*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > امام خمینی (1) 


امام خمینی 1 شماره خبر: ٤٠٠٥٤٠ ١٤:١٢ - 1397/03/09   گفت‌وگو با دکتر منوچهر محمدیمسئله‌ استقلال کشور و رد سلطه‌پذیری ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با دکتر منوچهر محمدیمسئله‌ استقلال کشور و رد سلطه‌پذیری

گفت‌وگو با دکتر منوچهر محمدی


یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکر امام قدس سره، مسئله‌ استقلال کشور و رد سلطه‌پذیری [است‌]؛ این هم یکی از سرفصل‌های مهم است. من سال گذشته در همین جلسه به مستمعان عرض کردم؛ استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت؛ این معنای استقلال است. این‌که بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند؛ اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است، آزادی فردی اشخاص محترم باشد؛ اما آزادی یک ملت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریم‌های مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم و قابل قبول نیست. متأسفانه کسانی هستند که تئوری‌سازی می‌کنند برای نفی استقلال کشور؛ استقلال را گاهی به انزوا معنا می‌کنند...

یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکر امام قدس سره، مسئله استقلال کشور و رد سلطهپذیری [است]؛ این هم یکی از سرفصلهای مهم است. من سال گذشته در همین جلسه به مستمعان عرض کردم؛ استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت؛ این معنای استقلال است. اینکه بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادیهای فردی باشند؛ اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است، آزادی فردی اشخاص محترم باشد؛ اما آزادی یک ملت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم و قابل قبول نیست. متأسفانه کسانی هستند که تئوریسازی میکنند برای نفی استقلال کشور؛ استقلال را گاهی به انزوا معنا میکنند و گاهی هم به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمیآید، قلمزنی میکنند و حرف میزنند؛ این حرفها هم در بین جامعه پخش میشود. کسانی اینطوری حرکت میکنند. این یک غلط بزرگ و یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام خمینی قدس سره معتقد به استقلال کشور و رد سلطه [بر] کشور بود. دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعالیتهایی که علیه کشور ما و ملت ما کرده است، برای این بود که خدشه در استقلال بهوجود بیاورد؛ چه تحریم و چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفتهاند. باید همه هوشیار باشند و بدانند که هدفهای دشمن چیست. این هم یکی از خطوط اصلی است. «رهبر معظم انقلاب 14/۰۳/94»

• تاریخچه شکلگیری نظام سلطه

نظام سلطه از سال 1648 میلادی با عهدنامه اسپانیا شکل گرفته است. این زمانی بود که قرون وسطی و حاکمیت امپراطوریهای مذهبی مانند امپراطوری کلیسا و عثمانی به پایان رسید و سکولاریسم بر دنیا حاکم شد. بر اساس نظریه سکولاریسم حق را با قدرت مادی دانستند. در آن دوران تعدادی از کشورها بهدنبال تسلط بر جوامع و حرکت تکمحوری بودند و به این جمعبندی رسیدند که به اتفاق نظام سلطه را حاکم کنند و این وضعیت تا نهضت امام خمینی قدس سره ادامه داشت؛ البته دورههای متفاوتی داشت و تا جنگ جهانی اول دوره موازنه قوا بود؛ به این معنا که سلطهگران بین خودشان تصمیم میگیرند که اجازه ندهند، قدرت یک کشور بر دیگر کشورها غلبه کند. در جنگ جهانی اول ایده حکومت فدرال جهانی مطرح شد؛ به این معنا که همه جهان زیر پرچم کشورهای سلطهگر قرار بگیرند که به این ترتیب جامعه ملل بهوجود آمد؛ ولی موفق نشدند و در نهایت مسئله توازن قوا مطرح شد؛ اما در توازن قوا آلمان بر همه غلبه کرد و وارد جنگ جهانی دوم شد. در این جنگ در نهایت متفقین شامل آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین و روسیه پیروز شدند و روزولت [رئیسجمهور وقت آمریکا] نظریه برادران بزرگتر را مطرح کرد. این نظریه یعنی اینکه همه کشورها شامل یک خانواده و از فرزندان یک پدر و مادر یعنی آدم و حوا هستیم. وقتی در خانوادهای پدر و مادر فوت میکنند، مسئولیت بهعهده برادران بزرگتر خواهد بود و [ما] پنج قدرت پیروز جنگ دوم جهانی برادران بزرگتر هستیم و حق داریم، برادران کوچکتر را تنبیه کنیم. این مسئله منجر به ایجاد شورای امنیت و با اختصاص حق وتو به این پنج قدرت شد که هنوز هم ادامه دارد؛ اما مسئلهای که بهتدریج بهوجود آمد، این بود که یکی از این برادران بزرگتر انقلاب کرد که او را بهمدت 25 سال از خانواده بیرون کردند و انگلستان و فرانسه هم بهدلیل ضعفی که داشتند، زیر چتر آمریکا قرار گرفتند؛ در نتیجه شرایط بهسرعت به سمت دو قطبی شدن جهان حرکت کرد؛ یعنی دو قدرت بزرگ جهانی خود را محق میدانستند که دنیا را اداره کنند که در نتیجه بلوک شرق و غرب بهوجود آمد. این دو قدرت با هم خصومت نداشتند؛ اما رقابت داشتند که اگر هر کدام سهمی ببرد، دیگری هم سهمی ببرد تا از سلطه جهانی عقب نیفتد.

□ این وضعیت تا چه زمانی حاکم بود؟

این وضعیت تا دوران نهضت امام قدس سره که در سال 1341 آغاز شد، حاکم بود؛ بهطوری که همه نهضتها و حرکتها و جنبشها و همه کودتاها یا میبایست یا زیر چتر بلوک غرب باشند و یا بلوک شرق؛ حتی حوادثی هم که در خود ایران رخ داد، تابع این قانون بود؛ یعنی ملی شدن صنعت نفت با حمایت آمریکا به نتیجه رسید و یا نهضت مشروطه با حمایت نیروهای سفارت انگلستان به نتیجه رسید و لذا این قانونمندی مورد قبول همه بود و اعتقاد داشتند، بدون حمایت این قدرتها، امکان به نتیجه رسیدن هیچ حرکتی وجود ندارد و حتی در داخل کشور هم این باور وجود داشت و حرکتهایی مثل حزب توده، جبهه ملی و نهضت آزادی هم که بهوجود آمدند، به این مسئله باور داشتند. اما حضرت امام قدس سره نهضت را با یک ساختارشکنی بینالمللی آغاز کردند. ایشان در همان سالهای 42 و 43 صحبتهای بسیار جالبی دارند؛ اولین مطلبی که ایشان مطرح کردند، جمله معروف ایشان در سال 43 است که «آمریکا از شوروی بدتر و شوروی از انگلیس بدتر و انگلیس از هر دو بدترند و همه از همدیگر پلیدتر هستند و امروز سر و کار ما با آمریکاست»، جمله تاریخی دیگری که ایشان فرمودند این بود که «ما [به] همان قدر با نظام سرمایهداری غرب مخالفیم، همان قدر هم با نظام کمونیستی شرق مخالفیم». جمله سومی که مطرح فرمودند، این بود که «این نظام حاکم؛ یعنی نظام سلطه، یک نظام واحد است که از آن به استکبار جهانی یاد کردند که دعوای آنها بر سر تقسیم منافع و غنایم است؛ ولی دعوای واقعی بین مستکبرین و مستضعفین است».

 امام خمینی قدس سره واقعاً مبدع این نظریه بودند. ایشان فرمودند: دولتها عموماً سلطهگر و ملتها مستضعف هستند؛ حتی ایشان فرمودند: ملت آمریکا هم مستضعف هستند؛ بنابراین حضرت امام قدس سره یک نظریه جدیدی را بعداز سیصد سال به عالم و نظام بینالملل ارائه دادند که در حقیقت انقلاب اسلامی بر اساس این نظریه شکل گرفت؛ یعنی انقلاب اسلامی نه صرفاً بهدلیل سقوط شاه؛ بلکه بهدلیل تغییر کلی نظام سلطه جهانی بود. اگر شما تاریخ را ملاحظه کنید، این فرمایش امام قدس سره هشداری برای دو ابرقدرت بود. این دو ابرقدرت که تا این زمان با همدیگر درگیر بودند، درگیری خود را کنار گذاشتند و بر علیه این پدیده نوظهور متحد شدند. بنده خاطرم هست که در حادثه 15 خرداد سال 42، آمریکا و شوروی هر دو حرکت امام قدس سره را محکوم کردند و از رژیم شاه حمایت کردند؛ در حقیقت امام ساختارشکن شد و نهتنها ساختار داخلی کشور را تغییر داد؛ بلکه ساختار نظام جهانی را نیز تغییر داد و به همین علت میتوانیم بگوییم، بهدنبال نظریه حضرت امام قدس سره، نظریه نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی مطرح شد و لذا ایشان نهضت را با این وضعیت آغاز کردند. در دوران قبلاز انقلاب و دوران دهساله عمر شریفشان بعداز انقلاب، کاملاً روی این موضع ایستادگی کردند. وقتی امام قدس سره میفرمایند: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌‌تواند بکند» یا میفرمایند: «ما آمریکا را زیر پا میگذاریم» نشانه افق دید بسیار بالای ایشان است که مراقبت داشتند و لذا عنوان شیطان بزرگ را هم که برای آمریکا بهکار بردند، بر همین اساس بود و الا در تعاریف خودمان از شیطان یک نوع زیرکی میبینیم؛ ولی امام از شیطان بزرگ برداشت دیگری داشتند؛ ایشان از شیطان بزرگ برداشت غول بیشاخ و دمی دارند که با داشتن دندانهای اتمی به جنگ خدا آمده است.

 ایشان مبارزه انقلابی مردم ایران را به مبارزه و جنگ با شیطان تعمیم دادند و منظور ایشان از کلمه شیطان بزرگ این بود که آمریکا جنگ با خدا را شروع کرده است. این نظریه حضرت امام قدس سره با آیات قرآنی تطبیق میکند و جنگ ما با آمریکا، جنگ با کفر معرفی شده است ایشان آیه شریفه «فَقاتِلُوا أَئِمةَ الْکُفْرِ» (توبه/12) را میدیدند و بر اساس وعدههای قرآنی، در افق دور و نهایی هم، پیروزی مستضعفان را میدیدند؛ ایشان آینده را بر اساس آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُن عَلَى الذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (قصص/5) میدیدند و لذا نگاه ایشان بسیار کلانتر از نگاه دیگران به مسئله بود.

 من خاطرم هست در زمانی که ماجرای فتنه آقای شریعتمداری و خلق مسلمان رخ داد که طرفداران آقای شریعتمداری شهر قم را یک هفته در تصرف خودشان داشتند و احساس میشد که بهزودی همه چیز از دست میرود، امام قدس سره با خونسردی فرمودند: نگران نباشید، این عمل در نهایت به دست صاحبش خواهد رسید و ما ملزم و مؤظف به حفظ آن هستیم و این را میتوانید در صحیفه ایشان پیدا کنید.

• سه نقش مهم امام راحل در ایجاد انقلاب اسلامی

الف) نظریهپردازی انقلاب: ما میتوانیم در انقلاب، سه نقش را برای امام قدس سره ببینیم و بر این اساس رهبر معظم انقلاب میفرمایند: این انقلاب بینام خمینی قدس سره در هیچ جای جهان شناخته شده نیست؛ چراکه ایشان هم نظریهپرداز بودند و نظریات فوقالعاده بدیعی داشتند که رهبر انقلاب میفرمایند: انقلاب ما بعثت دوم بود؛ یعنی نقش حضرت امام قدس سره نقش پیامبرگونه بعداز 1400 سال بود.

ب) رهبری انقلاب: دومین نقشی که امام ایفا کردند، این بود که خودشان شخصاً وارد گود شدند و فرماندهی عملیات برای پیاده کردن نظام کمال مطلوب را که سقوط رژیم شاه بود، با کمترین هزینه به عهده گرفتند؛ ایشان هیچگاه اجازه ندادند که مردم علیه ارتش که از شهروندان ایرانی بودند، متوسل به اسلحه بشوند. اگر شما نظام شاه را یک نظام هرمی ببینید که در رأس آن شاه و فرماندهان و دولتمردان حضور داشتند و قاعده هرم را مردم ببینید، بر خلاف دیگر انقلابها هدف امام نابودی رأس هرم نبود و اجازه دست به اسلحه بردن و ایجاد جنگ را ندادند؛ بلکه قاعده هرم را از آن خود کردند؛ یعنی بنیاد و پایههای این جامعه و هرم را گسستند تا این هرم از هم پاشیده شود؛ در نتیجه علت پیروزی انقلاب ما در 22 بهمن این بود که فرماندهان در پادگانها بودند؛ ولی سربازی حضور نداشت؛ رؤسای ادارات در اداره حضور داشتند؛ ولی کارمندی حضور نداشت و... به یکباره همه چیز از درون دچار فروپاشی شد؛ لذا نقش فرماندهی امام یک نقش بیبدیل بود. این هم بر اساس تعالیم قرآنی بود که میفرماید: «إِن اللهَ لا یُغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتى یُغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»، (رعد/11) امام اجازه ترور و کودتا و جنگ مسلحانه ندادند و گفتند سعی کنید، مردم بصیرت پیدا کنند تا خودشان قیام کنند.

ج) معماری انقلاب: نقش سوم امام خمینی قدس سره معماری انقلاب بود؛ یعنی ساختار بعداز انقلاب را هم خودشان بر اساس اصل نظریه ولایت فقیه پایهریزی کردند؛ ایشان ساختاری بهنام جمهوری اسلامی بهوجود آوردند که توانسته است، مدت چهل سال در برابر همه تهدیدات قدرتهای بزرگ ایستادگی کند. امام قدس سره بنیانگذار کبیر این انقلاب بود که در زمان غیبت توانست، پیامبرگونه با نظام سلطه مقابله کند و اگر نامه ایشان به گورباچف را مورد توجه قرار دهید، ایشان در آن نامه قبلاز فروپاشی مارکسیسم و کمونیسم این ندا را دادند که بعداز این باید در موزهها بهدنبال آن [مارکسیسم و کمونیسم] بگردید و فرمودند: سرمایهداری غرب هم همین سرنوشت را خواهد داشت و این حرف را با یقین گفتند؛ همچنین ایشان به گورباچف گفتند: به دامان غرب نیفتید. دیدیم که پیشبینیهای حضرت امام قدس سره در طول این سالها به حقیقت تبدیل شدند.

• مسئله صدور انقلاب حرکتی در جهت مقابله با نظام سلطه

امام خمینی قدس سره برای مقابله با نظام سلطه، مسئله صدور انقلاب را مطرح کردند و گفتند: اگر شما ماهیت انقلابتان را بهخوبی صادر کنید و به سایر ملتها آموزش بدهید، آنها خودشان قیام خواهند کرد و این اتفاق رخ داده است. امروز در اثر صدور انقلاب در میان ملتهای مسلمان، بیداری اسلامی بهوجود میآید و در جهان غرب و آمریکا تسخیر وال استریت رخ میدهد و همه میگویند: ما از شما یاد گرفتهایم؛ ایشان حتی پیشنهاد تشکیل حزب مستضعفین جهانی را دادند. در واقع ایشان صرفاً بهدنبال سقوط شاه و جانشینی رژیم دیگری در ایران نبودند. اگر این بحث را باز کنیم، عظمت کاری که حضرت امام قدس سره انجام داد، مشخص میشود و مقام معظم رهبری هم، همان راه را پیش میروند و امروز انقلاب ما بهصورت سیلآسا در جهان پیش میرود؛ به برکت انقلاب اسلامی، امروز جمهوری اسلامی نفوذی در اطراف خودش دارد که نظام سلطه را به وحشت انداخته است و این بینظیر است.

□ بعداز رحلت حضرت امام خمینی قدس سره دولتها چقدر با گفتمان همراه بودند؟

بنده معتقدم حتی در دوران حضرت امام قدس سره هم دولتها با ایشان همراهی کاملی نداشتند؛ دولت بازرگان راه دیگری را میرفت. دولت بنیصدر و دولت میرحسین موسوی هم همینطور؛ ضرورتاً اینطور نبوده که حرکتهای زیگزاگی بعداز امام شروع شده باشد. حرکت حضرت امام قدس سره حرکتی بود که تمام افکار و اندیشههای موجود را به چالش کشید؛ همانطور که اشاره کردم، دولت موقت از نخبگان لیبرال و غربگرا بود که بر سر کار آمد و اعضای کابینه آن نمی‌‌توانستند از روششان دست بردارند و این وضعیت در تمام دولتها ادامه داشته است. بنده در حال نگارش کتابی بهنام مطالعه تطبیقی سیاست خارجی دولتهای بعداز انقلاب هستم. در این کتاب اشاره کردهام که چرا دولتهای بعداز انقلاب بدون استثنا از خط مشی امام و رهبری جدا شدند. اگر شما نگاه کنید، میبینید که هیچ تغییری در سیاست داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی که بنیاد آن با حضرت امام قدس سره بود و رهبر معظم انقلاب هم ادامهدهنده آن راه هستند، بهوجود نیامده و همچنان ثابت و پایدار باقی مانده است. در حوزه سیاست خارجی استکبارستیزی همچنان جزء سیاستهای نظام است و در قانون اساسی و فرمایشات امام و رهبری مطرح شده است؛ ولی دولتها هر کدام بهزعم خودشان راه دیگری را میروند. علت این بوده است که نگاه امام و مقام معظم رهبری یک نگاه کلان و تا زمان دوران ظهور است که بر این اساس، ما رسالتی داریم؛ اما نگاه دولتها یک نگاه موقت و کوتاهمدت است و هر کسی میخواهد در مدت چهار سال ریاست جمهوری، از موقعیت هم بهره ببرد و هم اینکه بگوید من موفق بودم؛ از طرف دیگر از ابتدای انقلاب دو نظریه مطرح بوده است: یک نظریه که معمولاً تودهها هم همان نظر را دارند و آن این است که انقلاب اسلامی زمینهساز ظهور امام عصر  عجل الله تعالی فرجه الشریف است و جنگ با مستکبرین تا ظهور ایشان و برای تشکیل حکومت جهانی اسلام ادامه دارد، ما باید ارزشها آن را حفظ کنیم؛ نظر دیگری هم وجود دارد که متأسفانه بسیاری از نخبگان ما به آن عقیده دارند و آن این است که ما انقلاب کردیم که به قدرت برسیم و حکومت کنیم و بهجای رژیم شاه ما از مواهب حکومت بهره ببریم و این مطلب را علناً بیان میکنند و این، یعنی باید شرایط حاکم بر جهان را بپذیریم آمریکا کدخداست و ما باید زیر چتر کدخدا قرار بگیریم. صحبتی که یکی از آقایان بیان کرده بودند: که ما باید مثل آلمان و ژاپن عمل کنیم، نیز بر همین اساس است؛ یعنی دست از ایدئولوژی و مبارزه با استکبار برداریم و اجازه بدهیم که آمریکا مجدداً بهعنوان کدخدا و صاحب سلطه در کشور ما باشد. بنده این نظریه را در مقالهای بهنام ما انقلاب کردیم که حکومت کنیم، مطرح کردم و این افراد را به دو دسته تقسیم کردم و نوشتم: یک دسته انقلابیون هستند و یک دسته حکومتگرا؛ لذا این مشکل مربوط به دوران بعداز امام نیست و از همان روز اول پیروزی انقلاب این مشکل وجود داشته است و در صدر اسلام هم وجود داشته است. در صدر اسلام هم شما میبینید، عدهای با امیرالمؤمنین قدس سره مخالفت میکنند و خودشان خلافت ایجاد میکنند. کسانی بودند که بهدنبال حکومت بودند؛ نه بهدنبال اسلام و اسلامی را قبول داشتند که بتوانند بهنام آن حاکمیت داشته باشند.

□ آیا توانستهایم این اندیشه را در عرصه بینالملل بهعنوان یک گفتمان مطرح کنیم؟

بله، البته بنده این مطلب را نه بهعنوان گفتمان؛ بلکه بهعنوان یک مکتب و بهعنوان یک نظریه کلان میبینم؛ وقتی ساموئل هانتینگتون بعداز فروپاشی شوروی نظریه برخورد تمدنها را مطرح کرد، بنده عرض کردم که اشتباه میکنید. تمدنها با هم برخورد ندارند؛ بلکه برخورد آنها با سلطه است. ملتها قیام کردند و به هم نزدیک شدند و تضادی هم ندارند. اردوگاه سلطهگران و سلطهستیزان که اردوگاه سلطهستیزان ملتهای جهان به رهبری ایران هستند و اردوگاه سلطهگران هم به رهبری آمریکا هستند و قواعد آن را هم تعریف کردم و آن را در انگلستان و اندونزی ارائه دادم. واژه گفتمان یک واژه موقتی است؛ گفتمان امروز هست و فردا از بین میرود؛ به همین علت بنده از لحاظ تئوریک معتقد هستم، این مکتب عظیمی است که آمده بماند و انشاءالله میماند. این یک نظام فکری و یک اندیشه و یک مکتب است و امروزه تمام تلاش ما در صحنه بینالملل این است که این مکتب رونق بگیرد. وقتی روسیه به سراغ ایران میآید و آقای پوتین قرآن به رهبر انقلاب اسلامی هدیه میدهد و صراحتاً میگوید: اندیشههای ارتدکسی ما در تضاد با اندیشههای شما قرار ندارد و بعد در تقابل فکری با غرب میایستد و رهبری ما هم میپذیرد و این، یعنی ما در این عرصه موفق بودهایم.

متأسفانه بسیاری از افراد با توجه به سابقه روسیه این اشتباه را دارند و میگویند روسیه خطرناک و فرصتطلب است؛ این در حالی است که روسیه به ما نیاز دارد و چین هم در آینده همین وضعیت را خواهد داشت. شما در دعواهایی که در منطقه وجود دارد، هم میبینید که این دو اردوگاه در مقابل هم ایستادهاند. مردم عراق، سوریه، لبنان و یمن در قالب حشدالشعبی، جیش وطنی، حزبالله و انصارالله به میدان آمدهاند و دولتها نقش حاشیهای پیدا کردهاند و این همان پیشبینی حضرت امام قدس سره است که ملتها قیام کردهاند. در آمریکای لاتین با وجود بعد مسافت و تفاوتهای مذهبی و فرهنگی که بین ما و آنها وجود دارد، ملتها با ما هستند و میگویند: شما ساختارشکنی کردید، ما هم پیرو شما هستیم. بنده در مسافرتهایی که به آمریکای لاتین داشتهام، مشاهده کردهام که از ایرانیها استقبال بسیار خوبی میشود و میگویند: شما آمریکا را زیر پا گذاشته و تحقیر کردهاید و شما بودید که گفتید: آمریکا هیچ غلطی نمی‌‌تواند بکند و نتوانست. بنابراین ما باید در سطح بینالملل با همین نگاه قدرتمندانه امام حرکت کنیم؛ متأسفانه نخبگان و دولتمردان ما هنوز هم موضع ضعف دارند.

بنده بارها گفتهام که استکبار آنقدر مستکبر است که تا شما را زیر پا له نکند، دست بر نمی‌‌دارد؛ مثل همان بلایی که بر سر قذافی آوردند. در برابر استکبار فقط و فقط مقاومت جواب میدهد و اگر یک قدم به سمت استکبار بردارید، هزاران قدم دیگر هم باید بردارید، این مطلبی است که در جریان فلسطین مشاهده کردیم؛ زمانی که جنبش فتح و ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) بهوجود آمد و یاسر عرفات بهنام ابوعمار، اسمش پشت دشمنان را میلرزاند؛ ولی وقتی شروع به سازش کرد و راه مبارزه را رها کرد. همه چیز را از دست داد و هیچ چیز بهدست نیاورد و در نهایت در پشت خاکریزهای ساحل غربی رود اردن او را مسموم کردند و جنازهاش را هم به خانوادهاش ندادند؛ این گفتار باید با قدرت پیش برود.

راجع به برجام ما از همان اول میدانستیم که این راه غلط است و مخالفت هم میکردیم. بنده نامهای سرگشاده به آقای رئیسجمهور نوشتم که این راه اشتباه است و شما نباید به اینها اعتماد کنید. اینها دروغ میگویند و ساختار استکبار بر دروغ و حقه استوار شده است و... و الآن هم دیوانهای بهنام ترامپ به جنازه برجام لگد میزند.

در اثر انقلاب ما و رهبری پربرکت حضرت امام قدس سره در چهار سطح مختلف این انقلاب تحول ایجاد کرده است؛ هم در سطح ملی که توانست، نظام کارآمدی بهنام جمهوری اسلامی ایجاد کند و جامعهای بهنام جامعه ولایی بهوجود بیاورد که این دو مسئله دو اثر فوقالعاده مهم بودند؛ در سطح منطقه هم، اسلام و جامعه اسلامی را احیا کرده و توانسته مسلمانان را به قدرت رسانده و احیا کند که به اسلام خودشان افتخار کنند. در سطح جهان نیز نظام سلطه را به چالش کشیده و در مقابل آن، رقیبی بهنام سلطهستیزان را ایجاد کرد و باعث شد که ملتها قیام کردند و در تاریخ تمدن بشری تحول عظیمی بهوجود آوردند که کل تمدن غرب را به چالش کشانده است و در حال احیای مجدد تمدن عظیم اسلامی است؛ بنابراین در مجموع نگاهی که در سطح کلان به انقلاب اسلامی داریم، مشاهده میکنیم که در طول این چهل سال، هم در سطح ملی، هم در سطح منطقه، هم در سطح جهانی و هم در سطح تاریخی، انقلاب ما تاریخساز و ساختارشکن و ساختارساز بوده است.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




جمعه ٠١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام