*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > امام خمینی (1) 


امام خمینی 1 شماره خبر: ٤٠٠٥٥٣ ١٥:٥٨ - 1397/03/09   به قلم دکتر همایون همتی  ریاست دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجهترجمــان آفـتــاب ارسال به دوست نسخه چاپي


به قلم دکتر همایون همتی  ریاست دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجهترجمــان آفـتــاب

به قلم دکتر همایون همتی ریاست دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه


دوستان حوزه از من خواسته‌اند که درباره امام قدس سره چیزی بنویسم. به راستی او ترجمان آفتاب بود سراسر نور و روشنی و هدایت، در باب آفتاب که عین هویدایی، آشکاری و روشنایی و گرمابخشی است چه می‌توان نوشت؟ آن هم سیه روی بی‌مقداری چون من! در این یادداشت کوتاه در پی تحلیل علمی و تشریح فلسفی افکار حضرت امام قدس سره نیستم. این کار را در جاهای دیگر کرده‌ام. (1) این‌جا تنها حدیث شوق و شیفتگی‌ام را می‌نویسم. البته عصمت، تنها از آن اهل عصمت است و همه ما انسان‌ها همواره در معرض لغزش و خطا هستیم و هیچ کس هم ورای نقد نیست...


دوستان حوزه از من خواستهاند که درباره امام قدس سره چیزی بنویسم. به راستی او ترجمان آفتاب بود سراسر نور و روشنی و هدایت، در باب آفتاب که عین هویدایی، آشکاری و روشنایی و گرمابخشی است چه میتوان نوشت؟ آن هم سیه روی بیمقداری چون من!

در این یادداشت کوتاه در پی تحلیل علمی و تشریح فلسفی افکار حضرت امام قدس سره نیستم. این کار را در جاهای دیگر کردهام. (1) اینجا تنها حدیث شوق و شیفتگیام را مینویسم. البته عصمت، تنها از آن اهل عصمت است و همه ما انسانها همواره در معرض لغزش و خطا هستیم و هیچ کس هم ورای نقد نیست.

این را میدانم. ولی در مورد امام قدس سره غالباً جفا شده است. دوستان قصور میکنند، در بیان فضایل آن عزیز و دشمنان دهن چاک و بیفضیلت در این سالها بسیار یاوه بافتهاند و در تحریف حقایق جهدی بلیغ کردهاند، اینجاست که باید با جوانان و جامعه از فضایل بیشمار امام قدس سره سخن گفت.

مردی بیهراس، از قدرتهای پوشالی و دروغین، عربدهکشان مست قدرت و شهوت. مردی که سراپا شور و تعهد به حقیقت و حقطلبی بود و دمی از مبارزه برای تحقق عدالت و محو ستمگری نیاسود.

سادهگویی امام قدس سره و پرهیز از تکلف و دشوارگویی کسان زیادی را به اشتباه انداخته است که اندیشه او ژرفا ندارد و کلیشه و تکراری یا عوامانه است! غافل از آنکه نوشتههای او سرشار از تعبیرات لطیف ادبی است، افزون بر استدلالهای پیچیده و تأملانگیز علمی که فهم آن، کار هر ابجدخوان نوپای مکتب گریزی نیست!

سراپای وجودش با صدق در آمیخته بود. همه کسانی که به فضیلت و پاکی و آزادگی عشق میورزند او را دوست دارند. نادره مردی معرفت آیین، عارفی شبزندهدار، حکیمی ژرفاندیش، روحی آزاده، پرصلابت و استوار که اندیشناک وضع انسانها بود، او درد انسان داشت و در همه عمر پیوندی استوار با خدا داشت.

در تاریخ کشور ما مردی طلوع کرد که هیبت و سطوت پیامبران را داشت. او به رازی عمیق، جذاب و هیبتناک میمانست. بر سلطه و ستمگری شورید و بساط اهریمنان، آدمخواران و بدمنشان را برچید و طرحی نو در انداخت. مردی به گرمی آفتاب، به لطافت شبنم و به غرش رعد. خروش مقدسی بود بر سر جهانخواران.

نگاهی ژرف و نافذ داشت، چهرهای قدسی و ملکوتی و رفتاری سرشار از وقار، بزرگی و آرامش. آنچه ابنسینا با بیانی حکیمانه در نمط نهم کتاب اشارات در توضیح «مقامات عارفان» آورده است، یکجا در او دیده میشد، از شجاعت بیبدیل تا سرور عارفانه و آرمیدگی روح و تا نهراسیدن از مرگ و... به اسطوره میمانست.

شور و شوقی در این دیار افکند و روح تازهای در کالبد جامعه افسرده دمید و جانهای مستعد را شهد وصال چشاند و روحهای آزاده را به کوی دوست رهنمون گشت. عارفی شوریده و دلداده و مستغرق بحر فنا که جز دوست نمیشناسد و خواستار وصال و فنا است و جز به تکلیف و مسئولیت نمیاندیشد. عرفانی حماسی، تکلیف محور، شریعتگرا و پر نشاط که نیاز امروز ما است. نه عرفانی معرفتستیز و خردگریز. عرفانی حکیمانه و جامعهگرا. عیسیدمی که بر این دیار سرد سکوت که به قبرستانی خاموش و بیروح میمانست، گرد عشق و حیات پاشید و به مردمان یأس گرفته جان داد و توش و توان حرکت و اقدام. در برهوت بیایمانی و شک در آن شب دیجور و ظلمت گرفته ستمآلود که وای جغدی هم نمیآمد به گوش! در آن کویر سرد و تهی در روزگار سیاهی که گویی خورشید مرده بود و ایمان از دلها گریخته بود مردی از جنس خورشید، مردی از جنس امید طلوع کرد.

امام خمینی قدس سره بیهیچ گزافگویی و تعصبورزی در حوزه فقه، اصول، علم کلام، فلسفه و عرفان دارای دیدگاهها و نگاههای تازه و ابتکاری است. در قلمرو اندیشه سیاسی نیز طراح عمده نظریه ولایت فقیه یا مردمسالاری دینی است که در ادامه تفکر فقیهان بزرگ و نامدار به تدوین و تکمیل و تشریح ابعاد آن پرداخته است.

ارتحال او رستاخیزی شگفت پدید آورد و همه آزادگان و معرفت دوستان و دلدادگان حقیقت و حقطلبان جهان را یکسره غرق در ماتم و اندوه ساخت که ثلمهای جبرانناپذیر بود. دریغا چه مردی از دست رفت!

سوگنامهنویسیها، مرثیهسراییها، شیونکردنها و فغاننامهها نتوانستند و نمیتوانند عمق این درد را به نیکی و تمامی بازتاب دهند.

امام قدس سره به بشر سرگشته و رهگمکرده معاصر، درس معنوی زیستن داد. آزادگی را به ما آموخت. دینداری راستین، عزتمندی، خدمت به دیگران، ستمسوزی و خداگرایی اصیل را ترجمانی ژرف کرد. تا از این پس انسانها راه آزادگی بپیمایند و تسلیم هیچ طاغوت و دیکتاتوری نشوند تا برای کسب نانپارهای به دریوزگی دنیاپرستان و قلدران بیمروت دنیا نروند.

شناخت امام قدس سره برای نسل ما حیاتی است. او را باید در کلیت شخصیت و اندیشهاش معرفی کرد. شگفتا که در این حوزه چقدر قصور ورزیدهایم! انسان معاصر نیازمند شناختن چنین چهرههای ملکوتی و شخصیتهای عظیمی است که حامل پیام رهاییاند! رهایی از زنجیرهای سلطه و بندهای تعلقات.

همانگونه که پیامبران، رسالت آزادسازی بشر را دارند: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ» (2) بیشک گاندی، لنین، لوتر و چگوارا و همه مصلحان اجتماعی و انقلابگران بزرگ، شایسته احترام و تکریماند ولی چون همه ابعاد را به یاد آوریم با امام قدس سره مقایسه کنیم تکبعدی و خرد مینمایند! در مقایسه دقیق علمی میتوان این حقیقت را به کرسی اثبات نشاند، سخن گزافی نیست. زهد و سادهزیستی امام قدس سره، صداقت و مردمی بودن، دوری از خودکامگی قدرتپرستی، صلابت و استواری، رفتار عادلانه، زمانشناسی، شجاعت مثالزدنی، بیتعلقی، منش اخلاقی و عارفانه، قاطعیت در رهبری، تدبیرپیشگی، غیرتورزی خردمندانه، دوری از هیجانزدگی و تصمیمهای هیجانی و شتابزده، وقار و سنجیدگی و البته بلندای مقام فقاهت و حکمت اندیشی و فرزانگی، او را از دیگر رهبران بزرگ جهان معاصر به وضوح متمایز ساخته بود.

امام خمینی قدس سره در عرفان ابتکاراتی دارد، شرح سفرهای عرفانی، در باب اسماء و صفات حق تعالی در مورد انسان کامل و خلافت الهی، در مورد تجلی و ظهور حق، وحدت وجود و دیگر مباحث نفیس و ارزشمند عرفانی که باید در مورد هر یک از این موضوعات رسالهای نگاشت و به استخراج گوهرهای گرانقدر حیاتبخش پرداخت.

در فقه نیز فقیهی ژرفنگر، زمانشناس، بصیرتمند و شجاع بود که آثار او و تقریرات گرانقدری که شاگردان زبده او نگاشتهاند، سرشار از ابتکارات و راهگشاییهای بیبدیل و پرارجی است که برای نسلهای فقیهان روزگار همواره درسآموز و الهامبخش است تا به او تأسی جویند و راه او را دنبال کنند.

شخصیت پولادمنش و بیهراس او پوزه جباران روزگار را به خاک مالید و ابرقدرتهای متکبر و سلطهگر را به خضوع و انفعال واداشت.

در نامه تاریخی و روشنگرانهاش به گورباچف که حاوی یک دوره فشرده فلسفه و عرفان اسلامی است، آمیخته به رهنمودهای حکیمانه و راهگشای او در باب به سرآمدن دوران کمونیسم و نیز سلطهگری غربیان و دیگر نکتهها، به خوبی نشان داد که چه احاطه شگرف کمنظیری بر کل تاریخ فلسفه اسلامی و آرای حکیمان مسلمان دارد، از فارابی تا سهروردی و ملاصدرا و نیز چه اعتقاد راسخی به عرفان اسلامی و رویکرد ابنعربی و کتاب «فصوص الحکم» او داراست.

امام قدس سره سالها به تدریس فلسفه پرداخته بود. فلسفه او حکمت متعالیه صدرایی آمیخته با عرفان ابنعربی، اخلاق، مباحث اعتقادی و منطق و استدلال بود و در واقع چیزی شبیه آنچه در دوره معاصر به آن الهیات عرفانی (Mystical Theology) گفته میشود. با آرای حکیمان یونان باستان و حکمت عتیق کاملاً آشنا بود و در کتاب کشفالاسرار به دیدگاههای آنان اشاراتی دارد. اگر آمیزهای از آرای توماس آکویناس، مایستر اکهارت، پارهای نظرات هیدگر، پل تیلیخ و دیتریش بونهافر را در ترکیبی بدیع گرد بیاوریم و برخی نظرات انقلابی و کارساز «الهیات سیاسی» و «الهیات رهاییبخش» را بدانها بیافزاییم، آنگاه چیزی نزدیک به تفکر الهیاتی فلسفی امام قدس سره بهدست خواهد آمد. این سخن به هیچ روی گزافه نیست. من طی سالیان اُنس مستمر با آرا و اندیشههای او به این نتیجه رسیدهام و قادرم برای هر یک نمونه و مصداق مشخص ارائه دهم. به جد معتقدم که امام قدس سره را باید با قلههای فلسفه، عرفان و الهیات غرب مقایسه نمود و این بنده تا حدودی در کلاسهای دانشگاهی این کار را کردهام و با استقبال پر شور دانشجویان رو به رو شده است.

عرفان او یک عرفان پاک نیالوده و بیشائبه و شرعی بود که بر محور توحید استوار بود. عرفانی ملهم و متخذ از آموزههای قرآن کریم و خاندان وحی علیه السلام عرفانی تأثیر گرفته از سیره عملی رسول خاتم و خاندان او، سرشار از استشهاد به مناجاتها و دعاهای معتبر رسیده از آن حاجبان خاص خلوتسرای حق. عرفانی که حقیقت محور، به دور از شبهت و بدعت است، جان میبخشد و حیات میدمد و سکوت را میشکند و حماسه میآفریند. عرفانی که امروز سخت بدان محتاجیم.

او از متخصصان طراز اول عرفان ابنعربی بهشمار میرود اما تنها یک مقلد و شارح صرف ابنعربی نیست. در «تعلیقات» ارزشمندش به تصحیح و تکمیل برخی از آرای ناپخته و ناسخته او میپردازد و گاه بر شانههای او میایستد! اینها هیچیک گزافه نیست و همه دلیل متقن و شاهد و مدرک دارد.

او بار تعلقات را یکسره بر زمین نهاده و آستین بر سر دنیا افشانده بود. دیوان شعر او حدیث درد فراق و حکایت هجران و طلب روزگار وصال است. سرشار از نکات عمیق عرفانی و مضامین لطیف و زیبای عشق الهی.

او به عمل نشان داد که میتوان در این قرن هم مؤمنانه زیست و از خدا و معنویت گسسته نشد. سیاست اخلاقی او حیرتانگیز بود و بطلان ماکیاولیسم را به ثبوت رساند. توجه به همه قشرهای جامعه، جوانان، بانوان، اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان و حتی نظامیان و تبیین جایگاه و رسالت هر یک نشانگر جامعاندیشی او در رهبری بود.

توصیههای سرشار از بینش و شفقت او در «وصیتنامه» تاریخی و ماندگارش مشعلی فروزان فراراه همه نسلها است.

او از نقد همکسوتانش نیز ابایی نداشت و رهنمودهایی جاودانه برای روحانیان و حوزویان به جا نهاد که به رسالت خویش نیک وقوف یابند و به جبران کاستیها و فروپوشاندن رخنهها برخیزند و بدانند کجا ایستادهاند و چه توقعاتی از آنها میرود.

با چشمی الهی به همگان مینگریست و بین فقیر و غنی تبعیض قائل نبود، بلکه مستمندان را عزیزتر از اغنیا میدانست و حامی کوخنشینان بود. زبان ساده و بیپیرایه او با فطرت انسانها سخن میگفت، بیابهام و دشواری سخن او را فهم میکردند و به جان میشنیدند. فقدان او دردناک و جانگداز است هر چند وجود رهبری کاردان و فرزانه مایه تسلی ماست.

میــــان مـــــا چـــو شمعی نـــور میداد

کجـــا شد ای عجب بیما کجا شد؟!

مبهمگویی و دشوارنویسی در مورد افکار حضرت امام قدس سره درست به اندازه سخنان سطحی و شعارآلود و نامستدل زیانبار است. سوگمندانه باید گفت که هنوز بسیاری قلمهای زیبا و نثرهای دلپذیر در شرح اندیشههای امام قدس سره به کار نیفتاده است و ما همچنان محتاج معرفی دقیق، پدیدارشناسانه و به دور از تعصب او هستیم.

به جوانان توصیه میکنم که فرصت شناخت امام خمینی قدس سره، سیره و اندیشههای او و ژرفا بخشیدن به این شناخت را از دست ندهند. فریب سخنان غرضورزانه یاوهگویان بیفرهنگ و نامتمیز را نخورند و ترهات اوهامآلود آنان گوش نکنند که بانگ غولان همواره رهزن است! و به متولیان رسمی و اصلی دین و خیل فرزانگان این دیار ملتمسانه میگویم که معرفی درست و جامع امام قدس سره، رسالت عظیم شما است. باید از آثار ایشان متون درسی و آموزشی در موضوعات مختلف تهیه و تدوین شود. باید فکر ایشان آموزش داده شود با متدولوژی مدرن، جذاب، کارآمد و امروزین. مبادا در گزاردن این رسالت پرشکوه قصور ورزیم. صد ویژهنامه در یاد او باید نوشت و با این همه هنوز در اول وصف او فرو ماندهایم!

نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان میگذرد

متبرک باد نام تو

.....................................................................

پینوشتها:

1ـ نگارنده به لطف و عون حضرت حق تاکنون دو کتاب در مورد حضرت امام قدس سره نگاشته و تقدیم دوستداران امام و ارباب معرفت کرده ام: امیر قافله عشق و چراغ راه که هر دو اثر را پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی وابسته به حوزه هنری منتشر نموده است.

2ـ اعراف/157

 


خروج




سه شنبه ١٩ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام