروطه میداند و تن به قواعد مشروطه نمیدهد فرمودند: حالا که شاه به اینصورت رفتار میکند و سلطنت حاضر به کوتاه آمدن در قبال حقوق شرعی و طبیعی مردم نیست، پس باید اصل سلطنت برچیده شود. در واقع عرض بنده این است که نظریه ولایتفقیه در پس آخرین ظرفیتهای مشروطه در ایران اتفاق افتاد، اگر دولت پهلوی در این میان قرار نمیگرفت شاید بهتدریج ایدههای بزرگ علمای شیعه در مشروطه را پیگیری میکردیم، بهتدریج سیستم سلطنت را تبدیل به جریان جمهوریخواهی میکردیم و سهم شریعت و عرف در زندگی را روشن کرده و بسیاری از مناقشاتی را که امروزه در جامعه مشاهده میکنیم با پشتوانه بحثهای فلسفی و فقهی به سرانجام میرساندیم در حالی که امروزه در وضعیتی به سر میبریم که به لحاظ گفتوگوهای فلسفی و فقهی به نقطهای برگشت کردهایم که مشروطه این بحثها را آغاز کرده بود و حتی بهنظر میرسد که دقت و تأمل فقهای ما در صدر مشروطه نسبت به تأملات فقهای ما در این دوره بسیار عمیقتر و راهگشاتر بوده است. در نهایت میتوان گفت دستاورد مشروطه ذخایر خوبی برای حل مشکلات جامعه ایران بودند که متأسفانه در دوره پهلوی از بین رفتند.

جنبش عدالتخانه دارای پشتوانه مردمی بوده و مردم پشت سر علما قرار داشتند. اما تحولاتی که منجر به اعدام شیخ فضلالله نوری شد به این معنی نبود که مردم پشت مشروطه را خالی کرده باشند، بلکه منازعات در پایتخت آنقدر ادامهدار شد که طرفداران استبداد در تهران قدرت را بهدست گرفتند و مردم را زدند، خانهنشین کردند و بعد هم سرنوشت مشروطه را بهدست گرفتند، و الا نهضت مشروطه نهضتی مردمی بود که بهطور کامل مورد حمایت علما در تهران و نجف اشرف قرار داشت و ظرفیت خوبی داشت. در واقع بسیاری از دغدغههایی که امروزه در ادبیات بعداز انقلاب ملاحظه میکنیم تکرار گفتوگوهای ناتمام ما در مشروطه هستند. متأسفانه بعداز مشروطه سلسله پهلوی به قدرت رسید که روند حوادث را بهگونهای مدیریت کرد که چاره جز سرنگونی این سلطنت باقی نگذاشت. در آن دوران تنها رقیب قدرتمند سلطنت پهلوی نیروهای مذهبی بودند که تحت رهبری امام خمینی قدس سره قرار داشتند و توانستند در مدت کوتاهی بساط این سلطنت را جمع کنند. این اتفاق دستاوردهای زیادی برای مردم داشت.


دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی

بیتردید انقلاب همانگونه که آرمانهای بزرگی داشت، دستاوردهای بزرگی هم داشت و ما نباید دستاوردها و نتایج انقلاب را سیاه یا سفید ببینیم و بگوییم هر آنچه در این چهلسال اتفاق افتاده تماماً نتایج مثبت بوده است و از سوی دیگر نگوییم هر آنچه در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده پیامدهای ناگوار بوده است. به معنای دیگر قضیه را بهصورت سیاه و سفید یا حق و باطل نگاه نکنیم. بهعبارت دیگر بهدلیل وجود پس زمینه مانوی در ذهن ایرانیان، داوری آنها راجع به رخدادهای مختلف بهصورت پسزمینه سیاه و سفید است. در حالی که بسیاری از نکات مثبتی که انقلاب و جمهوری اسلامی داشتند را میتوانیم بهعنوان دستاورد محاسبه کنیم، مانند استقلالی که در این دوره بهوجود آمد و یا نوعی خود اتکایی که بعداز انقلاب در مردم ما بهوجود آمد. البته در بسیاری از موارد در جهت حفظ نتایج موفق نبودیم و بهدلیل بیکفایتی و عدم مدیریت صحیح برخی از کسانی که در جمهوری اسلامی حضور داشتند، برخی نتایج مثبت تبدیل به نتایج منفی شد. در نهایت اگر امروزه چهلسال گذشته انقلاب را بررسی کنیم میتوانیم این پرسش را مطرح کنیم که آیا میتوانستیم جمهوری اسلامی را بهگونهای مدیریت کرد که شرایط آن بهتر از وضعیت کنونی آن باشد؟ پاسخ روشن است، بهنظر بنده ما خطاهای زیادی در تدبیر کشور به خرج دادهایم و میتوانستیم بسیار بهتر از این رفتار کنیم و هنوز هم فرصت داریم. انقلاب به چهلسالگی رسیده و انسان چهلساله تبدیل به انسانی کامل میشود که نقاط ضعف و قوت خود را شناخته و نباید به مانند دوران کودکی یا جوانی رفتار کند، انقلاب در این مقطع چهلسالگی نیاز دارد تا یکبار دیگر مفاهیم خود را غربال کرده و مشکلات تئوریک خود را برطرف کند، همچنین ساختار خود را بررسی کرده و نقاط ضعف آن را شناسایی کند و راهی بهسوی کارآمدی هرچه بیشتر پیدا کند و این مسئله، راهی جز گفتوگوهای ملی ندارد، این گفتوگوها باید از قالب یک جناح خارجشده و همه گروههایی که علاقه به این سرزمین و کشور هستند را وارد کنند تا بتوانند از دل این گفتوگوها راهی برای معضلات بزرگ جمهوری اسلامی بیابند.

............................................

پینوشت

1. ساموئل هانتینگتون (به انگلیسی: (Samuel P. Huntington)، 18 آوریل ۱۹۲۷۲۴ دسامبر ۲۰۰۸)، متخصص علوم سیاسی شهیر آمریکایی بود.

وی بهخاطر نظریه برخورد تمدنها و پیشبینی کشمکش جهان غرب با جهان اسلام شهرت جهانی پیدا کرده بود. دکتر ساموئل هانتینگتون، دانشآموخته و بهمدت ۵۸ سال، استاد دانشگاه هاروارد بود.

2. Act - عمل، فعل، کنش، کار، سند، کردار، حقیقت، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، پرده نمایش، امر مسلم، عمل کردن، رفتار کردن، کنش کردن، کار کردن، جان دادن، روح دادن، اثر کردن، بازی کردن، نمایش دادن، بر انگیختن

3. اتو ادوارد لئوپولد فون بیسمارک (به آلمانی: (Otto Eduard Leopold von Bismarck) 1 آوریل ۱۸۱۵ ۳۰ ژوئیه ۱۸۹۸)، زمامدار بزرگ دولت پروس، دوک لاونبورگ و نخستین صدراعظم در تاریخ آلمان بود. وی به «صدر اعظم آهنین» معروف بود.


 


خروج




پنج شنبه ٢٦ تير ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام