*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > امام خمینی (1) 


امام خمینی 1 شماره خبر: ٤٠٠٥٤٣ ١٥:٢٩ - 1397/03/09   به قلم نویسنده و پژوهشگر حوزوی حجت‌الاسلام‌ والمسلمین غلامرضا بدرخانیسیاست توحیدی امام خمینی‌ قدس سره ارسال به دوست نسخه چاپي


به قلم نویسنده و پژوهشگر حوزوی حجت‌الاسلام‌ والمسلمین غلامرضا بدرخانیسیاست توحیدی امام خمینی‌ قدس سره

به قلم نویسنده و پژوهشگر حوزوی حجت‌الاسلام‌ والمسلمین غلامرضا بدرخانی


در عرصه سیاست آن‌چه که عملکرد هر سیاست‌مداری را تعیین و جهت‌دهی می‌کند، مبانی سیاسی وی است و این مبانی مبتنی بر جهان‌بینی اوست. در جهان‌بینی مادی، هدف نهایی هر سیاست‌مداری، قدرت است که در پرتو آن منافع اقتصادی و سیاسی نیز تأمین می‌شود. مؤلفه‌های قدرت در جهان‌بینی مادی، مبتنی بر میزان بهره‌مندی از ابزارهای نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای است. بنابراین، طبق محاسبات مادی، در عرصه تقابل، هر جبهه‌ای از این مؤلفه‌ها بیشتر بهره‌مند باشد، پیروزی با اوست. پیروزی‌ای که معیار آن غلبه نظامی، اقتصادی یا رسانه‌ای، آن هم با استفاده از هر ابزار و روشی است. در جهان‌بینی الهی و توحیدی، هدف و غایت از سیاست، اقامه عدل و قسط است...

 

در عرصه سیاست آنچه که عملکرد هر سیاستمداری را تعیین و جهتدهی میکند، مبانی سیاسی وی است و این مبانی مبتنی بر جهانبینی اوست. در جهانبینی مادی، هدف نهایی هر سیاستمداری، قدرت است که در پرتو آن منافع اقتصادی و سیاسی نیز تأمین میشود. مؤلفههای قدرت در جهانبینی مادی، مبتنی بر میزان بهرهمندی از ابزارهای نظامی، اقتصادی و رسانهای است. بنابراین، طبق محاسبات مادی، در عرصه تقابل، هر جبههای از این مؤلفهها بیشتر بهرهمند باشد، پیروزی با اوست. پیروزیای که معیار آن غلبه نظامی، اقتصادی یا رسانهای، آن هم با استفاده از هر ابزار و روشی است. در جهانبینی الهی و توحیدی، هدف و غایت از سیاست، اقامه عدل و قسط است، زیرا قدرت هدف نهایی نیست بلکه ابزاری است برای رسیدن به این هدف. برای همین، کسب قدرت به هر نحو و روشی مطلوب نیست. بلکه قدرتی مطلوب است که در رسیدن به آن عدالت و اخلاق، لحاظ شده باشد. همچنین مؤلفههای قدرت در جهانبینی توحیدی، منحصر به ابزارهای نظامی و اقتصادی و... نیست، بلکه اینها بخشی از مؤلفهها را تشکیل میدهند. توکل به خداوند متعال و وعدههای الهی در مسیر اقامه عدل و قسط از شاخصههای اصلی در سیاست مبتنی بر جهانبینی توحیدی است و ابزارهای مادی هم در چنین نگاهی معنا پیدا میکنند. برای همین، تکیه¬ صرف بر ابزارها و محاسبات مادی، بیمعناست؛ این محاسبات، ملاک و معیار قرار نمیگیرد. صاحب چنین نگاهی از ابرقدرتها هراسی ندارد و نه تنها آنها را ابرقدرت و کدخدا نمیداند بلکه در مقابل قدرت الهی، آنها را هیچ میداند. در حرکت سیاسی مبتنی بر جهانبینی توحیدی، وقتی وظیفه ، حرکت و قیام تشخیص داده شد، اقدام صورت میگیرد. چراکه ملاک پیروزی غلبه نظامی یا اقتصادی و بهدست گرفتن قدرت نیست بلکه ملاک، عمل به وظیفه است. ما چنین سیرهای را بارها در گزارشی که قرآن از سیره انبیاء میدهد، شاهد هستیم. سیره حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام در مقابله با طاغوتهای زمان، همه گواه بر این مطلب است. در حالیکه اگر با نگاه مادی به این قضایا بنگریم، حرکت انبیای عظام در مقابله با قدرتهایی چون نمرود و فرعون، بههیچوجه با محاسبات مادی جور در نمیآید و همه محکوم به شکست هستند. سیرهای که در قرآن کریم از آن چنین یاد میشود: «قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا إِلّا إِحدَى الحُسنَیَینِ؛ بگو: آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! یا پیروزی یا شهادت» (توبه/52)

در چنین سیرهای اعتماد به وعده الهی و امدادهای غیبی معنی پیدا میکند. قرآن کریم از زبان قوم بنیاسرائیل که به دریا رسیده و راهی برای عبور نمیبیند و از طرفی لشکریان فرعون را در تعقیب خود میبیند، چنین توصیف میکند: «فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى؛‏ چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: گرفتار آمدیم.» (شعراء/61)

 این همان نگاه و محاسبه مادی است که در چنین شرایطی خود را گرفتار میبیند اما در مقابل نگاه توحیدی حضرت موسی علیه السلام است که بهشدت چنین تلقیای را رد میکند و میفرماید: «قالَ کَلاَّ إِنَّ مَعی‏ رَبِّی سَیَهْدینِ؛ حضرت موسى علیه السلام گفت: چنین نیست، پروردگار من با من است، به زودى مرا هدایت خواهد کرد.» (شعراء/62)

مبانی سیاست امام خمینی قدس سره مبتنی بر جهانبینی توحیدی ایشان است. اهدافی که ایشان برای حرکت خود ترسیم میکند بههیچوجه با نگاه و محاسبات مادی همخوانی ندارد. ایشان پیش از انقلاب، در جواب تلگرافی که از طرف یکی از مراجع نجف صادر شده بود، چنین مینویسند: «ما تکلیف الهی خود را انشاءالله ادا خواهیم نمود و به احدی الحسنین نایل خواهیم شد، یا کوتاهی دست خائنین از حریم اسلام و قرآن و یا جوار رحمت حق حل و علا انی لا اری الموت الاسعاده و الحیوه مع الظالمین الابرما». (تحلیلی از نهضت امام خمینی قدس سره جلد دوم ـ ص 44)

میبینیم که پیروزی از نگاه امام خمینی قدس سره، غلبه نظامی، اقتصادی و یا رسیدن به قدرت نیست بلکه عمل به وظیفه است چه نتیجه آن اقامه عدل و قسط و کوتاه کردن دست خائنین، باشد و چه شهادت در این راه. در حالیکه در نگاه مادی، کشته شدن مساوی با شکست است. برای همین حرکتی را که احتمال کشته شدن در آن باشد مطلوب نمیداند.

امام قدس سره چون حرکت خود را الهی میبیند، تکیهاش بر خداست. برای همین هر پیشامدی را در این مسیر، زیبا میبیند. ایشان بعد از تبعید به ترکیه در بخشی از نامهاش به آقا سیدمصطفی، چنین مینویسد: «از قم وارد آنکارا شدم و له الشکر حالم خوب است، شماها نگران نباشید، آنچه از طرف خداوند تعالی مقدر شده است، جمیل است»

زمانی که برخی خود را مقهور قدرتهای مادی میدانند و به خیال خود عاقلانه فکر میکنند و از امام قدس سره میخواهند از مواضع خود در قبال رژیم شاه کوتاه بیاید، امام قدس سره تلقی آنها را نادرست میداند و سعی میکند توجه آنها را از این محاسبات مادی، به نگاه الهی خود نزدیک کند. نقل شده است که در جلسهای که مهندس بازرگان و دکتر سنجابی از سران ملیگراها با امام قدس سره در فرانسه داشتند، مهندس بازرگان سرانگشت خود را روی زمین گذاشت و خطاب به ایشان میگوید: آقا، ایران سه رکن دارد: شاه، آمریکا، ارتش. شما میگویید، شاه باید برود؛ اولاً، شاه کجا برود مگر میشود شاه از ایران برود و کنده بشود؟! شاه رفتنی نیست بر فرض که شاه برود شما آمریکا را چه میکنید؟ ارتش را چه میکنید، با این دو رکن دیگر چه میکنید آیا فکر اینها را کردهاید؟ امام قدس سره با خنده معنیداری به آنها میفرماید: شما بگویید شاه برود وقتی شاه رفت، ارتش بچههای این ملت هستند. از آمریکا که نیامدهاند. لذا به دامن ملت خودشان بر میگردند وقتی ارتش به مردم پیوست، آمریکا هم گور خودش را گم میکند. شما غصه آنها را نخورید و بیایید موضع ملت را بگیرید و بگویید شاه باید برود...

امام خمینی قدس سره بعداز انقلاب هم این نگاه و این هدف را حفظ میکند. در مواجهه با تجاوز نظامی رژیم بعث و چه در مواجهه با ابرقدرت ها، بههیچوجه از موضع خود کوتاه نمیآید و قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی آنها، هیچ اثری در روحیه و مواضع ایشان ندارد. برای همین زمانی که آرایش نظامی رژیم بعث، در طول 1300 کیلومتر مرز مشترک با استعداد دهها لشکر پیاده مکانیزه و زرهی به سرعت کامل شد تا سرانجام نوبت به هجوم سراسری 31 شهریور و آغاز رسمی طولانیترین و بزرگترین جنگ دو سه قرن اخیر برسد؛ یک طرف این جنگ ملتی بود که با رهبری امام خمینی قدس سره اداره کشورش را بهدست گرفته و جهاد سازندگی و سوادآموزی و محرومیتزدایی و... را آغاز کرده بود و سوی دیگر رژیم کودتایی صدام که حمایتهای کامل سیاسی دو ابرقدرت حاکم، پشتوانه مالی ارتجاع عرب و عقبه لجستیک متشکل از حداقل سی و چهار کشور دارای تکنولوژی نظامی بهصورت کامل پشت سرش قرار داشت؛ حزبی به بزرگی تقریبا تمام جامعه بینالملل به مصاف ملتی آمده بود که حتی از داشتن یک ارتش کوچک حاضر به یراق بیبهره بود. یعنی تکرار جنگ احزاب در صدر اسلام. در چنین شرایطی حمله برقآسای 31 شهریور 59 از طرف صدام، نفس را در بسیاری سینهها حبس کرد بهگونهای که حتی دولتمردان آن روز کشور هم نشانههایی از ناامیدی را در گفتهها و لحنشان بروز میدادند.

در آن برهه خطیر، صفحههای تلویزیون، سیمای نورانی، آرام و متبسم امام قدس سره را نشان دادند؛ آرامش ایشان از میان کلمات ساده و صمیمیاش به قلوب تکتک مردم ایران جاری شد: «چیزی نیست... دیوانهای آمده سنگی انداخته و رفته... در جنگ جوهره آدمها معلوم میشود...»

هنگام شکست و یا پیروزی معمولاً طبع انسان چنین است که در هنگام گشایشها و موفقیتهای ظاهری مسرور و خوشحال و در هنگام شکستها غمگین و ناراحت باشد قرآن کریم هم به همین نکته اشاره کرده و میفرماید: «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ؛ اما انسان هنگامى‏که خداوند او را براى آزمایش اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گوید پروردگارم مرا گرامى داشته و اما هنگامى‏که براى امتحان روزى را بر او تنگ بگیرد، مأیوس مى‏شود و مى‏گوید پروردگارم مرا خوار کرد.» (فجر/15 و 16) در حالیکه چنین نگاهی درست نیست و قرآن کریم هم در ادامه، آن را نفی میکند چراکه در نگاه توحیدی ملاک موفقیت یا شکست عمل کردن و نکردن به تکلیف است و نه نتایجی که بهدنبال آن است برای همین مؤمن موحد، تا زمانی که خود را در مسیر انجام تکلیف میبیند مسرور است چه پیروز شود و چه شکست بخورد این اعتقاد باعث میشود که چه در مشکلات و سختیها و چه در رفاه و نعمت انسان خود را نبازد و دچار احساسات و هیجانات نشود. یکی از نزدیکان امام قدس سره میگوید: لحظات اول پیروزی انقلاب، روزی که به اتفاق بعضی از دوستان رفتیم و ساواک را به اصطلاح خودمان تسخیر کردیم، آمدم منزل که ضرابخانه بود، همین که صدای انقلاب اسلامی را از رادیو شنیدم به سرعت رفتم به سوی مدرسه علوی که جایگاه امام قدس سره بود. آنجا قیامتی بر پا شده بود. وقتی رفتم خدمت ایشان، دیدم نشستهاند، توی اتاق و خانواده ما هم در خدمتشان، مشغول نگاه کردن به تلویزیون هستند. من با یک شور و شعف و ولعی پریدم و دست ایشان را بوسیدم و پیروزی انقلاب را تبریک گفتم. ایشان با وضع عجیبی فرمودند: هنوز که اتفاقی نیفتاده، هنوز که چیزی نشده. عرض کردم: آقا، خیلی مسئله مهمی است، ایشان فرمودند: الحمدلله ربالعالمین، ولی هنوز اتفاقی نیفتاده. من تعجب کردم، رژیم منحوس دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی با آن ابهتی که در دنیا برایش ایجاد کرده بودند، ساقط شده ولی ایشان میفرمایند: چیزی نیست. (دکتر محمود بروجردی- پا به پای آفتاب- ج1- ص159)

مبانی سیاست امام قدس سره و جهانبینی ایشان باعث میشود که در این حرکت جز رضای خداوند متعال را در نظر نگیرد، فضای روانی دشمنان و تبلیغات آنان بر ایشان تأثیر نگذارد، حرکات دشمنان را به دقت بررسی کرده و آنچه را که خود تشخیص میداده، انجام دهد. برای همین قبلاز اینکه از فرانسه عازم ایران شوند به دقت موضعگیری سیاسی دشمن را بررسی کرده و دستور داده بودند که تمام روزنامهها، خبرگزاریها و اظهارنظرها در رادیو و تلویزیون بررسی شود. هر روز خلاصهای از موضعگیری آنان علیه انقلاب، اسلام و مردم به ایشان داده شود، اظهار نظر صریح ایشان این بود که ما باید آنچه را که دشمن تبلیغ میکند، پسندیده ندانیم و برخلاف آن عمل کنیم و آنچه را که مذمت کرده و علیه آن تبلیغ مینماید، عمل کنیم.

در آن مقطع خاص، همه تجزیه و تحلیل میکردند و نظر میدادند که نباید حالا به ایران رفت. دشمن به شدت بر این مسئله اصرار داشت و افراد مختلف اصرار داشتند که امام قدس سره در این موقعیت نباید برگردند حتی ملیگراها هم از سوی مقامات آمریکایی گوشزد کردند که الآن صلاح نیست به ایران بیایید. ولی آنچه که امام قدس سره در زندگیشان همواره بدان توجه داشته این بود که ببینند نقطه ضعف دشمن در کجاست تا روی همان نقطه انگشت بگذارند. لذا وقتی فهمیدند آمریکا هم بهعنوان صلاحاندیشی با بازگشت ایشان به ایران مخالف است، تصمیم قاطع به حرکت به سوی ایران گرفتند. بهطوری که خودشان فرمودند: وقتی من دیدم که دنیا دارد مخالفت میکند، فهمیدم این راه حق است. (پا به پای آفتاب- ج2- ص155).

در نگاه مادی، وقتی هدف (قدرت) بهدست آمد حرکت و قیام را تمام شده میدانند در حالیکه در نگاه توحیدی که هدف عدالت و قسط است. کسب قدرت، نقطه شروع و سرآغاز رسیدن به هدف نهایی تلقی میشود برای همین امام خمینی قدس سره بعد از پیروزی انقلاب، کار را تمام شده نمیداند بلکه آن را آغاز حرکت میداند و در اولین نطق پس از انقلاب در قم طی آن خطابه تاریخی و پر محتوا و مشخص کننده، خط آینده انقلاب را ایراد کرده و تصریح میکند: «تصور نشود انقلاب تمام شده است، انقلاب تازه شروع شده است.» (پابه پای آفتاب- ج4- ص322)

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




چهارشنبه ٠٢ مرداد ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام